به بهانه احیای منش و حکمت مطهر
12اردیبهشت سالروز شهادت آیت الله شهید مرتضی مطهری ،عالم جامع، فیلسوف،متفکر و از شخصیتهای جامع و بلند پایه اسلام در قرن معاصر میباشد . روزی که به بهانه سپاسگزاری از تلاشهای مستمر آن بزرگوار به عنوان "روز معلم " نامگذاری شده.، چراکه او به فرموده مقام معظم رهبری با آثارش مبانی فکری جمهوری اسلامی را چهارچوب بندی نموده و معلم این نظام است . شخصیتی کوشا ،متعهد،دلسوز دین ،بینا نسبت به جامعه ،علاقمند به اقشار مختلف مردم و صد البته به معنای واقعی کلمه ، عصری و به روز .
مطهری فهمید و گفت و نوشت . سلسله وار و منظم . هدفمند و گره گشا. مطهری نوشت نه برای گذشتگان و آیندگان ، که بلکه هدف و نیتش، معاصرین و هم دوران های خویش بود . مشکلات گذشته را رها کرده و به حال نگریست . تاریخ نوشت، ولی آنچه را برای جامعه امروزش لازم بود متذکر گردید . نقد کرد، ولی نه برای تفاخر به سوادش، که از برای اصلاح روش امروزش. از اعتقادات گفت، نه برای رفع تکلیف، بلکه برای تحکیم پایه های جامعه اش. و این چنین بود که ماندگار شد .
در جایی رمز جاودانگی نام و آثار مطهری را تبیین "دین جامع "از هر بعد با عنایت به ابعاد وجودی مختلف انسان و در جایی دیگر تنوع و تکثر آثار را عامل بقای نام اوبرمیشمارند .
آنچه به نظر می آید اینکه مطهری با قدرت تجزیه و تحلیل بسیار بالا و روحیه نقادی بسیار عمیق نسبت به وضع موجود و آنچه از گذشته ، امروز جامعه اش را تحت تاثیر قرارمی داد ، قلم به دست گرفته و نوشته و در بسیاری موارد در سخنرانی درد دل کرده و آنچه داشته عرضه نموده است . مطهری برخلاف برخی علمای قدیم و معاصر، به فکر سلسله آثار و مجموعه نوشته ها نبوده و رفع مشکلات جامعه برایش بسیار مهمتر از چاپ و مجموعه آثار و ماندگاری در قفسه های کتابخانه ها بوده است .
او با روحیه نقادی خویش ، تیشه به ریشه مشکلات جامعه زده و با کنار نهادن تعارف و برخی مناسبات ، به راحتی زبان نقد را آنهم شاید به تلخی شمشیری برّان ، بر منحرفین گذشته و حال دوران خویش می گشاید .
او تطهیر فکری، تصفیه اخلاقی و پالایش عملی داشته ها را هدف قرارداده و نوشته و سخن رانده و تا دم آخر از مجاهدت بازنایستاده. مجاهدتی خستگی ناپذیر که به حرارت و گرمی خون قلبش پایان نپذیرفته و امروزه نیز با آثارش در آن پای می فشارد .
استاد شهید رفت و با آثاری که به قول بنیانگذار فقید انقلاب ،همه بی استثناء آموزنده و روانبخش است ، همچنان بر آسمان فکری این مرزو بوم می درخشد . آثاری که شاید بیشتر اجتماعی و عملی و مردم فهم بودنشان باعث ماندگاری آنها شده است . آثاری با مشخصه بسیار مهم عصری بودن.
حال بیش از نیم قرن از حضور آثار آن مجاهد عزیز در جامعه می گذرد. نیم قرن با حضوری درخشان و چشمگیر. مطمئنا آثار استاد شهید یکی از پرتیراژترین آثار موجود در قرن معاصر در مملکت اسلامی ایران بوده و نوبتهای چاپ متوالی آن نشانگر اقبال عموم به این آثار .
اما نیم قرن فاصله زمانی آثار با جامعه کنونی، در اندیشه به روز و عصری آن استاد شهید، مطمئنا فاصله ای است قابل تامل و تحلیل . نیم قرن تکرار ، بدون نوسازی، بدون نقد، بدون تبدیل به احسن. نیم قرن یکسان فرض نمودن مخاطبین، عدم توجه به رشد وسیع علمی در جامعه، عدم توجه به تناقض ها،تفاوت ها، تعارض ها . نیم قرن دعوت به مطالعه ،سمینار،جشنواره، مسابقه کتابخوانی و مقاله نویسی.نیم قرن درجا زدن .
آنچه برای آثار استاد شهید بسیار خطرناک به نظر رسیده و حتی برای درس آموختگان مکتب مطهرش شاید به نوعی جفا در حق استاد و نادیده انگاشتن دروس ایشان باشد ، صحیح انگاری و عدم قابل نقددانستن آثار ایشان میباشد . معظلی که شاید به شیوه ای خاص هدایت شده و درصدد اهداف مورد نظر برخی نیز بوده باشد . تشکیل سمینار ها و جشنواره ها و حتی دبیرخانه های دائمی (مثل حکمت مطهر) و دعوت و توصیه عموم و خواص به مطالعه آثار آن استاد شهید ، جامعه فکری و علمی کشور را به صورت هدفمند به سمتی خاص هدایت می نماید . هدایتی که در آن ضمن دعوت و ترغیب و نوعی هدایت ظاهری به سمت آثارایشان ، دورسازی جامعه از اندیشه های موجود به روز نیز موج میزند .
آثار استاد شهید که به فرموده مقام معظم رهبری مبانی فکری جمهوری اسلامی را چهارچوب بندی کرده است ،امروزه به صورت کاملا تئوری در جامعه تبلیغ شده و در اذهان در حافظه کوتاه مدت مسابقه ای و جشنواره ای ذخیره میگردد . آثاری که وجه تئوری آنها مورد عنایت واقع شده و برخلاف نیت و هدف آن مجاهد عزیز ، عملیاتی نمی شود .
آثار استاد شهید بروز نمیگردد تا عملیاتی نشود . نقد نمی شود تا منش استاد فراموش شده و اسطوره ای علمی در جامعه باقی بماند . ترویج میشود تا عصری نباشد . تا دوای درد امروز در آن یافت نشود . تا مشغولیتی ذهنی باشد نه بیشتر.
نهاد کتابخوانی کشور مطالعه نه فقط یک اثر استاد بلکه تمامی آثار را، برای درک هر کدام از نوشته های استاد، برهمگان لازم دانسته و آن را مقدمه برای مطالعه نهج البلاغه علی(ع) برمیشمارد . همین نهاد توصیه میکند آثار بالغ بر 60جلد را همگان به ترتیب از سهل به دشوار یکبار برای آموزش و باردیگر برای تحقیق ،دوبارخوانی نمایند . بخوانند و بخوانند . بدون عملیاتی کردن. بدون نقدکردن . بدون سبک و سنگین کردن . بدون به روز کردن . که بعد از این سیرمطالعاتی حداقل سه ساله، میتوانند نهج البلاغه در دست گرفته و کلام امیرکلام را نوش جان نمایند .
مرور پیام بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی که در اوج مصیبت از دست دادن استاد شهید که با لقب فرزند عزیز یاد مینمایند، پندآموز خواهد بود . ایشان از صحیح انگاری آثار خودداری نموده و به زبانی گویا از آموزنده و روانبخش بودن نوشته های استاد به دلیل ایمان و نوع بیان آن استاد شهید سخن میگویند . امام(ره) به قشر تحصیل کرده و اندیشمند ایران یعنی دانشجویان و طبقه روشنفکر با مشخصه متعهد بودن این وظیفه را گوشزد میکنند که نباید اجازه فراموشی کتابهای استاد را داده و دسیسه های غیراسلامی را نادیده انگارند . توجه به وارثین مشخص شده آثار استاد شهید در کلام امام(ره) مهم است، که گروهی را شامل میگردد که اندیشه و نقد اندیشه از خصوصیات ذاتی آنها می تواند باشد .
کوتاه سخن اینکه سیاست تبلیغ در باب مطالعه آثار آیت الله شهید مرتضی مطهری(ره) آنهم به شیوه ای ترغیبی و گاهی تحمیلی در عین اینکه میتواند قدردانی کوچکی از زحمات آن بزرگ اندیشمند باشد، ولیکن سوالات زیررا عامل میگردد :
1.استاد شهید علمی سخن گفته و برای عملی سازی آن بسیار دغدغه داشته است . آیا سیاست فوق الذکر پیرو این منش استاد میباشد ؟
2.استاد شهید به روز بوده و عصری و از مشکلات حال جامعه اش باخبر. آیا مشکلات نیم قرن پیش با امروز جامعه ما همخوانی دارد؟آیا تجویز دوای 50سال پیش برای دردهای امروز درمان صحیحی است؟
3.استاد شهید نقاد بوده و نکته سنج . روحیه نقادی استاد، بزرگان فلسفه در طول تاریخ ، جامعه هم لباس خویش ، تاریخ گذشته و حتی مهمترین مراسم اجتماعی و مردمی موجود در جامعه تشیع را شامل شده است . آیا سیاست فوق الذکر مروج روحیه نقادی استاد برای وضعیت حال جامعه نیز میباشد ؟
4.استاد شهید آثار بزرگان را ،صدالبته به صورت موردی و آنهایی که برای دوران حیاتش و جامعه پیرامونش لازم و ضروری بوده ، نقد کرده از بت و اسطوره پروری حذر داشته . آیا سیاست مذکور نیز چنین روندی را درپیش گرفته است؟
5.استاد شهید درمانگر دردهای نیم قرن پیش از حال بوده است . آیا برای دردهای امروز جامعه در فقدان آن عزیز درمانگری نمی توان یافت ؟ آیا بروزنویس آگاه و عالمی که معاصر باشد و نکته سنج و مردم فهم و درمانگر ، در جامعه علمی کشور موجود نیست؟
سخن آخر اینکه به نظر می آید ترویج و عملی سازی اندیشه با صحیح انگاری و تقدس بخشی به آن و عدم نقدپذیر قلمداد نمودنش ، روشی است تخریبی و ویرانگر ، نه ترویجی و پایه گذار حرکت .



کلیه حقوق محفوظ است / 1392