برای تبریز و هیات های پرشورش :
اعلام خطر در باب آفات ریشه ای هیئات و دسته جات عزاداری
در ایام فاطمیه سال جاری به همت شورای هیئات و دسته جات حسینی شهر تبریز و سازمان تبلیغات اسلامی استان ، نخستین همایش "سخنرانان و مربیان قرآنی هیئات مذهبی شهرستان تبریز" با حضور و سخنرانی نماینده ولی فقیه در استان برگزار گردید . جلسه ای که برخلاف عنوانش ، بیشتر میزبان مسئولین و نمایندگان هیئات بود تا سخنرانان و مربیان قرآنی .
حضور در این جلسه بهانه ای شد برای قلم فرسایی در باب دردهایی که سالهاست دل را به درد آورده و سینه را به تنگ . دردهایی که شاید چشمان نکته سنج آنقدر تقیه در بابشان به خرج داده اند ، که امروزه آفتی در مزرعه پرازمحصول گشته و سم پاشی همه مزرعه کاری ناممکن. آیا بایستی به میوه های کرم خورده راضی شد و یا به کم امروز قانع بوده و به امید فردای پرثمر به اصلاح روی آورد ؟
امیدآنکه عریضه زیر به عنوان عرض ادبی به ساحت هیئات و دسته جات عزاداری و مسئولین و خادمین محترم آن قلمداد شده و فتح بابی باشد برای زبانگشایی منتقدین و مدافعین وضعیت فعلی هیئات، که رشد کیفی و کمی و زدودن آفات به غیر ازهم اندیشی و شناخت آنچه هست و آنچه بایستی باشد ناممکن است .و ای کاش همه آن شود که رضای محبوب برآن باشد .
هیات و لزوم مردمی بودن آن :
هیات های مذهبی تشکلی مردم نهادند که با همت و تلاش عده ای از افراد جامعه شکل گرفته و به صورت مردمی و خواست آنها ، خون حیات در رگهای آن جریان دارد . هیات امنای هیاتهای مذهبی اکثرا از بزرگان محلات و یا اصناف بوده و دارای توانایی بسیج مردمی در حیطه محله و منطقه خویش میباشند . افراد مقبول العامی که آستین همت بالازده وبرای تشکیل و اداره هیات ، ریش و آبرو گرو گذاشته اند .
نهاد مردمی یعنی شاکله ای با سلیقه شخصی افراد که دارای ضابطه و قانون خاصی نیست و سلایق بر ضوابط ارجح می باشند . نهاد مردمی یعنی عمری طولانی به قدمت نسلهای یک خاندان و یا عمری کوتاه به حد یک تصمیم احساسی. نهاد مردمی یعنی تشکیلاتی بدون مشکل ثبت و فارغ از چهارچوب . زود ثبت و شاید زود منحل .
درگذشته تشکیل این نهادهای مردمی و عضویت در هیات امنای آن دارای قانون نانوشته ریش سفیدی و معتمدی بود . قانونی که هر سنی را نپذیرفته و مقبولیت عام برایش بسیار اهمیت داشت . به قولی شرط عدالت به معنی عدم گناه ظاهری و عدم اصرار بر گناهان صغیره برهیات امناء شرطی لازم بود . شئون خاصی داشت و هرکسی را آن شئون ناممکن . تشکیلی که بدون اجازه و رخصت از بزرگان و عالمان ممکن نبود و کسب تکلیف در بنای آن نقشی اساسی داشت .
اما امروزه این قانون نانوشته متاسفانه نادیده انگاشته و خوردن تقی به توقی ، باعث جداشدن عده ای از جایی و جمع شدن در جایی دیگر به نام هیات امناء هیاتی دیگر میشود . که این "هیات اندر هیات" را میتوان "هیات به توان هیات" مورد، در نظر گرفت .
ریش سفیدی از مد افتاده و متاسفانه ظاهرالصلاح بودن نیز دیگر چندان شرط مهمی نیست، که دل صاف باشد و پیراهن سیاه همیشه برتن و تسبیح بر دست و عده ای هوادار کافیست!!
هیات نهادی مردمی است . تشکلی از بدو تشکیل به همت مردم تا اداره کل امور. هیات نهادی مردمی است با ناظرینی به وسعت مخاطبینش و همه آنهایی که دل در محبت اهل بیت (ع) دارند. هیات یعنی مردم و هر هیات نمایانگر مردمی از بخشی از این جامعه مملو از هیات است . نماینگر خواسته ها و فرهنگ ها و داشته ها و نیازها.
قدردانستن مردمی بودن هیئات از طرف نهادهای ذیربط با تشکیل شورای هیئات و دسته جات حسینی که اعضایش منتخبین خود هیات ها هستند، قدمی بسیار ارزشمند و ستودنی است به شرط آنکه این شورا همیشه و همه جا زبان گویای هیئات بوده و مدافع ارزشهای گذشته باشد. شورایی که توان ساماندهی و سمت دهی به هیاتها را داشته و بدون تغییر در مالکیت مردمی هیئات ، نظمی نوین در آنها حاکم سازد . نظمی که مدافع قوانین نانوشته ریش سفیدی و معتمدی باقی بوده و رخصت و اجازه را قدر بداند .
هیئات و دسته جات حسینی بایستی مردمی بمانند و نمک گیر گروهها و نهادها و دولت ها نگردند. بایستی با اندیشه و توان مردمی ادامه حیات داده و زاد و ولد در حد مورد نیاز داشته باشند . که گاهی زاد و ولد بیش از حد و غیرقابل کنترل ، فرزندان ناخلفی به وجود می آورد ،که آبروی قومی را برباد داده و حیات والدینش را به ممات بدل میسازد . آیا وجود 1700 هیات ثبت شده در شورای هیئات مذهبی نشان رشد است یا نشان وجود اختلاف و تشدد سلایق و عدم پایبندی به قوانین عرفی نانوشته؟ آیا هیاتی که سالانه چند هیات از خود به وجود می آورده ، هیاتی آینده ساز است یا ویرانگر حال و آینده؟ نقش شورای هیئات در اوضاع کنونی چیست ؟ کجایند بزرگانی که به داد تکثر ویرانگر هیئات رسیده و این آفت ریشه کن کننده هیئات را سمپاشی نمایند ؟
توصیه به شورای هیئات مذهبی این است که خصوصی سازی ذاتی هیئات حسینی را تضعیف ننموده و هیئات را زیر پرچم نهادهای دولتی نبرده و در عین حال با همراه و همدل کردن هیئات با شورا ، ساماندهی سریعتر هیئات را با ریش سفیدی عهده دارگردند. ساماندهی که با تنظیم ضوابط عرفی و افزایش معرفت در باب سنگینی مسئولیت برای تازه به دوران رسیده ها و همچنین توجیه بزرگان پابه سن گذاشته در باب روحیات جوانان ممکن خواهد بود.
هیئات تک رکنی :
هیات های تبریز اکثرا به جای ارکان مدیریتی فقط دارای یک رکن در مدیریت میباشند . رکنی به نام "مداح" که هیات ها نیز با همین عنوان در جامعه مطرح و شناخته میشوند . در اکثر هیات های حسینی تبریز هیات امنا بعد از انتخاب و جذب مداح به هیات ، به صورت خود به خود کنار نهاده شده و خود خواسته مطیع خواسته ها و سلایق مداح میگردند . عجیب تر آنکه تمامی برنامه ریزی های هیات نیز مطیع محض علایق مداح هیات شده و خود را با آن مطابقت میدهد . وااسفا از اینکه برخی مادحین برای کسب چنین جایگاهی حتی حاضرند هیات امناء را ماهها در انتظار و پشت خط بنشانند تا با بدست آوردن اختیارات تام ،جواب بله را مرحمت فرمایند .
نخستین تاثیر مدیریت تک رکنی در هیئات ،حذف اتاق فکر و تصمیم هیات امناء، از بخش فرهنگی هیات و توجه صرف به شیوه اداره و اجرای هیات میباشد . حذف نقش تصمیم سازی هیات امنا و مختص سازی آنها به اجرای برنامه بزرگترین ضربه را به اهداف معرفت افزایی و شعوری هیات وارده نموده و متاسفانه لطمات جبران ناپذیری به برنامه های هیئات و آینده و اعتبار آنها وارد میسازد .
امروزه مادحین محترم بدون توجه به جایگاه هیات امنا و سخنرانان هیئات ، آنگونه که خویش طالبند هیات را صبغه دلخواه خویش داده و رنگ سلایق خویتش را برآن غالب مینمایند .امروزه مادحین محترم رکن اصلی هیات بوده و هیات امنایی مطیع را طالبند . اطاعتی که اگر نباشد با ترک هیات توسط مداح مواجه و احتمالا بافروپاشی هیات و ظهور هیاتی جدید همراه خواهد بود .
وابستگی بیش از حد هیئات به مداح و تکی رکنی شدن آن مشکلی بسیار بزرگ و اساسی است که متاسفانه غفلتی عجیب از آن را شاهدیم . سوال این است که هیات امنای دسته جات و هیئات مذهبی چرا وبه چه دلیل وظیفه اصلی خویش در راه نیل هیات به سمت اهداف والای خود را به فراموشی سپرده و خویش را خلع مسئولیت نموده اند؟ به کدامین دلیل موجه اهداف هیئات را به پای جذب یک نفر مداح ،که فقط جزئی از هیات است نه بیشتر، قربانی نموده اند ؟ آیا جذب مخاطب به هر بهانه ودلیلی (مثلا به بهانه صدای خوب یک نفر مداح) میتواند عامل واگذاری مسئولیت هیات به مداح شده و هیاتی تک رکنی را عامل گردد؟
توصیه به هیات های امنای هیئات محترم این است که وظیفه شناس بوده و مدافع اهداف اصیل هیئات مذهبی که همانا معرفت آفرینی در جامعه و ایجاد شور توام با شعور است، باشند. هیات امنای محترم عنایت داشته باشند که تشکیل نهادی با پرچم اهل بیت مسئولیتی عظیم در پیشگاه الهی است که جوابگویی در باب آن روزی لازم خواهد آمد. روزی که نمیتوانند بگویند : بنده بی تقصیرم .
اختلاف درون هیاتی :
از نوادر صحنه هایی که دیدن آن در هیات ها به آرزویی دست نیافتی بدل گشته، رویت مادحین هیات در زمان سخنرانی و برعکس دیده شدن سخنرانان هیئات در زمان مداحی می باشد . متاسفانه مجریان دوبخش اصلی برنامه های هیات یعنی مسئولین اجرای بخشهای شعوری و شوری هیئات از حضور در برنامه های یکدیگر سرباززده و به بهانه های مختلف عذر می آوردند . مداحین عزیز دیردر مجلس حاضر شده و منتظر ختم کلام سخنران هیات و حتی پذیرایی بعد از آن میشوند ، که شاید نشان از ارادتشان به مطالب مطروحه از طرف سخنران بوده و از سوی دیگر سخنرانان محترم هم بعد از اتمام کلام با سرعتی باورنکردی مجلس را ترک مینمایند تا سوالی عجیب در اذهان شکل بگیرد که چرا این دو نهاد معرفت زا و احساسات برانگیز هیات، تاب و توان تحمل یکدیگر را ندارند ؟
متاسفانه کمبود وقت دلیل اصلا مناسبی برای این حرکت بسیار زشت نبوده و شاید دلیل ذهنی مخاطبین بیشتر به واقعیت نزدیک باشد که این دو رکن هیات با یکدیگر اختلاف دارند و تحمل یکدیگر را برنمی تابند . اختلافی که ظاهرا نیز نمودش را علنی نموده و از پنهان سازی آن عاجز اند.
شاید دلیل این حرکتهای بسیار غیر منطقی، ناهمگونی در ارکان هیات و شاید نیز ادعای طرفین در باب میزان تاثیرگذاری در هیات باشد . شاید هیچگاه مادحی حاضر نیست پای منبر عالمی بنشید، تا فقط مخاطبین هیات مکلف به تکالیف دینی گردند و شاید هیچگاه سخنرانی حاضر نیست پای مدح و عزاداری مادحی بنشیند، تا بلکه با حاضرین در اشک بر مصائب اهل بیت (ع)همراه گردد .
سوال این است این دو نهاد اساسی در برنامه های هیئات مذهبی چند باردور یک میز نشسته و با هم سخن گفته اند؟ چند بار به همفکری در باب نیازهای جامعه و هیات خویش پرداخته و راه چاره برای آن جسته اند؟ آیا توانسته اند انتقادات خویش بر یکدیگر را به راحتی بیان و دل خویش را از زیغ پاک نمایند ؟ آیا قدر یکدیگر در باب نظارت متقابل را دانسته اند؟ آیا دقت در پنبه نکردن رشته های یکدیگر در مجلس را داشته اند ؟
مخاطبی که قراراست حرف و عمل متناقض از عالم و مادح هیات خویش در عرض فرصتی کوتاه در یک مجلس را بشوند ، چه عکس العملی بایستی از خود نشان دهد؟ چه تصمیمی باید برای قدمهای آینده خویش در زندگی برگزیند؟ آیا حضور متقابل مداح و سخنران در ساعات اجرای برنامه به نفع طرفین و هیات نخواهد بود ؟
توصیه به سخنرانان و مادحین محترم هیئات مذهبی اتحاد و همدلی و دوری از تفرق ظاهری و باطنی است . بهتر این است قدر حضور در برنامه های یکدیگر را دانسته ، در نقد یکدیگر در خفا و فضایی خصوصی کوشا باشند . بهتر است به فکر تهیه غذای فکری مشترک برای مخاطب بوده و از شوری و شیرینی آن آگاه باشند. که اگر آشپز دوتا شود وای به حال خورندگان آش. پس ای کاش یکی شوند در دو قالب.
غیبت عالمان از هیئات :
از معظلات اساسی هیات های مذهبی تبریز، میتوان به دوری و غیبت عجیب عالمان از هیئات اشاره نمود . غیبتی که متاسفانه به حذف سخنرانی و بحث علمی از هیئات منجر شده و در بسیاری از هیئات برای خالی نبودن عریضه، ناآگاهان بر منبر معرفت افزایی تکیه کرده اند . متاسفانه دوری صاحبان علم از جمله عالمان دینی از هیئات و عدم حضورشان در برنامه ها باعث انحراف در برخی برنامه ها و عدم تطابق آن با شرع گشته است . دوری که نه تنها منبرهای هیئات را شامل شده بلکه دیده شدن علما در هیئات را نیز به خواسته ای ناممکن شبیه نموده است.
خالی ماندن کرسی تبیلغ علمی دین و شعوری اهل بیت (ع)،بسته شدن درب علم واقعی اهل بیت(ع) را عامل و انحرافاتی همچون خواب و رویا و کرامتهای خودساخته را برهیئات حاکم نموده است . چه بسیار ترجمه هاو تفسیرهای غلط ، چه بسیار برداشتهای نادرست و مکاتب انحرافی که از بابت همین غیبت ها در هیئات جوانه زده و رشد کرده و درختی تنومند شده است.
به واقع سوال این است که دلیل دوری حوزه و اهلش از هیئات چیست؟ آیا علمای ما اگر منبر نروند، حاضر به حضور در هیات و شناخت و اصلاح معایب نیستند؟ آیا لباس روحانیت باعث دوری از هیات میشود؟ آیا اهل فضل در باب خالی شدن هیئات از علم و معرفت اهل بیت (ع) احساس خطر و احساس وظیفه نمی نمایند ؟
در اینکه بایستی اهل هیات احترام اهل علم و فضل را به جا آورده و جایگاه مقدس آنها را قدردانند شکی نیست ، اما طبیب دوّار بودن از نشانه های عالمان است که متاسفانه در جامعه کنونی بسیار سخت است عالم دنبال متعلم یافتن .
شاید خودبرتربینی ، شاید غرور علمی ، شاید تقدس کاذب لباس ، عاملی شده باشند در باب دوری علمای محترم از هیئات که در هر صورت ظلمی بسیار عظیم و جفایی ناشایست در حق آینده جامعه است . و کاش عالمان و فاضلان جامعه آگاه باشند که در هیات ها گاهی جای خالی با فردی نامناسب پرمیشود .
توصیه به عالمان و مخصوصا بزرگواران حوزه ، آشتی با هیئات و حضور ثابت و همیشگی در برنامه های هیئات می باشد که مطمئنا مثمر ثمر بوده و میوه های شیرینی را به بار خواهد نشاند . مطمئن باشیم قرارنیست کسی دنبالمان پیکی بفرست که ما موظف به حضور و تبلیغ بی منت و بی دعوتیم .
عدم رعایت شئون :
تمامی مجریان هیئات از جمله هیات امنا و دعاخوانان و سخنرانان و مادحین محترم باتوجه به حجم مخاطبینی که دارند و وسعت نفرات حاضر در برنامه هایشان، به عنوان الگو مطرح میگردند . الگویی برای خدمت به ساحت اهل بیت(ع) . هرچه فعالیت بیشتر و وسعت مخاطبین بیشتر ، شئون بالاتر و تکلیف سنگین تر .
نشاندار شدن به خدمتگذاری اهل بیت و پرچم داری ساحت اهل بیت وظایف سنگینی بردوش این خادمین میگذارد که علاوه برساعات برگزاری برنامه ، ساعات دیگر عمرشان حتی زندگی خصوصی شان را، زیر ذره بین قرارمیدهد . کوچکترین خطا از طرف این بزرگواران باعث لطمه ای شدید به هیات و اهداف والای آن شده و متاسفانه تا نقطه اشتراک هیئات که همان اهل بیت(ع) است، تسری می یابد .
خدمتگزاری اهل بیت(ع) شئونی دارد که بعد از نشاندار شدن به درجه خدمت بایستی به طور کامل رعایت شده و حریمی گردد در اعمال و رفتار . بعد از قبول وظیفه سنگین خدمتگزاری اهل بیت (ع)،کوچکترین خطا نیز خبطی بزرگ بوده و کسر شان این ساحت مقدس است .
سوال این است آیا مجریان محترم هیئات مذهبی در این باب حواس جمعی لازم را دارا هستند ؟ آیا قدردان شان خدمتگزاری میباشند؟ آیا مراقبت کامل برای رعایت این شئون در ساعات برگزاری هیات و تمامی ساعات عمر خویش را دارند ؟ آیا مجریان محترم که آبروی خویش را از این ساحت کسب نموده اند، به فکر آبروی صاحبان این ساحت نیز هستند؟
توصیه به تمامی خادمین هیئات محترم اعم از سخنرانان و مادحین و هیات های محترم امناء و مسئولین اجرایی هیئات ،حفظ شئونات خدمتگزاری به اهل بیت(ع) در تمامی اوقات و لحظات است که شاید غفلت یک لحظه و یک آن از این شئون ضرر جبران ناپذیری را متوجه هیات و تمامی هیئات مذهبی نماید .
کم کاری تشکل های مربوط به مداحان :
متاسفانه میزان تاثیر مادحین محترم در هیئات مذهبی با داشته هایشان همخوانی نداشته و فقط صدای خوب و احتمالا جمعی هواخواه ، تنها عامل موثر در انتخاب مداح برای هیئات را شامل گشته است . علم اندوزی و مطالعه در باب دین و اهل بیت (ع) و غوطه وری در تاریخ ، حلقه مفقوده در عرصه مداحی بوده و متاسفانه چاره ای نیز برای آن اندیشیده نمی شود .
خانه مداحان تبریز به عنوان یکی از نهادهای متولی مداحی در تبریز هنوز نتوانسته جایگاه تعریف شده ای برای خود در بین مداحان داشته و نتوانسته است محلی برای هم اندیشی مادحین قدیم و جدید و انتقال تجربیات و معرفت افزایی مادحین محترم باشد . از سوی دیگر مادحین ریش سفید نیز در باب تذکر به مادحین جوان به دلایل نامعلوم (شاید به دلیل حفظ محبوبیت و شاید به دلیل عدم نقد پذیری تازه کاران) خودداری نموده و راه کسب شعور را به آنها نمی نمایند . بااین وجود به نظر شما آینده نهاد تاثیرگذار در هیئات چگونه خواهد بود؟آیا خود به نقطه ضعفی بسیار بزرگ و اساسی بدل نخواهد گشت؟
بسیار تاسف انگیز است که به جای یافتن مادحین در خانه مداحان بایستی در جایی با صدای غل غل قلیان سراغ مادحین محترم را گرفت . افسوس و صد افسوس .
توصیه به خانه مداحان تبریز و مادحین ریش سفید شهرمان این است که به فکر نسل آتی مادحین شهر بوده و از علم افزایی آنها غافل نگردند که عرشه خوانی و مداحی را تفاوت ،سواد و علم اهل بیت(ع) را دانستن است والا هردو خوش صدایند .
هیئات و دوری از مساجد :
هیات های حسینی برای اجرای برنامه های هفتگی خویش اکثرا نیازمند استفاده از مساجد محلات بوده و برخلاف گذشته های نه چندان دور ، فرهنگ آپارتمان نشینی و وضعیت اقتصادی مانع از برگزاری اکثر هیئات در منازل میشود . حضور هیئات در مساجد دارای خیر و برکات فراوانی است که متاسفانه سختگیری مسئولین برخی مساجد و عدم رعایت شئون مسجد از طرف برخی هیئات ، این نعمت عظیم را دچار کفران نموده است . امروزه هیات ها با دوری از مساجد ، بیشتر به فکر استقرار در حسینه ها افتاده و برکت حضور در مسجد را از کف داده اند .
حضور در مساجد چندین حسن خاص دارد که مهمترینش تجلی روح نیایش و عبادت در هیات که با فضای روحانی ویژه مساجد باعث رشد حال معنوی حضار شده و حلقه اتصال به معبود را سهل تر بدست میدهد . از سوی دیگر حضور در مسجد یادآور نماز اول وقت و جماعت بوده و تربیت دینی عملی در هیات را عامل میگردد . رعایت شئون مسجد از باب طهارت و ادب حضور نیز میتواند مکارم اخلاقی اهل هیات را افزون تر سازد .
اما چرا هیئات از مساجد فراری شده اند ؟ شاید یکی از علل ، علاقه هیات ها به خودمختاری و عدم تقید به ضوابط است که ساده ترین راه را دوری از مساجد دارای ضابطه دانسته و هزینه حسینیه سازی یا اجاره حسینیه را عامل میگردد. این خودمختاری به نوعی حذف نظارتهای موجود در مساجد از جمله قوانین شرعی ذاتی مساجد ، خواسته های انجمن اسلامی مساجد ، قوانین عرفی و محلی مساجد و نظرات عالم مسجد را باعث میشود . سوال این است که حذف چنین نظارتهایی به نفع هیات ها خواهد بود و یا اینکه غرور و گروه فکری ناشی از آن عامل فرسودگی ریشه هیئات خواهد شد ؟
در اینکه متاسفانه مسئولین برخی مساجد ، مسجد را ملک و ارث خویش دانسته و بهتراز خویشی را سراغ ندارند ، در اینکه اهالی برخی محله ها و همسایگان برخی مساجد رفتار ناشایستی با اهل هیات دارن ، در اینکه برخی عالمان و امامان جماعت مساجد هیات گریز اند شکی نیست . اما توصیه به هیات امنا هیئات محترم این است این کلاس آموزشی و تربیتی را قدردانسته و با افزایش فرهنگ اجتماعی حاضرین در هیات ، امکان برگزاری در مساجد را برای هیئات مهیا نمایند که دوری مسجد و هیات از یکدیگر بسیار خطرساز و نگران کننده است . کار سخت مردان بزرگ میطلبد که هیات امناء هیئات در این باب بایستی پیشقدم باشند و زمینه ساز.
عدم اتحاد و همدلی هیئات :
دیدن صحنه های عزاداری شهر زنجان و حسینیه اعظم آن همیشه این حسرت بزرگ را در دل زنده میسازد که چرا در شهر تبریز چنین واقعه ای رخ نداده و هیاتهای عزاداری تجمعی عظیم را تشکیل نمی دهند ! چرا در تبریز تعداد پرچم ها و نامها و مداحان قابلیت اتحاد زیر یک بیرق را نیافته و تک روی مانع از همدلی میشود؟ دلیل عدم اتحاد هیات های عزاداری در اجرای حداقل یک برنامه مشترک در طول سال چیست؟
متاسفانه ریشه یابی این مشکل، خود دارای مشکلات فراوانی است که برخورد ناشیانه و غیرکارشناسی با آن دردی افزون تر را عامل خواهد گشت. آنچه مسلم است در راه اجرای برنامه های عزاداری برای اهل بیت(ع) خالص سازی نیات و یکسان سازی اهداف میتواند مهمترین اصل اتحاد هیات ها قلمداد گردد . اگر روزی بر روی نیت عرض ادب خالصانه به ساحت اهل بیت(ع) در هیئات توافق نظر حاصل شده و هدف های جزئی فدای هدف اصلی تعظیم شعائر گردد ، آنگاه موفقیت چندان دور نخواهد بود .
تبریز دارای هیاتهای بزرگ و ریشه دار و همچنین سخنرانان و مادحین با توان بسیار بالا با تعدد و تکثر چشمگیر است . اجرای برنامه مشترک مطمئنا نیازمند بزرگواری مسئولین هیات ها و شکسته نفسی سخنرانان و مادحین محترم است. یادمان باشد مقرر نیست که برنامه های هیات ها برای اجرای یک برنامه هماهنگ و مشترک تعطیل شود بلکه کافیست با هماهنگی لازم دورهم جمع شده و باهم به یاد مصائب اهل بیت(ع) اشک بریزیم که ما برای صدای مداح هیات خویش اشک نمیریزیم بلکه مرثیه است که دل را آتش زده و چشم را اشک سار.
توصیه به مسئولین محترم برگزاری برنامه های عزاداری مشترک واگذاری این اجرا به هیاتهای محترم و شورای هیئات میباشد تا آنها با همفکری و همدلی در این باب قدم برداشته و شهر را به حضور و تجمع بدون تفرقه خویش مزین سازند . حذف پرچمهای اختصاصی و استفاده از پرچمهای اشتراکی ، انتخاب سخنرانان و مادحین زبردست، دعوت از اهل هیات برای حضور پرشور در برنامه میتواند قدمهایی مثبت در راه نیل به هدف اجرای مشترک برنامه عزاداری باشد .
آنچه در سطور فوق مورد اشاره قرارگرفت همگی درددلی بود با اهل معرفت از باب خیرخواهی . طبیعتا همراهی و همدلی صاحب نظران و مسئولین این نهادهای ریشه دار مردمی میتواند زمینه ساز اصلاح و از بین بردن آفات موجود گشته و ثمرهای پرباری به همراه داشته باشد . جبهه گیری در مقابل برخی واقعیت های تلخ موجود و پنبه در گوش نهادن و چشم برحقایق پوشیدن ، شاید در کوتاه مدت باعث فراموشی دردهای مزمن و حاد گردد ، لیکن چاره ساز و داروی شفابخشی نخواهد بود .
از همه صاحبان منصب خدمتگزاری اهل بیت در هیئات و دسته جات عزاداری خواهنیم که باردیگر سطور فوق را مطالعه و درصورت ابتلای مجموعه خویش به امراض فوق، چاره اندیشی نمایند که" رنگ رخساره خبرمیدهد از سردرون " .
اعلام خطر در باب آفات ریشه ای هیئات و دسته جات عزاداری
در ایام فاطمیه سال جاری به همت شورای هیئات و دسته جات حسینی شهر تبریز و سازمان تبلیغات اسلامی استان ، نخستین همایش "سخنرانان و مربیان قرآنی هیئات مذهبی شهرستان تبریز" با حضور و سخنرانی نماینده ولی فقیه در استان برگزار گردید . جلسه ای که برخلاف عنوانش ، بیشتر میزبان مسئولین و نمایندگان هیئات بود تا سخنرانان و مربیان قرآنی .
حضور در این جلسه بهانه ای شد برای قلم فرسایی در باب دردهایی که سالهاست دل را به درد آورده و سینه را به تنگ . دردهایی که شاید چشمان نکته سنج آنقدر تقیه در بابشان به خرج داده اند ، که امروزه آفتی در مزرعه پرازمحصول گشته و سم پاشی همه مزرعه کاری ناممکن. آیا بایستی به میوه های کرم خورده راضی شد و یا به کم امروز قانع بوده و به امید فردای پرثمر به اصلاح روی آورد ؟
امیدآنکه عریضه زیر به عنوان عرض ادبی به ساحت هیئات و دسته جات عزاداری و مسئولین و خادمین محترم آن قلمداد شده و فتح بابی باشد برای زبانگشایی منتقدین و مدافعین وضعیت فعلی هیئات، که رشد کیفی و کمی و زدودن آفات به غیر ازهم اندیشی و شناخت آنچه هست و آنچه بایستی باشد ناممکن است .و ای کاش همه آن شود که رضای محبوب برآن باشد .
هیات و لزوم مردمی بودن آن :
هیات های مذهبی تشکلی مردم نهادند که با همت و تلاش عده ای از افراد جامعه شکل گرفته و به صورت مردمی و خواست آنها ، خون حیات در رگهای آن جریان دارد . هیات امنای هیاتهای مذهبی اکثرا از بزرگان محلات و یا اصناف بوده و دارای توانایی بسیج مردمی در حیطه محله و منطقه خویش میباشند . افراد مقبول العامی که آستین همت بالازده وبرای تشکیل و اداره هیات ، ریش و آبرو گرو گذاشته اند .
نهاد مردمی یعنی شاکله ای با سلیقه شخصی افراد که دارای ضابطه و قانون خاصی نیست و سلایق بر ضوابط ارجح می باشند . نهاد مردمی یعنی عمری طولانی به قدمت نسلهای یک خاندان و یا عمری کوتاه به حد یک تصمیم احساسی. نهاد مردمی یعنی تشکیلاتی بدون مشکل ثبت و فارغ از چهارچوب . زود ثبت و شاید زود منحل .
درگذشته تشکیل این نهادهای مردمی و عضویت در هیات امنای آن دارای قانون نانوشته ریش سفیدی و معتمدی بود . قانونی که هر سنی را نپذیرفته و مقبولیت عام برایش بسیار اهمیت داشت . به قولی شرط عدالت به معنی عدم گناه ظاهری و عدم اصرار بر گناهان صغیره برهیات امناء شرطی لازم بود . شئون خاصی داشت و هرکسی را آن شئون ناممکن . تشکیلی که بدون اجازه و رخصت از بزرگان و عالمان ممکن نبود و کسب تکلیف در بنای آن نقشی اساسی داشت .
اما امروزه این قانون نانوشته متاسفانه نادیده انگاشته و خوردن تقی به توقی ، باعث جداشدن عده ای از جایی و جمع شدن در جایی دیگر به نام هیات امناء هیاتی دیگر میشود . که این "هیات اندر هیات" را میتوان "هیات به توان هیات" مورد، در نظر گرفت .
ریش سفیدی از مد افتاده و متاسفانه ظاهرالصلاح بودن نیز دیگر چندان شرط مهمی نیست، که دل صاف باشد و پیراهن سیاه همیشه برتن و تسبیح بر دست و عده ای هوادار کافیست!!
هیات نهادی مردمی است . تشکلی از بدو تشکیل به همت مردم تا اداره کل امور. هیات نهادی مردمی است با ناظرینی به وسعت مخاطبینش و همه آنهایی که دل در محبت اهل بیت (ع) دارند. هیات یعنی مردم و هر هیات نمایانگر مردمی از بخشی از این جامعه مملو از هیات است . نماینگر خواسته ها و فرهنگ ها و داشته ها و نیازها.
قدردانستن مردمی بودن هیئات از طرف نهادهای ذیربط با تشکیل شورای هیئات و دسته جات حسینی که اعضایش منتخبین خود هیات ها هستند، قدمی بسیار ارزشمند و ستودنی است به شرط آنکه این شورا همیشه و همه جا زبان گویای هیئات بوده و مدافع ارزشهای گذشته باشد. شورایی که توان ساماندهی و سمت دهی به هیاتها را داشته و بدون تغییر در مالکیت مردمی هیئات ، نظمی نوین در آنها حاکم سازد . نظمی که مدافع قوانین نانوشته ریش سفیدی و معتمدی باقی بوده و رخصت و اجازه را قدر بداند .
هیئات و دسته جات حسینی بایستی مردمی بمانند و نمک گیر گروهها و نهادها و دولت ها نگردند. بایستی با اندیشه و توان مردمی ادامه حیات داده و زاد و ولد در حد مورد نیاز داشته باشند . که گاهی زاد و ولد بیش از حد و غیرقابل کنترل ، فرزندان ناخلفی به وجود می آورد ،که آبروی قومی را برباد داده و حیات والدینش را به ممات بدل میسازد . آیا وجود 1700 هیات ثبت شده در شورای هیئات مذهبی نشان رشد است یا نشان وجود اختلاف و تشدد سلایق و عدم پایبندی به قوانین عرفی نانوشته؟ آیا هیاتی که سالانه چند هیات از خود به وجود می آورده ، هیاتی آینده ساز است یا ویرانگر حال و آینده؟ نقش شورای هیئات در اوضاع کنونی چیست ؟ کجایند بزرگانی که به داد تکثر ویرانگر هیئات رسیده و این آفت ریشه کن کننده هیئات را سمپاشی نمایند ؟
توصیه به شورای هیئات مذهبی این است که خصوصی سازی ذاتی هیئات حسینی را تضعیف ننموده و هیئات را زیر پرچم نهادهای دولتی نبرده و در عین حال با همراه و همدل کردن هیئات با شورا ، ساماندهی سریعتر هیئات را با ریش سفیدی عهده دارگردند. ساماندهی که با تنظیم ضوابط عرفی و افزایش معرفت در باب سنگینی مسئولیت برای تازه به دوران رسیده ها و همچنین توجیه بزرگان پابه سن گذاشته در باب روحیات جوانان ممکن خواهد بود.
هیئات تک رکنی :
هیات های تبریز اکثرا به جای ارکان مدیریتی فقط دارای یک رکن در مدیریت میباشند . رکنی به نام "مداح" که هیات ها نیز با همین عنوان در جامعه مطرح و شناخته میشوند . در اکثر هیات های حسینی تبریز هیات امنا بعد از انتخاب و جذب مداح به هیات ، به صورت خود به خود کنار نهاده شده و خود خواسته مطیع خواسته ها و سلایق مداح میگردند . عجیب تر آنکه تمامی برنامه ریزی های هیات نیز مطیع محض علایق مداح هیات شده و خود را با آن مطابقت میدهد . وااسفا از اینکه برخی مادحین برای کسب چنین جایگاهی حتی حاضرند هیات امناء را ماهها در انتظار و پشت خط بنشانند تا با بدست آوردن اختیارات تام ،جواب بله را مرحمت فرمایند .
نخستین تاثیر مدیریت تک رکنی در هیئات ،حذف اتاق فکر و تصمیم هیات امناء، از بخش فرهنگی هیات و توجه صرف به شیوه اداره و اجرای هیات میباشد . حذف نقش تصمیم سازی هیات امنا و مختص سازی آنها به اجرای برنامه بزرگترین ضربه را به اهداف معرفت افزایی و شعوری هیات وارده نموده و متاسفانه لطمات جبران ناپذیری به برنامه های هیئات و آینده و اعتبار آنها وارد میسازد .
امروزه مادحین محترم بدون توجه به جایگاه هیات امنا و سخنرانان هیئات ، آنگونه که خویش طالبند هیات را صبغه دلخواه خویش داده و رنگ سلایق خویتش را برآن غالب مینمایند .امروزه مادحین محترم رکن اصلی هیات بوده و هیات امنایی مطیع را طالبند . اطاعتی که اگر نباشد با ترک هیات توسط مداح مواجه و احتمالا بافروپاشی هیات و ظهور هیاتی جدید همراه خواهد بود .
وابستگی بیش از حد هیئات به مداح و تکی رکنی شدن آن مشکلی بسیار بزرگ و اساسی است که متاسفانه غفلتی عجیب از آن را شاهدیم . سوال این است که هیات امنای دسته جات و هیئات مذهبی چرا وبه چه دلیل وظیفه اصلی خویش در راه نیل هیات به سمت اهداف والای خود را به فراموشی سپرده و خویش را خلع مسئولیت نموده اند؟ به کدامین دلیل موجه اهداف هیئات را به پای جذب یک نفر مداح ،که فقط جزئی از هیات است نه بیشتر، قربانی نموده اند ؟ آیا جذب مخاطب به هر بهانه ودلیلی (مثلا به بهانه صدای خوب یک نفر مداح) میتواند عامل واگذاری مسئولیت هیات به مداح شده و هیاتی تک رکنی را عامل گردد؟
توصیه به هیات های امنای هیئات محترم این است که وظیفه شناس بوده و مدافع اهداف اصیل هیئات مذهبی که همانا معرفت آفرینی در جامعه و ایجاد شور توام با شعور است، باشند. هیات امنای محترم عنایت داشته باشند که تشکیل نهادی با پرچم اهل بیت مسئولیتی عظیم در پیشگاه الهی است که جوابگویی در باب آن روزی لازم خواهد آمد. روزی که نمیتوانند بگویند : بنده بی تقصیرم .
اختلاف درون هیاتی :
از نوادر صحنه هایی که دیدن آن در هیات ها به آرزویی دست نیافتی بدل گشته، رویت مادحین هیات در زمان سخنرانی و برعکس دیده شدن سخنرانان هیئات در زمان مداحی می باشد . متاسفانه مجریان دوبخش اصلی برنامه های هیات یعنی مسئولین اجرای بخشهای شعوری و شوری هیئات از حضور در برنامه های یکدیگر سرباززده و به بهانه های مختلف عذر می آوردند . مداحین عزیز دیردر مجلس حاضر شده و منتظر ختم کلام سخنران هیات و حتی پذیرایی بعد از آن میشوند ، که شاید نشان از ارادتشان به مطالب مطروحه از طرف سخنران بوده و از سوی دیگر سخنرانان محترم هم بعد از اتمام کلام با سرعتی باورنکردی مجلس را ترک مینمایند تا سوالی عجیب در اذهان شکل بگیرد که چرا این دو نهاد معرفت زا و احساسات برانگیز هیات، تاب و توان تحمل یکدیگر را ندارند ؟
متاسفانه کمبود وقت دلیل اصلا مناسبی برای این حرکت بسیار زشت نبوده و شاید دلیل ذهنی مخاطبین بیشتر به واقعیت نزدیک باشد که این دو رکن هیات با یکدیگر اختلاف دارند و تحمل یکدیگر را برنمی تابند . اختلافی که ظاهرا نیز نمودش را علنی نموده و از پنهان سازی آن عاجز اند.
شاید دلیل این حرکتهای بسیار غیر منطقی، ناهمگونی در ارکان هیات و شاید نیز ادعای طرفین در باب میزان تاثیرگذاری در هیات باشد . شاید هیچگاه مادحی حاضر نیست پای منبر عالمی بنشید، تا فقط مخاطبین هیات مکلف به تکالیف دینی گردند و شاید هیچگاه سخنرانی حاضر نیست پای مدح و عزاداری مادحی بنشیند، تا بلکه با حاضرین در اشک بر مصائب اهل بیت (ع)همراه گردد .
سوال این است این دو نهاد اساسی در برنامه های هیئات مذهبی چند باردور یک میز نشسته و با هم سخن گفته اند؟ چند بار به همفکری در باب نیازهای جامعه و هیات خویش پرداخته و راه چاره برای آن جسته اند؟ آیا توانسته اند انتقادات خویش بر یکدیگر را به راحتی بیان و دل خویش را از زیغ پاک نمایند ؟ آیا قدر یکدیگر در باب نظارت متقابل را دانسته اند؟ آیا دقت در پنبه نکردن رشته های یکدیگر در مجلس را داشته اند ؟
مخاطبی که قراراست حرف و عمل متناقض از عالم و مادح هیات خویش در عرض فرصتی کوتاه در یک مجلس را بشوند ، چه عکس العملی بایستی از خود نشان دهد؟ چه تصمیمی باید برای قدمهای آینده خویش در زندگی برگزیند؟ آیا حضور متقابل مداح و سخنران در ساعات اجرای برنامه به نفع طرفین و هیات نخواهد بود ؟
توصیه به سخنرانان و مادحین محترم هیئات مذهبی اتحاد و همدلی و دوری از تفرق ظاهری و باطنی است . بهتر این است قدر حضور در برنامه های یکدیگر را دانسته ، در نقد یکدیگر در خفا و فضایی خصوصی کوشا باشند . بهتر است به فکر تهیه غذای فکری مشترک برای مخاطب بوده و از شوری و شیرینی آن آگاه باشند. که اگر آشپز دوتا شود وای به حال خورندگان آش. پس ای کاش یکی شوند در دو قالب.
غیبت عالمان از هیئات :
از معظلات اساسی هیات های مذهبی تبریز، میتوان به دوری و غیبت عجیب عالمان از هیئات اشاره نمود . غیبتی که متاسفانه به حذف سخنرانی و بحث علمی از هیئات منجر شده و در بسیاری از هیئات برای خالی نبودن عریضه، ناآگاهان بر منبر معرفت افزایی تکیه کرده اند . متاسفانه دوری صاحبان علم از جمله عالمان دینی از هیئات و عدم حضورشان در برنامه ها باعث انحراف در برخی برنامه ها و عدم تطابق آن با شرع گشته است . دوری که نه تنها منبرهای هیئات را شامل شده بلکه دیده شدن علما در هیئات را نیز به خواسته ای ناممکن شبیه نموده است.
خالی ماندن کرسی تبیلغ علمی دین و شعوری اهل بیت (ع)،بسته شدن درب علم واقعی اهل بیت(ع) را عامل و انحرافاتی همچون خواب و رویا و کرامتهای خودساخته را برهیئات حاکم نموده است . چه بسیار ترجمه هاو تفسیرهای غلط ، چه بسیار برداشتهای نادرست و مکاتب انحرافی که از بابت همین غیبت ها در هیئات جوانه زده و رشد کرده و درختی تنومند شده است.
به واقع سوال این است که دلیل دوری حوزه و اهلش از هیئات چیست؟ آیا علمای ما اگر منبر نروند، حاضر به حضور در هیات و شناخت و اصلاح معایب نیستند؟ آیا لباس روحانیت باعث دوری از هیات میشود؟ آیا اهل فضل در باب خالی شدن هیئات از علم و معرفت اهل بیت (ع) احساس خطر و احساس وظیفه نمی نمایند ؟
در اینکه بایستی اهل هیات احترام اهل علم و فضل را به جا آورده و جایگاه مقدس آنها را قدردانند شکی نیست ، اما طبیب دوّار بودن از نشانه های عالمان است که متاسفانه در جامعه کنونی بسیار سخت است عالم دنبال متعلم یافتن .
شاید خودبرتربینی ، شاید غرور علمی ، شاید تقدس کاذب لباس ، عاملی شده باشند در باب دوری علمای محترم از هیئات که در هر صورت ظلمی بسیار عظیم و جفایی ناشایست در حق آینده جامعه است . و کاش عالمان و فاضلان جامعه آگاه باشند که در هیات ها گاهی جای خالی با فردی نامناسب پرمیشود .
توصیه به عالمان و مخصوصا بزرگواران حوزه ، آشتی با هیئات و حضور ثابت و همیشگی در برنامه های هیئات می باشد که مطمئنا مثمر ثمر بوده و میوه های شیرینی را به بار خواهد نشاند . مطمئن باشیم قرارنیست کسی دنبالمان پیکی بفرست که ما موظف به حضور و تبلیغ بی منت و بی دعوتیم .
عدم رعایت شئون :
تمامی مجریان هیئات از جمله هیات امنا و دعاخوانان و سخنرانان و مادحین محترم باتوجه به حجم مخاطبینی که دارند و وسعت نفرات حاضر در برنامه هایشان، به عنوان الگو مطرح میگردند . الگویی برای خدمت به ساحت اهل بیت(ع) . هرچه فعالیت بیشتر و وسعت مخاطبین بیشتر ، شئون بالاتر و تکلیف سنگین تر .
نشاندار شدن به خدمتگذاری اهل بیت و پرچم داری ساحت اهل بیت وظایف سنگینی بردوش این خادمین میگذارد که علاوه برساعات برگزاری برنامه ، ساعات دیگر عمرشان حتی زندگی خصوصی شان را، زیر ذره بین قرارمیدهد . کوچکترین خطا از طرف این بزرگواران باعث لطمه ای شدید به هیات و اهداف والای آن شده و متاسفانه تا نقطه اشتراک هیئات که همان اهل بیت(ع) است، تسری می یابد .
خدمتگزاری اهل بیت(ع) شئونی دارد که بعد از نشاندار شدن به درجه خدمت بایستی به طور کامل رعایت شده و حریمی گردد در اعمال و رفتار . بعد از قبول وظیفه سنگین خدمتگزاری اهل بیت (ع)،کوچکترین خطا نیز خبطی بزرگ بوده و کسر شان این ساحت مقدس است .
سوال این است آیا مجریان محترم هیئات مذهبی در این باب حواس جمعی لازم را دارا هستند ؟ آیا قدردان شان خدمتگزاری میباشند؟ آیا مراقبت کامل برای رعایت این شئون در ساعات برگزاری هیات و تمامی ساعات عمر خویش را دارند ؟ آیا مجریان محترم که آبروی خویش را از این ساحت کسب نموده اند، به فکر آبروی صاحبان این ساحت نیز هستند؟
توصیه به تمامی خادمین هیئات محترم اعم از سخنرانان و مادحین و هیات های محترم امناء و مسئولین اجرایی هیئات ،حفظ شئونات خدمتگزاری به اهل بیت(ع) در تمامی اوقات و لحظات است که شاید غفلت یک لحظه و یک آن از این شئون ضرر جبران ناپذیری را متوجه هیات و تمامی هیئات مذهبی نماید .
کم کاری تشکل های مربوط به مداحان :
متاسفانه میزان تاثیر مادحین محترم در هیئات مذهبی با داشته هایشان همخوانی نداشته و فقط صدای خوب و احتمالا جمعی هواخواه ، تنها عامل موثر در انتخاب مداح برای هیئات را شامل گشته است . علم اندوزی و مطالعه در باب دین و اهل بیت (ع) و غوطه وری در تاریخ ، حلقه مفقوده در عرصه مداحی بوده و متاسفانه چاره ای نیز برای آن اندیشیده نمی شود .
خانه مداحان تبریز به عنوان یکی از نهادهای متولی مداحی در تبریز هنوز نتوانسته جایگاه تعریف شده ای برای خود در بین مداحان داشته و نتوانسته است محلی برای هم اندیشی مادحین قدیم و جدید و انتقال تجربیات و معرفت افزایی مادحین محترم باشد . از سوی دیگر مادحین ریش سفید نیز در باب تذکر به مادحین جوان به دلایل نامعلوم (شاید به دلیل حفظ محبوبیت و شاید به دلیل عدم نقد پذیری تازه کاران) خودداری نموده و راه کسب شعور را به آنها نمی نمایند . بااین وجود به نظر شما آینده نهاد تاثیرگذار در هیئات چگونه خواهد بود؟آیا خود به نقطه ضعفی بسیار بزرگ و اساسی بدل نخواهد گشت؟
بسیار تاسف انگیز است که به جای یافتن مادحین در خانه مداحان بایستی در جایی با صدای غل غل قلیان سراغ مادحین محترم را گرفت . افسوس و صد افسوس .
توصیه به خانه مداحان تبریز و مادحین ریش سفید شهرمان این است که به فکر نسل آتی مادحین شهر بوده و از علم افزایی آنها غافل نگردند که عرشه خوانی و مداحی را تفاوت ،سواد و علم اهل بیت(ع) را دانستن است والا هردو خوش صدایند .
هیئات و دوری از مساجد :
هیات های حسینی برای اجرای برنامه های هفتگی خویش اکثرا نیازمند استفاده از مساجد محلات بوده و برخلاف گذشته های نه چندان دور ، فرهنگ آپارتمان نشینی و وضعیت اقتصادی مانع از برگزاری اکثر هیئات در منازل میشود . حضور هیئات در مساجد دارای خیر و برکات فراوانی است که متاسفانه سختگیری مسئولین برخی مساجد و عدم رعایت شئون مسجد از طرف برخی هیئات ، این نعمت عظیم را دچار کفران نموده است . امروزه هیات ها با دوری از مساجد ، بیشتر به فکر استقرار در حسینه ها افتاده و برکت حضور در مسجد را از کف داده اند .
حضور در مساجد چندین حسن خاص دارد که مهمترینش تجلی روح نیایش و عبادت در هیات که با فضای روحانی ویژه مساجد باعث رشد حال معنوی حضار شده و حلقه اتصال به معبود را سهل تر بدست میدهد . از سوی دیگر حضور در مسجد یادآور نماز اول وقت و جماعت بوده و تربیت دینی عملی در هیات را عامل میگردد . رعایت شئون مسجد از باب طهارت و ادب حضور نیز میتواند مکارم اخلاقی اهل هیات را افزون تر سازد .
اما چرا هیئات از مساجد فراری شده اند ؟ شاید یکی از علل ، علاقه هیات ها به خودمختاری و عدم تقید به ضوابط است که ساده ترین راه را دوری از مساجد دارای ضابطه دانسته و هزینه حسینیه سازی یا اجاره حسینیه را عامل میگردد. این خودمختاری به نوعی حذف نظارتهای موجود در مساجد از جمله قوانین شرعی ذاتی مساجد ، خواسته های انجمن اسلامی مساجد ، قوانین عرفی و محلی مساجد و نظرات عالم مسجد را باعث میشود . سوال این است که حذف چنین نظارتهایی به نفع هیات ها خواهد بود و یا اینکه غرور و گروه فکری ناشی از آن عامل فرسودگی ریشه هیئات خواهد شد ؟
در اینکه متاسفانه مسئولین برخی مساجد ، مسجد را ملک و ارث خویش دانسته و بهتراز خویشی را سراغ ندارند ، در اینکه اهالی برخی محله ها و همسایگان برخی مساجد رفتار ناشایستی با اهل هیات دارن ، در اینکه برخی عالمان و امامان جماعت مساجد هیات گریز اند شکی نیست . اما توصیه به هیات امنا هیئات محترم این است این کلاس آموزشی و تربیتی را قدردانسته و با افزایش فرهنگ اجتماعی حاضرین در هیات ، امکان برگزاری در مساجد را برای هیئات مهیا نمایند که دوری مسجد و هیات از یکدیگر بسیار خطرساز و نگران کننده است . کار سخت مردان بزرگ میطلبد که هیات امناء هیئات در این باب بایستی پیشقدم باشند و زمینه ساز.
عدم اتحاد و همدلی هیئات :
دیدن صحنه های عزاداری شهر زنجان و حسینیه اعظم آن همیشه این حسرت بزرگ را در دل زنده میسازد که چرا در شهر تبریز چنین واقعه ای رخ نداده و هیاتهای عزاداری تجمعی عظیم را تشکیل نمی دهند ! چرا در تبریز تعداد پرچم ها و نامها و مداحان قابلیت اتحاد زیر یک بیرق را نیافته و تک روی مانع از همدلی میشود؟ دلیل عدم اتحاد هیات های عزاداری در اجرای حداقل یک برنامه مشترک در طول سال چیست؟
متاسفانه ریشه یابی این مشکل، خود دارای مشکلات فراوانی است که برخورد ناشیانه و غیرکارشناسی با آن دردی افزون تر را عامل خواهد گشت. آنچه مسلم است در راه اجرای برنامه های عزاداری برای اهل بیت(ع) خالص سازی نیات و یکسان سازی اهداف میتواند مهمترین اصل اتحاد هیات ها قلمداد گردد . اگر روزی بر روی نیت عرض ادب خالصانه به ساحت اهل بیت(ع) در هیئات توافق نظر حاصل شده و هدف های جزئی فدای هدف اصلی تعظیم شعائر گردد ، آنگاه موفقیت چندان دور نخواهد بود .
تبریز دارای هیاتهای بزرگ و ریشه دار و همچنین سخنرانان و مادحین با توان بسیار بالا با تعدد و تکثر چشمگیر است . اجرای برنامه مشترک مطمئنا نیازمند بزرگواری مسئولین هیات ها و شکسته نفسی سخنرانان و مادحین محترم است. یادمان باشد مقرر نیست که برنامه های هیات ها برای اجرای یک برنامه هماهنگ و مشترک تعطیل شود بلکه کافیست با هماهنگی لازم دورهم جمع شده و باهم به یاد مصائب اهل بیت(ع) اشک بریزیم که ما برای صدای مداح هیات خویش اشک نمیریزیم بلکه مرثیه است که دل را آتش زده و چشم را اشک سار.
توصیه به مسئولین محترم برگزاری برنامه های عزاداری مشترک واگذاری این اجرا به هیاتهای محترم و شورای هیئات میباشد تا آنها با همفکری و همدلی در این باب قدم برداشته و شهر را به حضور و تجمع بدون تفرقه خویش مزین سازند . حذف پرچمهای اختصاصی و استفاده از پرچمهای اشتراکی ، انتخاب سخنرانان و مادحین زبردست، دعوت از اهل هیات برای حضور پرشور در برنامه میتواند قدمهایی مثبت در راه نیل به هدف اجرای مشترک برنامه عزاداری باشد .
آنچه در سطور فوق مورد اشاره قرارگرفت همگی درددلی بود با اهل معرفت از باب خیرخواهی . طبیعتا همراهی و همدلی صاحب نظران و مسئولین این نهادهای ریشه دار مردمی میتواند زمینه ساز اصلاح و از بین بردن آفات موجود گشته و ثمرهای پرباری به همراه داشته باشد . جبهه گیری در مقابل برخی واقعیت های تلخ موجود و پنبه در گوش نهادن و چشم برحقایق پوشیدن ، شاید در کوتاه مدت باعث فراموشی دردهای مزمن و حاد گردد ، لیکن چاره ساز و داروی شفابخشی نخواهد بود .
از همه صاحبان منصب خدمتگزاری اهل بیت در هیئات و دسته جات عزاداری خواهنیم که باردیگر سطور فوق را مطالعه و درصورت ابتلای مجموعه خویش به امراض فوق، چاره اندیشی نمایند که" رنگ رخساره خبرمیدهد از سردرون " .

