تدفین شبانه : پرچم همیشه افراشته قیام فاطمی
در تاریخ آمده است : "دفنت فاطمه (علیهاالسلام) فی اللیل "
حضرت فاطمه(س) دختر آخرین پیامبر الهی و تنها یادگار آن بهانه خلقت و عصاره وجود ، شبانه و دور از انظار هم عصران نبی ، در آغوش خاک جای گرفته و عالم بی مقدار را به سوی دارالاقرار ترک نمود .
فاطمه(س) پنهانی غسل داده شد .
فاطمه(س) شب بی صدا تکفین شد .
برفاطمه(س) شب نماز اقامه شد با عده ای قلیل و خاص.
فاطمه(س) شب تشیع شد با چراغی کم سو و در اوج تاریکی .
و فاطمه(س) شب دفن گردید .
"یا علی مرا شب حنوط کرده ، غسل داده و شبانه تکفینم نما . نماز برمن خوانده و دفنم کن شبانه و هیچکس را با خبر مکن."(فرازی از وصیت نامه حضرت صدیقه طاهره(س) )
مورخین می نویسند حضرت زهرا(س) برای وصیت به شوهر خویش که سزاوارتراز اویی برای فاطمه(س) در عالم خلقت وجود نداشت، شرطی نهاده و اجراشدن آن را ، شرط وصیت قرار داده بود که اگر علی قادر به اجرای آن نباشد از دیگر اقوام و معتمدین دعوت به اجرای این وصیت شود .
آری علی(ع) اگر معذوری بگو تا دیگری را برگزیند که اجرای دقیق وصیت برای فاطمه(س) بسیار مهم است . وصیتی که سرآغاز حیاطی تاریخی در طول دورانهاست . وصیتی انگیزه بخش، حرکت ساز و قیامی افول ناپذیر.
حرکتی بی نظیر در تاریخ آنجا که زهرا (س) قیام خویش در دفاع از حریم امامت را محدود به حیات ظاهری دنیوی نکرده و با شهادتش ختم نمی نماید . بلکه قیام را به بعد از شهادت تسری داده و از تغسیل تا تدفین خویش علمی دائمی برای قیام بر می افروزد .
تشیعی ، باشکوه و عظمت و جلالت ، که امروز بعد14 قرن مردمان بسیاری در حسرت اطلاع از مقصد آن حیرانند و چون شمع سوزان.
تشیعی با افرادی به تعداد انگشتان دست و یا کمتر از آن .
در اوج ظلمت و تاریکی شب.
درنهایت سکوت بزرگمردان و شیرزنان حاضر.
باگریه ها و ناله ها و سوزدلهای در دل خفته و در جان سوخته .
تغسیل ، تکفین ، تشیع و تدفین همگی دوراز حضور همه آنهایی که نباید باشند . همگی در نهان و تاریکی شب . هم چیز طبق وصیت . وصیت دفن شبانه .
و اما صبح و خبر حرکت شگفت دختر پیامبر خاتم(ص) . مردمی به بهانه آخرین دیدار در درب خانه یادگارپیامبرشان . در دربی که خود نشان قیام است . خبری از صاحب منزل : فاطمه (س) شب دفن شد .
کی ؟ کجا ؟ چگونه؟
چرا؟ کدام سو ؟ کدام قبر؟
و پرچم مبارزه فاطمی چنین برافراشته و تا به امروز با اقتداری مثال زدنی تداوم یافته است .
جهادی به درازای 14قرن، هرآن و هرلحظه و بی درنگ و بلاتغییر .
مبارزه ای به بلندای زمان ، به وسعت همه اذهان پرسشگر .
نشاندار با علم بی نشانی .
چرا دخترنبی الهی وصیت به دفن شبانه و پنهان از چشم مردمان نمود ؟
چرا فاطمه راضی به حضور احدی از مردمان مردنما در تشییعش نبود؟
چرا هیچکس از ماوقع و مکان دفع آگاه نشد ؟
اندیشه کنیم و بفهمیم و درک نماییم تا همه را باخبر سازیم که چرا فاطمه(س) شب تدفین شد ؟
علم قیام فاطمی برپاست . افراشته است و جذب کننده اندیشه ها .
خواب رفتگان ، بیدار! ناهوشیاران،هوشیار! غافلان،آگاه! فاطمه(س) 14 قرن است با منزلی نامعلوم و پرچمی آشکار همه را به یاری می طلبد .
همگامش شویم و زیرعلم فاطمی خود را نشاندار سازیم و نباشیم از آنهایی که فاطمه(س) خطاب به آنها فرمودند :از من دور شوید . پس از یاری نکردن ما دیگر هیچ بهانه ای ندارید و دیگر بعدازاین کوتاهیتان در دفاع از حق کاری باشما نداریم .(آخرین فراز از فرمایشات حضرت زهرا(س) در ملاقات زنان مدینه با ایشان)
راستی : فاطمه(س) چرا مرد؟
در تاریخ آمده است : "دفنت فاطمه (علیهاالسلام) فی اللیل "
حضرت فاطمه(س) دختر آخرین پیامبر الهی و تنها یادگار آن بهانه خلقت و عصاره وجود ، شبانه و دور از انظار هم عصران نبی ، در آغوش خاک جای گرفته و عالم بی مقدار را به سوی دارالاقرار ترک نمود .
فاطمه(س) پنهانی غسل داده شد .
فاطمه(س) شب بی صدا تکفین شد .
برفاطمه(س) شب نماز اقامه شد با عده ای قلیل و خاص.
فاطمه(س) شب تشیع شد با چراغی کم سو و در اوج تاریکی .
و فاطمه(س) شب دفن گردید .
"یا علی مرا شب حنوط کرده ، غسل داده و شبانه تکفینم نما . نماز برمن خوانده و دفنم کن شبانه و هیچکس را با خبر مکن."(فرازی از وصیت نامه حضرت صدیقه طاهره(س) )
مورخین می نویسند حضرت زهرا(س) برای وصیت به شوهر خویش که سزاوارتراز اویی برای فاطمه(س) در عالم خلقت وجود نداشت، شرطی نهاده و اجراشدن آن را ، شرط وصیت قرار داده بود که اگر علی قادر به اجرای آن نباشد از دیگر اقوام و معتمدین دعوت به اجرای این وصیت شود .
آری علی(ع) اگر معذوری بگو تا دیگری را برگزیند که اجرای دقیق وصیت برای فاطمه(س) بسیار مهم است . وصیتی که سرآغاز حیاطی تاریخی در طول دورانهاست . وصیتی انگیزه بخش، حرکت ساز و قیامی افول ناپذیر.
حرکتی بی نظیر در تاریخ آنجا که زهرا (س) قیام خویش در دفاع از حریم امامت را محدود به حیات ظاهری دنیوی نکرده و با شهادتش ختم نمی نماید . بلکه قیام را به بعد از شهادت تسری داده و از تغسیل تا تدفین خویش علمی دائمی برای قیام بر می افروزد .
تشیعی ، باشکوه و عظمت و جلالت ، که امروز بعد14 قرن مردمان بسیاری در حسرت اطلاع از مقصد آن حیرانند و چون شمع سوزان.
تشیعی با افرادی به تعداد انگشتان دست و یا کمتر از آن .
در اوج ظلمت و تاریکی شب.
درنهایت سکوت بزرگمردان و شیرزنان حاضر.
باگریه ها و ناله ها و سوزدلهای در دل خفته و در جان سوخته .
تغسیل ، تکفین ، تشیع و تدفین همگی دوراز حضور همه آنهایی که نباید باشند . همگی در نهان و تاریکی شب . هم چیز طبق وصیت . وصیت دفن شبانه .
و اما صبح و خبر حرکت شگفت دختر پیامبر خاتم(ص) . مردمی به بهانه آخرین دیدار در درب خانه یادگارپیامبرشان . در دربی که خود نشان قیام است . خبری از صاحب منزل : فاطمه (س) شب دفن شد .
کی ؟ کجا ؟ چگونه؟
چرا؟ کدام سو ؟ کدام قبر؟
و پرچم مبارزه فاطمی چنین برافراشته و تا به امروز با اقتداری مثال زدنی تداوم یافته است .
جهادی به درازای 14قرن، هرآن و هرلحظه و بی درنگ و بلاتغییر .
مبارزه ای به بلندای زمان ، به وسعت همه اذهان پرسشگر .
نشاندار با علم بی نشانی .
چرا دخترنبی الهی وصیت به دفن شبانه و پنهان از چشم مردمان نمود ؟
چرا فاطمه راضی به حضور احدی از مردمان مردنما در تشییعش نبود؟
چرا هیچکس از ماوقع و مکان دفع آگاه نشد ؟
اندیشه کنیم و بفهمیم و درک نماییم تا همه را باخبر سازیم که چرا فاطمه(س) شب تدفین شد ؟
علم قیام فاطمی برپاست . افراشته است و جذب کننده اندیشه ها .
خواب رفتگان ، بیدار! ناهوشیاران،هوشیار! غافلان،آگاه! فاطمه(س) 14 قرن است با منزلی نامعلوم و پرچمی آشکار همه را به یاری می طلبد .
همگامش شویم و زیرعلم فاطمی خود را نشاندار سازیم و نباشیم از آنهایی که فاطمه(س) خطاب به آنها فرمودند :از من دور شوید . پس از یاری نکردن ما دیگر هیچ بهانه ای ندارید و دیگر بعدازاین کوتاهیتان در دفاع از حق کاری باشما نداریم .(آخرین فراز از فرمایشات حضرت زهرا(س) در ملاقات زنان مدینه با ایشان)
راستی : فاطمه(س) چرا مرد؟

