فاطمه(س) تجلّی همه خوبی ها
به مناسبت ولادت باسعادت صدیقه طاهره(س)
پیامبراعظم(ص) مفتخر به افتخاری بسیار عظیم از سوی خداوند تبارک و تعالی بود و آن اینکه آنچه نبی برزبان جاری می ساخت نبود غیر از وحی . وحی ای که بخشی از آن آیات قرآن کریم را شامل شده و بخشی از آن بیانات آن بزرگوار بود که نبودن از روی هوی و هوس و هرچه بود وحی از سوی خداوند بزرگ بود.
مناقب بیان شده اهل بیت (ع) از زبان نبوی نیز از این قاعده تبعیت نموده و بیان فضایل و اوصاف اهل بیت(ع) از جمله حضرت زهرا(س) و فرزندان و شوهر گرامیش نه از روی رابطه سببی و علاقه پدر و فرزندی پیامبر به آن بزرگواران، بلکه بیان حقایق کمالات آن منتخبین الهی بود .
تامل در این اوصاف، معرفت مسلمینی که در ادای اجر رسالت نبی خاتم (ص)به مودت اهل بیتش (ع)موظف شده اند را افزایش داده و عمل به علم حاصله را به دنبال خود فرامی خواند و عدم عمل، نیست مگر خسران و کم کاری که مطمئنا در عالم آخرت و در پای میزان، حسرت عظیمی را به دنبال خواهد داشت .
ابن عباس نقل می کند که روزی پیامبراکرم(ص)، عبدالرحمن بن عوف را مخاطب خود قرارداده و در حدیثی به بیان فضایل علی بن ابیطالب(ع) به عنوان وصی خویش و کسی که در تبیین قرآن همچون نبی خاتم(ص) صاحب فصاحت و درایت است، پرداخته و نسبت به جفا و اذیت آن بزرگوار اخطار می دهند . در خاتمه روایت ، نبی بزرگوار که تفاوت اصحاب از علی(ع) را در اول روایت به صورت آشکار بیان و تبیین نموده بودند ، می فرمایند:
(( ولو کان الحلم رجلا لکان علیا (ع)
ولو کان الفضل شخصا لکان الحسن (ع)
و لوکان الحیاء صوره لکان الحسین(ع)
و لوکان الحُسن هیئه لکانت فاطمه(س) بل هی اعظم .ان فاطمه(س) ابنتی خیر اهل الارض عنصرا و شرفا و کرما))
" و اگر قراربودحلم به صورت مردی جلوه کند ، همانا آن علی(ع) بود و اگر قرار بودسخاوت به صورت شخصی تجلی نماید ، همانا آن حسن(ع) بود واگر قرار بود حیا را صورتی باشد ، آن حسین(ع) بود و اگر قرار بود حُسن و نیکویی شکلی داشته باشد ، همانا آن فاطمه(س) بود بلکه فاطمه(س) ازآن فراتر است . بدرستیکه دخترم فاطمه(س) بهترین اهل زمین است از باب وجودی و شرف و کرامت . " (1)
این بیان عظیم معرفی است از صفات بی بدیل اهل کساء برای همه آگاه اندیشانی که چشم دل را به زیغ تعصب و مذهب موروثی، نبسته و آزاد می اندیشند .
حلم و فضل و حیا صفات انسانی عظیمی که کلید حیات طیبه بوده و هر کدام به تنهایی می توانند عامل جلب حب و ارادت مخاطب و جامعه به سوی انسان صاحب این کمالات باشند .
و حلم چیست ؟ همانکه در لغت از آن به کنترل کننده نفس از طغیان خشم معنی می شود و در احادیث از آن به فروبردن خشم و تسلط برخویشتن و یکی از آثار علم و عقل و حتی به عنوان وزیر عقل یاد می شود . حلمی که به صفت حلیم در قرآن یازده بار در باب خدای تبارک و تعالی ذکر شده و درذکر اوصاف نبی همچون ابراهیم و فرزند بزرگوارش اسماعیل به کار رفته، که نام این دو نیست مگر یادآور آزمایش عظیم ذبح . حلم را این فضیلت بس که از آن به عنوان بهترین عزت و بهترین یاور انسان یادشده و یکی از اصول هفتگانه مراودات اجتماعی شمرده می شود . حلم یکی از ده فضیلت اخلاقی برتر و از خصایص رسولان الهی و از نشانه های امام برحق است .
و فضل و سخاوت چیست ؟ همانکه در لغت به معنی جود و بخشش است و بذل مالی به مستحق بدون درخواست سائل و به میزان شایسته و در قرآن با اصطلاح انفاق از آن یاد می شود . انفاقی که اخلاص و تقوا و دوری از منّت می طلبد و بخشش و اعطا از بهترین مال ها و نتیجه آن برّ و رحمت الهی و امنیت در قیامت است و وسعت رزق وروزی . وسخاوت نیز از خصوصیات انبیاء بوده و نبی خاتم (ص) به آن از طرف خداوند دستور داده شده است و به فرموده علی(ع) سخاوت زینت اخلاق است و کسب کننده محبت و به فرموده معصوم ستون ایمان و در کلام نبوی سخاوت نزدیک کننده است به خدا و مردم و بهشت .
و حیا چیست؟ همانکه در لغت به شرم داشتن و در اصطلاح به خودداری از انجام اعمال زشت به سبب ترس از سرزنش شدن معنی میشود. در احادیث کلید همه خوبیها و زینت اسلام است و از نشانه های ایمان . در کلام نبوی حیا از سنتهای پنجگانه انبیاء شمرده شده و نبی خاتم (ص) حیا را تمام دین نامیده و آن را صاحب ده شاخه میداند شامل : نرمش ، مهربانی، در نظرداشتن خدا در آشکار و نهان ، سلامت ، دوری از بدی ، خوشرویی ، گذشت ، بخشندگی ، پیروزی و خوشنامی .
معرفی الگو در اجتماع برای بهره گیری جامعه از آنان در سرمشق گیری رفتارهای اخلاقی و زیستی بهترین روش در تربیت است به شرط آنکه این الگوها دارای حیاتی ثابت در راه راست و غیر متغییر در طول دوران بوده ، خواسته های نفسانی و منافع شخصی آنها را از کمالات خویش به سوی وسوسه های شیطانی منحرف ننماید . و نبی خاتم(ص) همو که برای تکمیل و نشان دادن کمال مکارم اخلاق مبعوث شده بود ،سه الگوی کامل و بی نظیر برای فضایل اخلاقی حلم و فضل و حیا را در جامعه معرفی کرده و جامعه را هدایت به تبعیت از علی و حسن و حسین (ع) می نماید که حلم را جز علی (ع) و سخاوت را جز حسن(ع) و حیا را جز حسین(ع) سرمشق دیگری نباید .
خوشا به احوال جامعه ای که الگوهایی این چنین بی نظیررا در اختیار داشته باشد و طوبی به احوال جماعتی که عامل باشند و تابع . تجلی حلم و فضل و حیا در جامعه یعنی اوج کمال انسانیت و محوریت اخلاق . یعنی درک اوج زیبایی و حاکمیت فضایل و نابودی رذایل . و در چنین جامعه ای زیستن آرزوست .
لیکن پیامبر اسلام(ص) بعد از بیان مقامات و فضایل سه عضو اهل کساء، به بیان مناقب والای محوراهل کساء می پردازد . آنجا که سخن از فاطمه(س) را می آغازد . سخن از دردانه نبوی ، کفو علوی و ام الحسنین . نبی خاتم (ص) صدیقه طاهره (س)را معرفی می کند به فضیلتی دست نیافتنی به نهایت و اوج همه چیز به تمام و کمال .
(( اگرحُسن و نیکویی و زیبایی و خوبی در هیاتی جلوه گر می شد آن فاطمه(س) است . ))
فاطمه(س) است تمام زیبایی .
فاطمه(س) است کمال نیکی .
فاطمه(س) است نهایت خیر .
گرچه حلم بالاترین عزت است و علی (ع) مظهر آن .
گرچه سخاوت ستون ایمان است و نزدیک کننده به خدا و مردم و حسن(ع) نمود آن .
گرچه حیا تمام دین است و حسین(ع) مثال آن .
ولیکن اینهاجزئی از زیبایی و خیرند . اینها همه نیستند و یکی هست، که همه است . یکی که خیری نیست مگر او که همان است . زیبایی نیست مگر اینکه او عین آن است . نیکی نیست مگر آنکه اوست همان نیکی و او فاطمه (س)است .
و اینجا صحبت از نسبیت نیست، بلکه صحبت از عینیت است .که طالبین خیر و نیکی و زیبایی چون خواهند ببینند عین حُسن را ، کافی است در او بنگرند . صحبت از مقایسه غلط است، سخن از خود عین است و دقت در این باب برای صاحبان اندیشه لازم .
((و بلکه فاطمه(س) برتر از حُسن است .)) بلکه او عظیم تر از خیر و نیکویی است . اواعظم از حُسن است .
آیا نبی خاتم (ص) از باب محبت به دختردردانه اش چنین سخن می راند؟! صدالبته که خیر . محمد(ص) نمی گوید مگر وحی ای که به او می شود . و فاطمه(س) را چنین توصیف می کند چون خدا او را چنین توصیف کرده است .
و جامعه که نهایت آرزویش نیل به سعادت است و زیست زیبا و آخرت آباد، فاطمه(س) را دارد که نهایت نیکویی است و خیر و بلکه عظیم تر از آن .
و چه بود زیبایی که فاطمه(س) بود عین آن :
• حضورش که اعطای خیرکثیر بود به نبی(ص)
• جسمش که حاصل از مسیری خاص بود در انعقاد نطفه و نقش آفرینی سیب بهشتی شب معراج
• روحش که چنین جسمی را شایسته بود
• تولدش که میزبانی ملائک و بهترین زنان عالم خلقت را به همراه داشت
• نامهایش که همه در کمال معنا بودند و وصف کننده نهایت زیبایی ها
• پدرش که منتخب کل دوران خلقت بود و مادرش شایسته چنین پدری
• کودکیش که مادری بود برای پدرش و اوج وابستگی پدر و فرزند
• وجودش که روح نبی بود
• همسرش که کفو یکتایش در عالم بود
• ازدواجش که اوج کرم بود و لطافت
• زندگیش که اوج سادگی بود و صمیمیت
• فرزندانش که سرورند بر جوانان اهل بهشت
• حیاتش که سرتاسر درس بندگی بود و عبودیت و اطاعت از امام زمانش
• نمازش،تسبیحش،رکوعش،سجودش،قنوتش همه در نهایت اخلاص
• علمش ، بیانش، خطابش،حمدش، ثنایش، دعایش همه در اوج
• و او اوج زیبایی بود و نیکی ، قولا و فعلا و جسما و روحا
طاهر بود و معصوم. اهل کساء بود و محور مباهله . پاره وجود نبی بود و بهانه خلقت . و او فاطمه(س) بود الگو و سرمشق همه زیبایی ها . آری فاطمه(س) اوج خوبی هاست و عظیم تر از همه خیرها . سخن بالاتر از این هم مگر می شود ؟ آیا افتخاری بالاتر از این نیز قابل تصور است ؟
((فاطمه دخترم بهترین اهل زمین است وجودا و شرفا و کرما . ))
نبی خاتم (ص) پرده ای دیگر از وجود پربرکت زهرای مرضیه(س) کنار زده و معرفتی افزون از ایشان را بدست می دهد . فاطمه(س) بهترین فرد اهل زمین است . واین بهترین بودن از بابت خلقت و عنصر وجودی و شرافت و کرامت است . غیرقابل دسترسی و بالاتر از حد تصور . اورا مثلی نتوان یافت که خلقتش مثالی ندارد . شرف و بزرگواری و کرامتش شبیهی ندارد .
اوبهترین است و ستاره ای است بی نظیر . الگویی دست نیافتنی . الگویی که باید به او معرفت یافت اگر ممکن باشد به حد توان و غبطه بر احوال او خورد و گام در راه او نهاد . و چه زیباست جامعه مسلمین حورای انسیه(س) را همچون امام حی و غایبشان الگوی خویش سازند که بهتر از او برای اهل زمین یافت نمی شود . بهترینی که دومی ندارد .بهترینی که بهترین ها را به ارمغان می آورد اگر بخواهیم و از او بطلبیم راه را . از او یادبگیریم چاره را . از او استمدادکنیم روش را و خود را شبیه او کنیم در عمل که شعار کفایت نمی کند و شور بی شعور را نتیجه حاصل نمی شود .
ای کاش پای تبعیت مان نلنگد و آثار کمالات عظیمی چون حلم و فضل و حیا در جامعه ما نمودار گردد تا شاید مقدمه ای باشد برای بهره گیری از الگویی همچون فاطمه(س) که اگر چنین گردد حیات طیبه در جامعه اسلامی شکل خواهد گرفت .
(1) این روایت در منابع زیر مورد اشاره بوده است :
1. مائه منقبه من مناقب امیرالمومنین و الائمه – ابن شاذان قمی – منقبت السابعه و الستون – ص 135
2. غایه المرام و حجه الخصام– هاشم بحرانی موسوی –ص512-ح20
3. مقتل الحسین – خوارزمی – ج1-ص60
4. فرائد السمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین و الائمه من ذریتهم – ابراهیم محمد حموینی شافعی – ج2- ص68-ح392
5. موده القربی علی ما فی الاحقاق – ج15-ص133
6. عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الایات و الاخبار و الاقوال – عبدالله بحرانی – ج11-قسم1-ص127
به مناسبت ولادت باسعادت صدیقه طاهره(س)
پیامبراعظم(ص) مفتخر به افتخاری بسیار عظیم از سوی خداوند تبارک و تعالی بود و آن اینکه آنچه نبی برزبان جاری می ساخت نبود غیر از وحی . وحی ای که بخشی از آن آیات قرآن کریم را شامل شده و بخشی از آن بیانات آن بزرگوار بود که نبودن از روی هوی و هوس و هرچه بود وحی از سوی خداوند بزرگ بود.
مناقب بیان شده اهل بیت (ع) از زبان نبوی نیز از این قاعده تبعیت نموده و بیان فضایل و اوصاف اهل بیت(ع) از جمله حضرت زهرا(س) و فرزندان و شوهر گرامیش نه از روی رابطه سببی و علاقه پدر و فرزندی پیامبر به آن بزرگواران، بلکه بیان حقایق کمالات آن منتخبین الهی بود .
تامل در این اوصاف، معرفت مسلمینی که در ادای اجر رسالت نبی خاتم (ص)به مودت اهل بیتش (ع)موظف شده اند را افزایش داده و عمل به علم حاصله را به دنبال خود فرامی خواند و عدم عمل، نیست مگر خسران و کم کاری که مطمئنا در عالم آخرت و در پای میزان، حسرت عظیمی را به دنبال خواهد داشت .
ابن عباس نقل می کند که روزی پیامبراکرم(ص)، عبدالرحمن بن عوف را مخاطب خود قرارداده و در حدیثی به بیان فضایل علی بن ابیطالب(ع) به عنوان وصی خویش و کسی که در تبیین قرآن همچون نبی خاتم(ص) صاحب فصاحت و درایت است، پرداخته و نسبت به جفا و اذیت آن بزرگوار اخطار می دهند . در خاتمه روایت ، نبی بزرگوار که تفاوت اصحاب از علی(ع) را در اول روایت به صورت آشکار بیان و تبیین نموده بودند ، می فرمایند:
(( ولو کان الحلم رجلا لکان علیا (ع)
ولو کان الفضل شخصا لکان الحسن (ع)
و لوکان الحیاء صوره لکان الحسین(ع)
و لوکان الحُسن هیئه لکانت فاطمه(س) بل هی اعظم .ان فاطمه(س) ابنتی خیر اهل الارض عنصرا و شرفا و کرما))
" و اگر قراربودحلم به صورت مردی جلوه کند ، همانا آن علی(ع) بود و اگر قرار بودسخاوت به صورت شخصی تجلی نماید ، همانا آن حسن(ع) بود واگر قرار بود حیا را صورتی باشد ، آن حسین(ع) بود و اگر قرار بود حُسن و نیکویی شکلی داشته باشد ، همانا آن فاطمه(س) بود بلکه فاطمه(س) ازآن فراتر است . بدرستیکه دخترم فاطمه(س) بهترین اهل زمین است از باب وجودی و شرف و کرامت . " (1)
این بیان عظیم معرفی است از صفات بی بدیل اهل کساء برای همه آگاه اندیشانی که چشم دل را به زیغ تعصب و مذهب موروثی، نبسته و آزاد می اندیشند .
حلم و فضل و حیا صفات انسانی عظیمی که کلید حیات طیبه بوده و هر کدام به تنهایی می توانند عامل جلب حب و ارادت مخاطب و جامعه به سوی انسان صاحب این کمالات باشند .
و حلم چیست ؟ همانکه در لغت از آن به کنترل کننده نفس از طغیان خشم معنی می شود و در احادیث از آن به فروبردن خشم و تسلط برخویشتن و یکی از آثار علم و عقل و حتی به عنوان وزیر عقل یاد می شود . حلمی که به صفت حلیم در قرآن یازده بار در باب خدای تبارک و تعالی ذکر شده و درذکر اوصاف نبی همچون ابراهیم و فرزند بزرگوارش اسماعیل به کار رفته، که نام این دو نیست مگر یادآور آزمایش عظیم ذبح . حلم را این فضیلت بس که از آن به عنوان بهترین عزت و بهترین یاور انسان یادشده و یکی از اصول هفتگانه مراودات اجتماعی شمرده می شود . حلم یکی از ده فضیلت اخلاقی برتر و از خصایص رسولان الهی و از نشانه های امام برحق است .
و فضل و سخاوت چیست ؟ همانکه در لغت به معنی جود و بخشش است و بذل مالی به مستحق بدون درخواست سائل و به میزان شایسته و در قرآن با اصطلاح انفاق از آن یاد می شود . انفاقی که اخلاص و تقوا و دوری از منّت می طلبد و بخشش و اعطا از بهترین مال ها و نتیجه آن برّ و رحمت الهی و امنیت در قیامت است و وسعت رزق وروزی . وسخاوت نیز از خصوصیات انبیاء بوده و نبی خاتم (ص) به آن از طرف خداوند دستور داده شده است و به فرموده علی(ع) سخاوت زینت اخلاق است و کسب کننده محبت و به فرموده معصوم ستون ایمان و در کلام نبوی سخاوت نزدیک کننده است به خدا و مردم و بهشت .
و حیا چیست؟ همانکه در لغت به شرم داشتن و در اصطلاح به خودداری از انجام اعمال زشت به سبب ترس از سرزنش شدن معنی میشود. در احادیث کلید همه خوبیها و زینت اسلام است و از نشانه های ایمان . در کلام نبوی حیا از سنتهای پنجگانه انبیاء شمرده شده و نبی خاتم (ص) حیا را تمام دین نامیده و آن را صاحب ده شاخه میداند شامل : نرمش ، مهربانی، در نظرداشتن خدا در آشکار و نهان ، سلامت ، دوری از بدی ، خوشرویی ، گذشت ، بخشندگی ، پیروزی و خوشنامی .
معرفی الگو در اجتماع برای بهره گیری جامعه از آنان در سرمشق گیری رفتارهای اخلاقی و زیستی بهترین روش در تربیت است به شرط آنکه این الگوها دارای حیاتی ثابت در راه راست و غیر متغییر در طول دوران بوده ، خواسته های نفسانی و منافع شخصی آنها را از کمالات خویش به سوی وسوسه های شیطانی منحرف ننماید . و نبی خاتم(ص) همو که برای تکمیل و نشان دادن کمال مکارم اخلاق مبعوث شده بود ،سه الگوی کامل و بی نظیر برای فضایل اخلاقی حلم و فضل و حیا را در جامعه معرفی کرده و جامعه را هدایت به تبعیت از علی و حسن و حسین (ع) می نماید که حلم را جز علی (ع) و سخاوت را جز حسن(ع) و حیا را جز حسین(ع) سرمشق دیگری نباید .
خوشا به احوال جامعه ای که الگوهایی این چنین بی نظیررا در اختیار داشته باشد و طوبی به احوال جماعتی که عامل باشند و تابع . تجلی حلم و فضل و حیا در جامعه یعنی اوج کمال انسانیت و محوریت اخلاق . یعنی درک اوج زیبایی و حاکمیت فضایل و نابودی رذایل . و در چنین جامعه ای زیستن آرزوست .
لیکن پیامبر اسلام(ص) بعد از بیان مقامات و فضایل سه عضو اهل کساء، به بیان مناقب والای محوراهل کساء می پردازد . آنجا که سخن از فاطمه(س) را می آغازد . سخن از دردانه نبوی ، کفو علوی و ام الحسنین . نبی خاتم (ص) صدیقه طاهره (س)را معرفی می کند به فضیلتی دست نیافتنی به نهایت و اوج همه چیز به تمام و کمال .
(( اگرحُسن و نیکویی و زیبایی و خوبی در هیاتی جلوه گر می شد آن فاطمه(س) است . ))
فاطمه(س) است تمام زیبایی .
فاطمه(س) است کمال نیکی .
فاطمه(س) است نهایت خیر .
گرچه حلم بالاترین عزت است و علی (ع) مظهر آن .
گرچه سخاوت ستون ایمان است و نزدیک کننده به خدا و مردم و حسن(ع) نمود آن .
گرچه حیا تمام دین است و حسین(ع) مثال آن .
ولیکن اینهاجزئی از زیبایی و خیرند . اینها همه نیستند و یکی هست، که همه است . یکی که خیری نیست مگر او که همان است . زیبایی نیست مگر اینکه او عین آن است . نیکی نیست مگر آنکه اوست همان نیکی و او فاطمه (س)است .
و اینجا صحبت از نسبیت نیست، بلکه صحبت از عینیت است .که طالبین خیر و نیکی و زیبایی چون خواهند ببینند عین حُسن را ، کافی است در او بنگرند . صحبت از مقایسه غلط است، سخن از خود عین است و دقت در این باب برای صاحبان اندیشه لازم .
((و بلکه فاطمه(س) برتر از حُسن است .)) بلکه او عظیم تر از خیر و نیکویی است . اواعظم از حُسن است .
آیا نبی خاتم (ص) از باب محبت به دختردردانه اش چنین سخن می راند؟! صدالبته که خیر . محمد(ص) نمی گوید مگر وحی ای که به او می شود . و فاطمه(س) را چنین توصیف می کند چون خدا او را چنین توصیف کرده است .
و جامعه که نهایت آرزویش نیل به سعادت است و زیست زیبا و آخرت آباد، فاطمه(س) را دارد که نهایت نیکویی است و خیر و بلکه عظیم تر از آن .
و چه بود زیبایی که فاطمه(س) بود عین آن :
• حضورش که اعطای خیرکثیر بود به نبی(ص)
• جسمش که حاصل از مسیری خاص بود در انعقاد نطفه و نقش آفرینی سیب بهشتی شب معراج
• روحش که چنین جسمی را شایسته بود
• تولدش که میزبانی ملائک و بهترین زنان عالم خلقت را به همراه داشت
• نامهایش که همه در کمال معنا بودند و وصف کننده نهایت زیبایی ها
• پدرش که منتخب کل دوران خلقت بود و مادرش شایسته چنین پدری
• کودکیش که مادری بود برای پدرش و اوج وابستگی پدر و فرزند
• وجودش که روح نبی بود
• همسرش که کفو یکتایش در عالم بود
• ازدواجش که اوج کرم بود و لطافت
• زندگیش که اوج سادگی بود و صمیمیت
• فرزندانش که سرورند بر جوانان اهل بهشت
• حیاتش که سرتاسر درس بندگی بود و عبودیت و اطاعت از امام زمانش
• نمازش،تسبیحش،رکوعش،سجودش،قنوتش همه در نهایت اخلاص
• علمش ، بیانش، خطابش،حمدش، ثنایش، دعایش همه در اوج
• و او اوج زیبایی بود و نیکی ، قولا و فعلا و جسما و روحا
طاهر بود و معصوم. اهل کساء بود و محور مباهله . پاره وجود نبی بود و بهانه خلقت . و او فاطمه(س) بود الگو و سرمشق همه زیبایی ها . آری فاطمه(س) اوج خوبی هاست و عظیم تر از همه خیرها . سخن بالاتر از این هم مگر می شود ؟ آیا افتخاری بالاتر از این نیز قابل تصور است ؟
((فاطمه دخترم بهترین اهل زمین است وجودا و شرفا و کرما . ))
نبی خاتم (ص) پرده ای دیگر از وجود پربرکت زهرای مرضیه(س) کنار زده و معرفتی افزون از ایشان را بدست می دهد . فاطمه(س) بهترین فرد اهل زمین است . واین بهترین بودن از بابت خلقت و عنصر وجودی و شرافت و کرامت است . غیرقابل دسترسی و بالاتر از حد تصور . اورا مثلی نتوان یافت که خلقتش مثالی ندارد . شرف و بزرگواری و کرامتش شبیهی ندارد .
اوبهترین است و ستاره ای است بی نظیر . الگویی دست نیافتنی . الگویی که باید به او معرفت یافت اگر ممکن باشد به حد توان و غبطه بر احوال او خورد و گام در راه او نهاد . و چه زیباست جامعه مسلمین حورای انسیه(س) را همچون امام حی و غایبشان الگوی خویش سازند که بهتر از او برای اهل زمین یافت نمی شود . بهترینی که دومی ندارد .بهترینی که بهترین ها را به ارمغان می آورد اگر بخواهیم و از او بطلبیم راه را . از او یادبگیریم چاره را . از او استمدادکنیم روش را و خود را شبیه او کنیم در عمل که شعار کفایت نمی کند و شور بی شعور را نتیجه حاصل نمی شود .
ای کاش پای تبعیت مان نلنگد و آثار کمالات عظیمی چون حلم و فضل و حیا در جامعه ما نمودار گردد تا شاید مقدمه ای باشد برای بهره گیری از الگویی همچون فاطمه(س) که اگر چنین گردد حیات طیبه در جامعه اسلامی شکل خواهد گرفت .
(1) این روایت در منابع زیر مورد اشاره بوده است :
1. مائه منقبه من مناقب امیرالمومنین و الائمه – ابن شاذان قمی – منقبت السابعه و الستون – ص 135
2. غایه المرام و حجه الخصام– هاشم بحرانی موسوی –ص512-ح20
3. مقتل الحسین – خوارزمی – ج1-ص60
4. فرائد السمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السبطین و الائمه من ذریتهم – ابراهیم محمد حموینی شافعی – ج2- ص68-ح392
5. موده القربی علی ما فی الاحقاق – ج15-ص133
6. عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الایات و الاخبار و الاقوال – عبدالله بحرانی – ج11-قسم1-ص127

