در طریق معرفت الهی،بهره گیری از آیات و مخلوقات الله عزوجل،نقش بی بدیلی در اقرار به وجود صانع و تلاش برای تذکر به معرفت فطری خدای بی همتا دارد.شناخت مصنوعات به مدد حواس پنجگانه و بهره گیری از یاری دستگاه تفکر و تعقل،انسان را به وجود سازنده ای رهنمون می سازد که در توصیفش عاجز،ولی به تقدیرش مقر و درعظمتش حیران است.آیات قرآنی،مکرر انسان عالم و عاقل و طالب یقین را به تفکر و تدبر در این آیات فراخوانده،تا دل های خفته و محجوب به اندیشه ای،احیا گردیده و رو به سوی معبود بی همتا نمایند.
این مخلوقات مورد اشاره قرآن از کوچکترین مخلوقات الهی تا خلق عظیمی چون آسمانها را فراگرفته و خداوند در آیه 26 سوره بقره به صراحت می فرمایند که"خداوند از این که(به موجودات ظاهرا کوچکی مانند)پشه، وحتی کمترازآن،مثال بزندشرم نمیکند.آنان که ایمان آوردهاند،میدانند که آن،حقیقتی است ازطرف پروردگارشان. و اما آنها که راه کفر را پیمودهاند میگویند:منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!خدا جمع زیادی را با آن گمراه،و گروه بسیاری را هدایت میکند،ولی تنها فاسقان را با آن گمراه میسازد."وظیفه انسان در قبال این مثالها چیزی نیست غیر ازسیر در آفاق و بررسی و اندیشه ورزی در آن و اقرار و گواهی به صانعی مقدر و خالقی با عظمت و شهادت بروجودش.
درآیه 133 سوره اعراف به ملخ به عنوان یکی از بلاهای وارده برقوم حضرت موسی(ع) اشاره رفته است. خداوند تبارک و تعالی در این آیه می فرمایند:"فارسلنا علیهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم آیات مفصلات فاستکبروا و کانوا قوما مجرمین"-"سپس(بلاها را پشت سرهم برآنها نازل کردیم)طوفان و ملخ و آفت گیاهی و قورباغهها و خون را -که نشانههایی از هم جدا بودند- بر آنها فرستادیم تکبر ورزیدند، و جمعیّت گنهکاری بودن".
طبق روایات،موسی(ع)دارای آیات نه گانه ای از طرف خدای متعال بود شامل:طوفان،ملخ،آفت گیاهی، قورباغه،خون،دریا،سنگ،یدبیضاء و عصا.آیاتی که همه مسخر الهی بوده و به فرمان الهی به عنوان معجزه ای برای موسی در راه هدایت صاحبان بصیرت و یاخاموش کردن خصم به کارگرفته شده اند.افسوس که تکبر و غرور انسانی مانع از سرخم نمودن در مقابل نشانه های واضح الهی شده و سرکشی از بندگی خدای بی همتا،قوم موسی را به بلاهای گوناگون گرفتار نمود. ملخ ها در وقایع قوم موسی نقش لشکریان الهی در تعذیب مجرمین را برعهده گرفته و به دستور الهی برقوم سرکش نازل و تمام ملک آنان را تاراج نمودند.این موجودات به ظاهر ضعیف و کوچک،که چون اجتماع نمایند،همچون سیلی ویرانگر به تارومار پرداخته و بر کشتزارها امان نمی دهند.فرعونیان را مبتلی به خویش نمودند و صدافسوس که غفلت قوم موسی را درربوده بود.
انمه معصومین(ع) به عنوان معلمین حقیقی کلام الهی،در باب آیات قرآن به تبیین و روشنگری برای طالبان حقیقت پرداخته و تشنگان معارف را به علم لدنی خویش جرعه ها نوشانده اند.علی(ع) در نهج البلاغه در اوج درس خداشناسی خویش از مخلوقی به ظاهر ضعیف، به ظرافت سخن می گوید. ایشان در باب ملخ می فرمایند: ((و اگر مى خواهى در رابطه با ملخ بگو،كه خداوند براى او دو چشم قرمز،و دو حدقه تابان،و گوش پنهان آفريده،و براى او دهانى مناسب گشوده،و به او حسّى توانا عنايت كرده،و دو دندانى داده كه با آنها مى چيند و جدا مىكند،و دو داس كه با آنها چيزى را مى گيرد،كشاورزان براى زراعتشان از او بيم دارند، و براى دفع اوگر چه با هم همدست شوند عاجزند، با جست و خيزهايش به كشتزار آيد،و خواسته هاى خود را بر آورده نمايد،در صورتى كه جسم او به اندازه يك انگشت باريك بيش نيست!))
صحبت امیرکلام،از موجودی انگشتی است که زیبایی خلقتش از سویی انسان را متذکر خالقی با جلال و جبروت نموده و از سوی دیگر عجز انسان با تمام توانایی هایش در مقابل اجتماع این موجودات انگشتی،شهره است. حضرت بعد از این بیان نتیجه حاصله را به صاحبان بصیرت و اندیشه چنین تذکر می دهند که ((پس بزرگ و خجسته است خداوندى كه هر كس در آسمانها و زمين است به اختيار و اضطرار به پيشگاهش سجده مى برد،و براى او گونه و چهره بر خاك مى سايد،و او را به حالت تسليم و درماندگى اطاعت مى كند،و از بيم و خوف عنان زندگى به دست او مى نهد.))
صادق آل محمد(ع) نیز در حدیثی مفصل به مفضل از شگفتی های خلقت ملخ چنین پرده برمی دارد که: ((نظر كن به سوى جراد (ملخ) كه در نهايت ضعف او را خداوند دانا، چه مقدار توانا گردانيده ،كه چون در خلقتش تأمل كنى مانند ضعيف ترين اشياء است و چون عسگرى از آن مجتمع شوند و به سوى شهرى از شهرها رو آورند هيچ كس از بشر بر دفع ايشان قادر نيست! و اگر سلطانى از سلاطين ذى شوكت سوار شود و پياده لشكر خود را جمع كند كه بلاد خود را از شر ملخ حمايت نمايد، نتواند.آيا اين از دلايل قدرت خالق جل شأنه نيست كه ضعيف ترين خلق خود را فرستد به نزد قوىترين خلق خود،و او بر دفع آن قادر نباشد.))
این بیان را باز نتیجه ای باید که حضرت چنین دل های آگاه را متذکر می شوند که : ((نظر كن به سوى آن در هنگامى كه متوجه بلندى مى شوند،چگونه مانند سيل بر روى زمين حركت مى كند و كوه و دشت و هامون و شهر و بيابان را فرو مى گيرد به مرتبه ای كه از بسيارى نور آفتاب را مى گيرد. اگر اينها را به دست مى توان ساخت در سنين متواليه و ازمنه متطاوله جميع خلق عشرى از اعشار آن را نمى توانستند به عمل آورند، پس به اين استدلال كن بر قدرت توانائى كه هيچ ممكن از قدرت او بيرون نيست و هيچ بسيار از توانائى او افزون نيست.))
آیات الهی از کمترین و ریزترین مخلوق تا وسیع ترین و عظیم ترین مخلوقی که حواس بشر قادر به درک آن باشد (فقط درک و نه احاطه) همه و همه نشانه هایی هستند از وجود صانعی قادر و مدبر که هم به قدرت بالای خویش به خلق شگفت انگیز این موجودات اراده نموده و هم تدبیر امور آنها را در لحظه به لحظه حیات، برعهده دارد. آیاتی که کل آفاق پیرامونی بشر را احاطه کرده و به نظر انسان بسیار عادی و ناچیز می نمایند و اما به اشارتی از سوی خالق بی همتا،چنان بزرگ و هولناک می گردند که فرعون ها و قارون ها در مقابلش عاجزند و لشکرهای انسانی با تمام هیبت و همینه شان از پیش شکست خورده اند.
چندسالی است که هجوم جراد به نقاط مختلف کشورباعث وارد آمدن خسارت های فراوان و رنج و اذیت های بسیار برای کشاورزان شده است.این بلیه در گذشته نیز سابقه داشته و زارعان و مسئولان به روشهای گوناگون نسبت به ازبین بردن این آفت اقدام می نمایند.بسیج انسانی در مقابل اجتماع این موجودات به ظاهر ضعیف،گاهی ناموفق بوده و خسارات وارده فزونی میگیرد. در مقابل آفت به هرعنوان که باشد بایستی مبارزه نمود.ولیکن افراد هوشیار بایستی چشم آیه بین خویش را بر امور پیرامون خود گشوده و خالق قادر بی همتا را متذکر گردند و از سویی دیگر متوجه باشند که غره شدن انسان به توانایی های خویش، نبایستی باعث غفلت از قادر حی متعال شده و خودبرتربینی انسان، خدافراموشی به بار آورد.
ختم کلام باروایتی از معصوم باشد که حضرت امام صادق(ع) در جواب کسانی که این بلاها را دلیل بر عدم استمرار تدبیر الهی در جهان تصور می کنند می فرمایند: (( اگر خالقى و مدبّرى در عالم نمى بود، مى بايست كه زياده از اين فتنه و فساد و آفات و حوادث در جهان پديد آيد، مثل آن كه آسمان بر زمين بيفتد يا زمين به آب فرو رود، يا آفتاب از طلوع تخلّف نمايد و هرگز طالع نشود، و نهرها و چشمهها خشك شوند به نوعى كه يك قطره آب در آنها به هم نرسد، و هوا راكد شود كه مطلقاً باد حركت نكند تا همه اشياء فاسد گردد، يا آب دريا بر زمين جارى گردد كه عالم را غرق كند.و باز اين آفتها كه گاهى مى رسد از طاعون و ملخ و امثال اينها،چرا دايم و ممتدّ نمى گردد تا آنچه در عالم هست مستأصل گرداند،بلكه گاهى به هم مى رسد و زود برطرف مى شود؟نمىبينى كه عالم از اين احداث جليله كه موجب هلاك اهل عالم است، محفوظ و مصون است و گاهى ايشان را به آفات قليلى مى گزد و مى ترساند براى تأديب ايشان و باز به زودى از ايشان زايل گرداند تا وقوع آنها پندى و نصيحتى باشد براى ايشان و ازالهاش رحمتى و نعمتى باشد بر ايشان.))
حمد برخدا برتمامی نعم ظاهر و نهانش و پناه بر او در روزی که انسان ها همه چون جراد منتشر چشم برزیر در محضرش حاضر خواهند گردید.
این مخلوقات مورد اشاره قرآن از کوچکترین مخلوقات الهی تا خلق عظیمی چون آسمانها را فراگرفته و خداوند در آیه 26 سوره بقره به صراحت می فرمایند که"خداوند از این که(به موجودات ظاهرا کوچکی مانند)پشه، وحتی کمترازآن،مثال بزندشرم نمیکند.آنان که ایمان آوردهاند،میدانند که آن،حقیقتی است ازطرف پروردگارشان. و اما آنها که راه کفر را پیمودهاند میگویند:منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!خدا جمع زیادی را با آن گمراه،و گروه بسیاری را هدایت میکند،ولی تنها فاسقان را با آن گمراه میسازد."وظیفه انسان در قبال این مثالها چیزی نیست غیر ازسیر در آفاق و بررسی و اندیشه ورزی در آن و اقرار و گواهی به صانعی مقدر و خالقی با عظمت و شهادت بروجودش.
درآیه 133 سوره اعراف به ملخ به عنوان یکی از بلاهای وارده برقوم حضرت موسی(ع) اشاره رفته است. خداوند تبارک و تعالی در این آیه می فرمایند:"فارسلنا علیهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم آیات مفصلات فاستکبروا و کانوا قوما مجرمین"-"سپس(بلاها را پشت سرهم برآنها نازل کردیم)طوفان و ملخ و آفت گیاهی و قورباغهها و خون را -که نشانههایی از هم جدا بودند- بر آنها فرستادیم تکبر ورزیدند، و جمعیّت گنهکاری بودن".
طبق روایات،موسی(ع)دارای آیات نه گانه ای از طرف خدای متعال بود شامل:طوفان،ملخ،آفت گیاهی، قورباغه،خون،دریا،سنگ،یدبیضاء و عصا.آیاتی که همه مسخر الهی بوده و به فرمان الهی به عنوان معجزه ای برای موسی در راه هدایت صاحبان بصیرت و یاخاموش کردن خصم به کارگرفته شده اند.افسوس که تکبر و غرور انسانی مانع از سرخم نمودن در مقابل نشانه های واضح الهی شده و سرکشی از بندگی خدای بی همتا،قوم موسی را به بلاهای گوناگون گرفتار نمود. ملخ ها در وقایع قوم موسی نقش لشکریان الهی در تعذیب مجرمین را برعهده گرفته و به دستور الهی برقوم سرکش نازل و تمام ملک آنان را تاراج نمودند.این موجودات به ظاهر ضعیف و کوچک،که چون اجتماع نمایند،همچون سیلی ویرانگر به تارومار پرداخته و بر کشتزارها امان نمی دهند.فرعونیان را مبتلی به خویش نمودند و صدافسوس که غفلت قوم موسی را درربوده بود.
انمه معصومین(ع) به عنوان معلمین حقیقی کلام الهی،در باب آیات قرآن به تبیین و روشنگری برای طالبان حقیقت پرداخته و تشنگان معارف را به علم لدنی خویش جرعه ها نوشانده اند.علی(ع) در نهج البلاغه در اوج درس خداشناسی خویش از مخلوقی به ظاهر ضعیف، به ظرافت سخن می گوید. ایشان در باب ملخ می فرمایند: ((و اگر مى خواهى در رابطه با ملخ بگو،كه خداوند براى او دو چشم قرمز،و دو حدقه تابان،و گوش پنهان آفريده،و براى او دهانى مناسب گشوده،و به او حسّى توانا عنايت كرده،و دو دندانى داده كه با آنها مى چيند و جدا مىكند،و دو داس كه با آنها چيزى را مى گيرد،كشاورزان براى زراعتشان از او بيم دارند، و براى دفع اوگر چه با هم همدست شوند عاجزند، با جست و خيزهايش به كشتزار آيد،و خواسته هاى خود را بر آورده نمايد،در صورتى كه جسم او به اندازه يك انگشت باريك بيش نيست!))
صحبت امیرکلام،از موجودی انگشتی است که زیبایی خلقتش از سویی انسان را متذکر خالقی با جلال و جبروت نموده و از سوی دیگر عجز انسان با تمام توانایی هایش در مقابل اجتماع این موجودات انگشتی،شهره است. حضرت بعد از این بیان نتیجه حاصله را به صاحبان بصیرت و اندیشه چنین تذکر می دهند که ((پس بزرگ و خجسته است خداوندى كه هر كس در آسمانها و زمين است به اختيار و اضطرار به پيشگاهش سجده مى برد،و براى او گونه و چهره بر خاك مى سايد،و او را به حالت تسليم و درماندگى اطاعت مى كند،و از بيم و خوف عنان زندگى به دست او مى نهد.))
صادق آل محمد(ع) نیز در حدیثی مفصل به مفضل از شگفتی های خلقت ملخ چنین پرده برمی دارد که: ((نظر كن به سوى جراد (ملخ) كه در نهايت ضعف او را خداوند دانا، چه مقدار توانا گردانيده ،كه چون در خلقتش تأمل كنى مانند ضعيف ترين اشياء است و چون عسگرى از آن مجتمع شوند و به سوى شهرى از شهرها رو آورند هيچ كس از بشر بر دفع ايشان قادر نيست! و اگر سلطانى از سلاطين ذى شوكت سوار شود و پياده لشكر خود را جمع كند كه بلاد خود را از شر ملخ حمايت نمايد، نتواند.آيا اين از دلايل قدرت خالق جل شأنه نيست كه ضعيف ترين خلق خود را فرستد به نزد قوىترين خلق خود،و او بر دفع آن قادر نباشد.))
این بیان را باز نتیجه ای باید که حضرت چنین دل های آگاه را متذکر می شوند که : ((نظر كن به سوى آن در هنگامى كه متوجه بلندى مى شوند،چگونه مانند سيل بر روى زمين حركت مى كند و كوه و دشت و هامون و شهر و بيابان را فرو مى گيرد به مرتبه ای كه از بسيارى نور آفتاب را مى گيرد. اگر اينها را به دست مى توان ساخت در سنين متواليه و ازمنه متطاوله جميع خلق عشرى از اعشار آن را نمى توانستند به عمل آورند، پس به اين استدلال كن بر قدرت توانائى كه هيچ ممكن از قدرت او بيرون نيست و هيچ بسيار از توانائى او افزون نيست.))
آیات الهی از کمترین و ریزترین مخلوق تا وسیع ترین و عظیم ترین مخلوقی که حواس بشر قادر به درک آن باشد (فقط درک و نه احاطه) همه و همه نشانه هایی هستند از وجود صانعی قادر و مدبر که هم به قدرت بالای خویش به خلق شگفت انگیز این موجودات اراده نموده و هم تدبیر امور آنها را در لحظه به لحظه حیات، برعهده دارد. آیاتی که کل آفاق پیرامونی بشر را احاطه کرده و به نظر انسان بسیار عادی و ناچیز می نمایند و اما به اشارتی از سوی خالق بی همتا،چنان بزرگ و هولناک می گردند که فرعون ها و قارون ها در مقابلش عاجزند و لشکرهای انسانی با تمام هیبت و همینه شان از پیش شکست خورده اند.
چندسالی است که هجوم جراد به نقاط مختلف کشورباعث وارد آمدن خسارت های فراوان و رنج و اذیت های بسیار برای کشاورزان شده است.این بلیه در گذشته نیز سابقه داشته و زارعان و مسئولان به روشهای گوناگون نسبت به ازبین بردن این آفت اقدام می نمایند.بسیج انسانی در مقابل اجتماع این موجودات به ظاهر ضعیف،گاهی ناموفق بوده و خسارات وارده فزونی میگیرد. در مقابل آفت به هرعنوان که باشد بایستی مبارزه نمود.ولیکن افراد هوشیار بایستی چشم آیه بین خویش را بر امور پیرامون خود گشوده و خالق قادر بی همتا را متذکر گردند و از سویی دیگر متوجه باشند که غره شدن انسان به توانایی های خویش، نبایستی باعث غفلت از قادر حی متعال شده و خودبرتربینی انسان، خدافراموشی به بار آورد.
ختم کلام باروایتی از معصوم باشد که حضرت امام صادق(ع) در جواب کسانی که این بلاها را دلیل بر عدم استمرار تدبیر الهی در جهان تصور می کنند می فرمایند: (( اگر خالقى و مدبّرى در عالم نمى بود، مى بايست كه زياده از اين فتنه و فساد و آفات و حوادث در جهان پديد آيد، مثل آن كه آسمان بر زمين بيفتد يا زمين به آب فرو رود، يا آفتاب از طلوع تخلّف نمايد و هرگز طالع نشود، و نهرها و چشمهها خشك شوند به نوعى كه يك قطره آب در آنها به هم نرسد، و هوا راكد شود كه مطلقاً باد حركت نكند تا همه اشياء فاسد گردد، يا آب دريا بر زمين جارى گردد كه عالم را غرق كند.و باز اين آفتها كه گاهى مى رسد از طاعون و ملخ و امثال اينها،چرا دايم و ممتدّ نمى گردد تا آنچه در عالم هست مستأصل گرداند،بلكه گاهى به هم مى رسد و زود برطرف مى شود؟نمىبينى كه عالم از اين احداث جليله كه موجب هلاك اهل عالم است، محفوظ و مصون است و گاهى ايشان را به آفات قليلى مى گزد و مى ترساند براى تأديب ايشان و باز به زودى از ايشان زايل گرداند تا وقوع آنها پندى و نصيحتى باشد براى ايشان و ازالهاش رحمتى و نعمتى باشد بر ايشان.))
حمد برخدا برتمامی نعم ظاهر و نهانش و پناه بر او در روزی که انسان ها همه چون جراد منتشر چشم برزیر در محضرش حاضر خواهند گردید.

