عبدالعزیز دهلوی معروف به سراج الهند،از علمای سلفی هندوستان که در قرن سیزدهم هجری قمری با نوشتن کتاب تحفه اثناعشریه،برضد مذهب تشیع ،باعث اختلاف افکنی در بین شیعه و سنی گردید و به همت علامه میرحامد حسین هندی و کتاب عبقات الانوار،پاسخ دندان شکن علمی به شبهات و تهمت های ناروایش به شیعیان و عقایدشان دریافت کرد،آنگاه که می خواهد در باب علامه محمدباقر مجلسی سخن گوید،از عظمت کار ایشان در گردآوری بحارالانوار متعجب شده و می نویسد: ((اگر دین شیعه را دین مجلسی بنامند رواست،زیراکه این مذهب را او رواج داد و سابق براین،آنقدرعظمتی وجودنداشت.))تعریف دهلوی از مجلسی شاید به کنایه باشد ولی اقرار فردی است که خود را دشمن مذهب تشیع می داند و به خوبی درک می کند که تلاش علامه فهامه،مجلسی دوم، چقدر بر تثبیت و قوام معارف اهل بیت(ع)در مذهب تشیع موثر بوده است.
دریاهای نور یا همان بحارالانوار که محمدباقرمجلسی آن را با جمع آوری کتب متعدد شیعه که در معرض نابودی کامل قرارداشتند،تالیف نموده و با تبویب کامل و بدیع،نسبت به عرضه آن احادیث اقدام نمود،یقینا حرکتی بی نظیر در تاریخ علمی تشیع است که باعث تثبیت پایه های مکتب و قوام مذهب و رواج آن در اعصار پس از مجلسی گردید.حرکتی که نمی توان آن را فقط و فقط به چشم جمع آوری احادیث و تشکیل دائره المعارف دانست،بلکه تبویب این روایات،عنوان بندی های موجود،آدرس دهی از آیات مرتبط با موضوع،مراجعه و اشاره به معانی لغوی و از همه مهمتر شرح و تبیین های علامه ذیل روایات، همه و همه نشان از شکل گیری یک مکتب فکری قوی بر پایه معارف اهل بیت(ع)دارد.مکتبی که در جولان فلسفه و عرفان و صوفی گری آن زمان ایران و اصفهان،از نفس افتاده و سالها بود که احیاگری برایش یافت نمی شد.تا اینکه محمدباقر فرزند محمدتقی عزم بر این امر خطیر جزم کرد و نتایج شگرفی از این همت متبلور گردید.
نخستین این نتایج اینکه روایات اهل بیت(ع) از خطر نابودی و فراموشی و نسیان رهایی یافت.دوم سامان یافتن در قالب باب بندی هایی نو و بکر بود که جمع بندی محتوایی برای محققین را آسانتر می نمود. سوم شرح نویسی بر آن بود که باوجود آنکه تکمیل نشده و جزو آرزوهای برآورده نشده علامه فهامه باقی ماند، لیکن در همین مقدار موجود نیز راهنمای اندیشه ورزان گردید.چهارم تبری تشیع از اقسام انحرافات و شبهات تحمیلی بود که با آراستن اغلاط و نقل نکردن آن روایات در جامع الاحادیث بحار الانوار،به صراحت شیعه را از این وصله های ناجور و ناچسب،رهانید.
این گنجینه ی پربها را مجلسی دوم به خوبی امانت داری نموده و در قالبی نو برای آیندگان به ودیعه نهاد. اینکه عالمان و اندیشه ورزان در حق امانت پربهای علامه کم کاری کرده و در آن کنکاش به حد کفایت ننموده و شبهات را از آن نزدودند،اینکه مترجمان و زبان دادنان همچنان در ترجمه آن کاهلی بخرج می دهند،اینکه هنوز بحارالانوار را لفظا نیز اشتباه تلفظ کرده و محتوایش را به بهانه عظمت کمی اش کناری می نهیم،گناه علامه و کتاب جامعش نیست بلکه خطای جبران ناپذیری است که بعد از سه قرن همچنان تداوم می یابد.چقدر با بحارالانوار حضرت آیت الله علامه مجلسی ارتباط برقرار کرده و می کنیم؟ چقدر از برکت و انوارش بهره می گیریم؟ چقدر به غواضی در انوارش از ظلمت رهایی می یابیم؟ اینها سوالاتی است که هر مسلمان ایرانی می بایست از خویشتن بنماید تا قدر زر زرگر شناسد،معنا گردد.
نهضت عظیم دیگر علامه در ترجمه متون غنی عربی در معارف اهل بیت(ع) به زبان سهل الفهم فارسی است.هیچ عالم نامداری در گذشته به اندازه علامه چنین عزمی نداشته است که منصب تدریس به زبان عربی و کتابت به این زبان شیرین ولی غریب در مملکت ایران را ،با ترجمه آثار عربی به فارسی عوض نموده و خویشتن را مشغول از امر نماید.کاری که علامه لزوم آن را به خوبی درک کرده و با ترجمه آثاری از معارف اهل بیت(ع) به فارسی، مردم عام جامعه را سیراب از شهد این معارف نمود.اما اینکه کدام آثار مورد توجه علامه بود،خود جای توجه و تامل دارد.علامه در ترجمه آثار به سراغ توحید مفضلی می رود که توحید را نه به طریق یونانی و رومی، بلکه به سیرآفاق و انفس به مردم می شناساند.سراغ دعای کمیلی می رود که بندگی در مقابل معبود و نشانه های فراوان از مقصد انسانی را به بهترین وجه به مخلوقین الهی یادآور شده و زهد واقعی، نه نمایشی را متبلور می سازد. در حالیکه خود شیخ الاسلام جامعه است و منصب قضاوت را برعهده دارد،عهدنامه علی(ع) به مالک اشتر را ترجمه می نماید تا حق والی بر مردم و مردم بر والی ،نصب العین جامعه شده و اصل پاسخگویی حاکم گردد. آیا این همت والا قابل چشم پوشی است؟ آیا نیازسنجی به موقع وحید عصر،مجلسی دوم الگوبرای اعصار گوناگون بوده است یا نه؟ آیا این امر نهضت ترجمه صحیح و درست است،یا نهضت ترجمه ای که آل عباس برای تعطیلی مدرسه اهل بیت(ع)راه انداختند؟
در تداوم همین نیازسنجی های به موقع و عالم زمان خویش بودن علامه مجلسی بود،که ایشان علاوه بر ترجمه ادعیه و برخی احادیث کلیدی ،اقدام به امری جامع ترنموده و زبان تالیف کتب خویش را فارسی انتخاب کرد. تاریخ از آدم تا خاتم اوصیاء را به فارسی نگاشت تا مایه عبرت برای صاحبان بصیرت که قدرت فهم احادیث به زبان عربی را نداشتن،باشد.احکام شرع را به زبان فارسی بیان کرد تا متشرعین از هر سن و از هر صنف،خویش توان فهم و عمل را داشته باشند.واجبات و مستحبات مورد نیاز را به زبان فارسی و به تفکیک ساعت و روز و هفته و ماه تالیف نمود تا عارف عابد شدن برای همگان به طریق صحیح نمودار شود.در عقاید و اصول به زبان فارسی گامی بلند برداشت که سنتی حسنه گردید برای عالمان بعد از مجلسی جهت کتابت فارسی عقاید برای تسهیل فهم توسط فارسی زبانان و به حق و برمدار حق و با تمسک از حق،حق الیقین را برای نیل به اعتقاد یقینی نگاشت. نگارش کتاب به زبان فارسی آنهم با بهره گیری از روایات و احادیث و آیات در حقیقت شاید نوعی ترجمه به حساب آید،اما نوع پیکربندی کتب، به وضوح نشانگر تسلط کامل علامه به روایات و محتوای آنها و همچنین تمییز و انتخاب علامه در باب محتواهای موجود در متون دینی بود.این گام بزرگ علامه مخصوصا با نگارش به زبان فارسی کتاب حق الیقین به نوعی خارج سازی انحصار مطالب ژرف دینی از حیطه ی عده ای آشنا به زبان و لغت عربی و بسط آن در بین تمامی صاحبان سواد در جامعه بود.فایده بزرگ این حرکت جلوگیری از ایجاد انحراف در دین مردم عام جامعه توسط عده ای سودطلب و شیادان عقیدتی مردم بود که مدتها از عدم فهم درست جماعت مسلمان از متن روایات سواستفاده می نمودند.از سویی دیگر تضارب آراء در این روش به خوبی میسر شده و همه می توانستند به محک اعتقادات خویش بپردازند.
علامه محمدباقر مجلسی عالم مسلمان ایرانی است که به خوبی نیاز جامعه اسلامی و ایرانی را درک کرده است. از سویی برای حفظ اسلام اقدام به تالیف دائره المعارف عظیم بحارالانوار نموده تا میراث شیعه مکتوب گشته و حفظ گردد.از سویی دیگر تبویب شایسته و شرح بر روایات را در این اثر به یادگار گذاشته تا محتوای احادیث برای اهل تحقیق فصل بندی و سامان دهی گردد.ازدیگر سو برای حفظ مسلمانان ایرانی از انحراف در مسیر دینداری،اقدام به ارائه آثار گرانبهایی در قالب ترجمه و تالیف به زبان فارسی نموده است تا عقاید به خوبی در حیطه فهم مخاطبین فارسی زبان جای گیرد.تبیین چنین خدماتی بایستی جایگاه والای ایشان را در اندیشه ایرانی و اسلامی عامل و باعث گردد تا با شناخت بهتر جایگاه آیت الله علامه مجلسی،نوع ارتباط با آثار ایشان و بهره گیری از کتب ارزشمند ایشان بازتعریف گردد.
نمی شود علامه را فقط به بحارش و آنهم تعداد جلدها و نه محتوا،شناخت و ایشان را در همان ردیف بالای کتابخانه محدود کرد.کتب علامه قابلیت والایی برای حضور در دسترس ترین قفسه کتابخانه های ایرانیان مسلمان برای بهره گیری روزانه را دارد.آثاری که سه اصل مهم علم دین، اصول و احکام و اخلاق را به خوبی در خویش جمع نموده و می تواند معنای جدیدی به زندگی مسلمان ایرانی ببخشد.



کلیه حقوق محفوظ است / 1392