نگاهی به تعریف انتظار از دیدگاه مرحوم آیت الله صافی گلپایگانی
شیخ الفقهاء،آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی(ره)از مراجع معزز و والا مرتبت معاصر،بعد از یکصدو سه سال زیست عالمانه،عاملانه و عابدانه،در دوازهم بهمن ماه سال جاری دار فانی را وداع گفته و در جوار حضرت اباعبدالله الحسین(ع)درخاک مقدس کربلا،جسم خویش را به آرامش ابدی ملحق ساخت.ایشان یکی از مرزبانان حریم عقیده مهدویت بوده که در دهه چهارم عمر خویش اثر بی نظیر و ماندگار"منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر(ع)"را در ده فصل و به شکلی بدیع و نوین به نگارش درآورد و آغاز کتاب را به منابع فراوانی که از شیعه و سنی مورد استفاده قرارداده بود،آراست.
ایشان دارای آثار مهدوی بسیاری طی مقالات و کتب متعدد می باشد که برای عامه مردم،به زبانی ساده و قابل فهم نگاشته و در عین سادگی و اختصار،مفاهیم والایی در آنها به جامعه مسلمین هدیه کرده است از آن جمله می توان به آثاری چون:"نوید امن و امان-ولایت تکوینی و ولایت تشریعی-فروغ ولایت در دعای ندبه-معرفت حجت خدا-عقیده نجات بخش-نظام امامت و رهبری-اصالت مهدویت-پیرامون معرفت امام-وابستگی جهان به امام زمان(عج)-تجلی توحید در نظام امامت-باورداشت مهدویت"اشاره نمود.ازجمله آثار آن فقیه عالیقدر کتاب" انتظار عامل مقاومت"است که نوع نگاه ایشان به مفهوم والای انتظار را ترسیم و خط حرکت مورد انتظار ایشان از جامعه منتظرین را نمایان می سازد.در این مختصر،به بررسی اندیشه آیت الله صافی(ره)در باب انتظار و فرهنگ آن می پردازیم.
در کتب لغت،انتظار به معنی چشم داشت و توقع و چشم به راهی آمده و منتظر اسم فاعلی است که چشم به راه کسی یا متوقع چیزی است.آیت الله صافی گلپایگانی(ره)در تعریف انتظار می نویسند:((انتظار حالتی است که از ترکیب ایمان و اعتقاد به مبانی دین و ولایت امام زمان،شوق و علاقه به ظهور و حکومت و زیست و همراهی با اهل بیت(ع)،تنفر از وضع موجود(غیبت امام)و توجه به نقص و فساد و تباهی که از آن سرچشمه گرفته و در وجود انسان شعله می کشد و انواع دگرگونی ها را درحالت قلبی،اندیشه و آمال انسانی و رفتار فردی و تلاش اجتماعی انسان،ایجاد می نماید.))
بر تعریف مذکور اگر تاملی عمیق گردد،ارکان انتظار به شرح زیر از آن قابل استخراج است: 1- ایمان و اعتقاد یک مسلمان به مبانی دینی که یکی از آنها بحث امامت و ولایت معصومین و خاتم الاوصیاء یعنی حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج)می باشد. 2- شوق و علاقه برای درک ایام ظهور و حاکمیت حق و معیت با اهل بیت(ع) 3- حس درونی تنفر از هر وضعی که امام در آن حاضر نباشد. 4- درک بیرونی در باب نقایص و فساد ها و تباهی های ناشی از غیبت امام.باشکل گیری چنین چهارچوبی در وجود آدمی،آن حالت انتظار شکل یافته و قلب و فکر و آرزوها و خواسته های آدمی تحت تاثیر قرار گرفته و نوع رفتار فردی و تلاش اجتماعی انسان تفاوت پیدا می کند.
اگر هر کدام از این ارکان را از تعریف خارج کرده و نادیده انگاریم،منتظر واقعی حاصل نخواهد شد.امروزه بسیار دیده می شود که کسی معتقد به اصل امامت بوده و شیعه اثنی عشری نیز می باشد،اما شور و شوق و علاقه ای برای درک ظهور و قیام و حکومت مهدوی دراو دیده نمی شود.آیا می شود چنین فردی را منتظر خواند؟ آیا کسی که به وضع موجود رضایت داده و دنیای با حضور امام را مطالبه نمی کند،را می توان منتظر نامید ؟ آیا معتقد به مهدویت و دارای شور و علاقه درک ظهور و در عین حال مطالبه کننده حکومت معصوم را می توان منتظر دانست در حالیکه چشم بر فسادها و تباهی ها بسته و تلاشی برای اصلاح آنها نمی کند؟درنظر آیت الله صافی(ره)چنین افرادی که از این چهار مشخصه دور باشند،لایق عنوان منتظر نبوده و این واژه در مورد ایشان صادق نیست.
از سوی دیگر در این تعریف فلسفه فردی و اجتماعی انتظار نیز مورد توجه واقع شده و نتیجه شکل گیری حالت انتظار در آدمی،تغییرات اساسی است که در طرز فکر و احساسات و خواسته های انسان رخ داده و انسان در رفتار فردی و به طبع آن در رفتار اجتماعی خویش،دست به تغییر در جهت رسیدن به هدف والای ظهور می زند.
آیت الله صافی گلپایگانی(ره)انتظار سازنده را حالتی در((جهت جنبش و تحرک،قدم پیش نهادن،مجاهده،امر به معروف و نهی از منکر،ثبات قدم و پایداری،حب فی الله(محبت به خاطر الله)،بغض فی الله(دشمنی به خاطر الله)و قطع رابطه با اعداء الله))و((حرکت و نهضت و فداکاری و طرد انحراف و مبارزه با بازگشت به عقب و ارتداد)) می داندو بی شک این حالت ممکن نخواهد بود مگر با جمع شدن چهاررکن تعریفی انتظار .
از سوی دیگر در نقطه مقابل چنین انتظار سازنده ای،می تواند انتظاری منفی شکل گیرد که در آن انتظار تبدیل به عاملی برای((سکون و سکوت،سازشکاری،وقوف،تسلیم،ساخت و پاخت با ستمگران،رضایت دادن به وضع موجود و فراموش ساختن اهداف عالی اسلام ))ویا((ضعف و سستی و مسامحه در انجام تکالیف و وظایف و عذر تراشی در ترک مبارزه مثبت و ترک امر به معروف و نهی از منکر))می شود.ایشان این نوع انتظار را دستاویز تبلیغات دشمنان اسلام،علیه مسلمین دانسته و امضای نابسامانیها و عقب ماندگیها را مخالف با تحول و تکامل انقلاب اسلام می داند و آن را بسیار دور از انتظار تعریف شده در قرآن و روایات برمی شمارد.
انتظاری که قرآن آن را چشم به راهی برای غلبه دین حق بر تمامی ادیان حتی با وجود کراهت مشرکان شمرده و در کتب انبیای سلف،ارث رسیدن زمین به عباد صالح را وعده داده است.انتظاری که در روایات رغبت به دولت کریمه ای است که اسلام و اهلش در آن عزت یافته و نفاق و اهلش در آن ذلیل خواهند شد و دین و سنت نبوی بر همه جا بدون هیچ ترس و بیمی،آشکار خواهد شد.ایشان با اشاره به آیات 5سوره قصص و 55 سوره نور و 41 سوره حج از انتظاری که به حکومت حقه الهی منتهی خواهد شد به تبیین سخن گفته و آنگاه این آیات الهی را مورد تاکید قرار می دهند که"ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم"(محمد/7)"و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین"(عنکبوت/69) .
آیا این چنین تعریفی از انتظار،با انتظار بی هدف و بی معنی و بدون جنبش و حرکت و مبارزه و مقاومت،سنخیتی دارد؟بلاشک جواب منفی است.((نشستن و تسلیم بودن و کناره گیری و تماشاگر صحنه های تباهی و فساد و فقر و انحطاط اخلاقی شدن،هرگز در اسلام جایز نیست و بر مسلمان منتظر و مومن و متعهد روا نمی باشد و با انتظار ظهور و فلسفه انتظار موافقت ندارد.))این انتظار((مکتب کنار رفته ها و کنار گذاشته شده ها،بیچاره ها،مایوسان، تن به خواری دادگان،چاپلوسان و دین فروشان))نیست.و در مقابل باید گفت انتظار واقعی((لفظ نیست،گفتن نیست،عمل است،حرکت است،نهضت ومبارزه و جهاد است،صبر و شکیبایی و مقاومت است.))
در تعریف تبیین شده توسط آیت الله صافی(ره)،((مسلمان همیشه به سوی آینده می نگرد و هر وضعی که موجود باشد،اگرچه نسبتا خوب و عادلانه باشد،او را قانع نمی کند،آن را نهایت کار و پایان راه نمی شمارد و اگر هم ظالمانه و غیر اسلامی باشد،در هر صورت و شرایطی،مسلمان ناامید نمی شود و وظیفه دارد که ظلم و فساد و تجاوز و جهل و خودکامگی و استضعاف را محکوم سازد و برای حصول هدفهای اسلام،کوشش و تلاش بیشتر نماید.تا به سهم خود به اسلام عزیز و به نوع بشر و جوامع متحیر و سرگردان و مضطرب،خدمتی انجام بدهد.))ایشان در تکمیل تبیین زوایای انتظارواقعی،انتظار را وعده قطعی الهی،عامل پایداری در برابر رهبری های فاسد درطول تمامی اعصار،عامل مبارزه با فساد و انحراف وعامل مقاومت دربرابر بازگشت به جاهلیت می شمارند. انتظار((یکی از پایه های مهم و زنده مبارزه علیه فساد در جامعه اسلام بوده که آن را باید سرچشمه مقاومت ها و منبع تحرکات و مبارزات ایجابی و سلبی اهل حق با اهل باطل شمرد،که مسلمانان هیچگاه کار اسلام و انقلاب آن را پایان یافته و تمام شده،نخواهند دانست.))
از بدیع ترین سطور این نوشتار اعتراض مصداقی آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی(ره)به نوعی از انتظار منفی یا غیر مثبت است که در جامعه رواج یافته و ایشان برحذر بودن از چنین طریقی را لازم می شمارند.ایشان می نویسند:عده ای((جشن و چراغانی نیمه شعبان و خواندن دعای ندبه را وسیله خاموش کردن آتش اعتراض، وایجاد آرامش موقت و مسکّن نگرانی ها و نارضایتی های جامعه از بی عدالتی ها و فشارها و نابرابری ها و مفاسد دیگر می پنداشتند که شور و هیجانی را که باید بر قوت و حدّتش افزود تا تباهیها و نابسامانی ها و بشر پرستی ها و استعبادها و استضعافهای گوناگون را بر باددهد،فرومی نشاند و برآتش روحانی و مقدسی که اسلام برای سوختن کاخهای ستم و استضعاف برافروخته و باید همیشه روشن و روشن تر شود،آب می ریزد.))چقدر دقیق است فرمایش آن عالم بزرگ و مهدوی اندیش سترگ،که خاموش سازی شور انتظار برافروخته در نهاد مومنین منتظر را به هر بهانه و هر نمادی،حتی اگر به ظاهر مراسم جشن ولادت ایشان بوده و یا ندبه هفتگی در فراقشان،قلمداد شده باشد را امری انحرافی شمرده و آن را دور از انتظار سازنده می داند.انتظاری که قرار است عامل حرکت باشد و اعتراض و مقاومت،نه عامل بسندگی به وضع موجود و سکوت و به ظاهر صبر.
نگارش این اثر مربوط به سال 1355 است.زمانیکه عده ای از مومنین در قالب بسندگی به جشن ها و جلسات و دعاهای ندبه،خویش را دور از رودخروشان انقلاب مردمی ایران اسلامی،نگه داشته و انتظار را در مفهوم صبوری برای ظهور حضرت و اصلاح امور توسط ایشان محدود نموده بودند.اعتراض صریح و مصداقی آیت الله صافی(ره)به این جریان و اشاره به این نکته که چنین حرکتهایی می تواند دستاویزی در دست دشمنان دین،برعلیه دین باشد و دعوت ایشان به درک فلسفه ندبه خوانی ها و آذین بندی های شب میلاد،تلاشی است که از برای درک مفهوم واقعی انتظار از طرف ایشان انجام می پذیرد.
دقت کنیم در شرایطی که حاکمیت غیر دینی در کشور برپا بوده و جامعه در تحت فشار ظلم و فساد حکومت پهلوی،استخوان خرد می کرد،شاید از دیدگاهی کوته اندیش،اعتراض آیت الله باعث ناامیدی عده ای از جامعه مومنین از تلاش های وافرشان در تبیلغ و ترویج فرهنگ مهدوی می شده است،اما ایشان در نگاهی دور اندیش، درک اصل و اصلاح نوع برداشت از الفاظ و مفاهیم را مقدم شمرده و این دسته از مومنین را به تفکر و تدبر و تامل در معنای حقیقی انتظار فرامی خواند،تا اعمال و رفتارشان شامل اجر الهی شده و حرکتشان در صراط مستقیم، قابلیت تعریف داشته باشد.
در تعریف ایشان،((نیمه شعبان،عید انتظار،عید نور،عید نهضت و آماده شدن برای جهاد بیشتر،مقاومت های سخت تر و جشن و چراغانی آن،اعلان نشاط،آگاهی،روشنی ضمیر،توجه منتظران و نمایش شادمانی ها و زوال تاریکی ها در جامعه جهانی اسلام است.))و تاکید دارند که:((این جشنها و چراغانی ها باید اعلان وفاداری به اسلام و تصمیم محکم به مقاومت در برابر نقشه های ضد اسلام،و ابراز علاقه به قرآن و مطالبه حقوق اسلامی،و هم صدایی و اتفاق و اتحاد باشد.این مراسم که در نهایت خلوص صورت می گیرد،اعلام خواسته های حقیقی جامعه و مخالفت همگان با نظامهای نامشروع و موافقت آرای عمومی با نظام خالص و صحیح اسلامی است،که باید همیشه و در تمام مواقع و فرصت ها ابراز شود.))
آیت الله صافی(ره)در کتاب" فروغ ولایت در دعای ندبه "نیز تعریف خود از دعای ندبه را چنین ارائه می نمایند که :((دعا منبع رکود و خمود و کناره گیری و رهبانیت نیست و نباید از آن برای این هدف ها استفاده کرد،بلکه دعا قوت بخش روح و اعصاب،سرچشمه نشاط و امید و تلاش و فعالیت است...مسلمان نمی توانددر چنین اوضاع و احوالی(ظلم و فساد و ستم و تباهی جوامع)حال وقوف و سکوت به خود گیرد و به خواندن دعا و ندبه وگریه خود را قانع سازد و ترک امر به معروف و نهی از منکر نموده،خاموش و بی حرکت بنشیند.))ایشان می نویسند:((اسلام دین دنیا و آخرت و سیاست و معنویت است.جدا کردن اسلام از دنیا و سیاست و اجتماع و اداره تمام امور و شوون،امکان پذیرنیست.انجام وظایف اجتماعی و تطبیق احکام دین بر شوون دنیا و برنامه اقتصاد و سیاست و تجارت و تعلیم و تربیت،جزء جوهر دین است و حبس اسلام در محیط عبادت و دعا خیانت به اسلام و تعلیمات قرآن مجید است.))
آیت الله صافی(ره)از کم تحرکی جامعه مسلمانان نالیده و می نویسند:((دعای ندبه،دعای کمیل،دعای سمات هم باید نیروهای انسانی ما را بسیج کنند و از تسلط ضعف و ناامیدی و اندیشه های مایوس کننده و مخرب،مانع شده و توان بخش ارواح شوند.مجالس این دعا ها مراکز حساس تربیت افراد مبارز و قوی،و وسیله رشد افکار اسلامی مسلمانان مخصوصا جوانان می باشد...پس دعای ندبه نه وسیله تحذیر است و نه باعث وقوف و رکود،بلکه سبب رشد فکری و بسیج نیروها و حرکت و اقدام است.))
و ما همچنان بایستی حالت انتظاری خویش را بدل به انتظار سازنده با توجه به چهار رکن اشاره شده در آغاز نوشتار نموده و از انتظار ساکن و مخرب و سازشکار،دوری جسته و جامعه را به سوی رشد رهنمون گردیم که انتظار برای مومنین،عامل صعود است نه عامل سقوط.
بارخدایا منتَظر،منتظران را برسان.



کلیه حقوق محفوظ است / 1392