نقدی بر نگرش و فعالیت های مهدوی بنیاد حضرت مهدی موعود
در اخبار چنین آمده بود که دو نهاد ستاد اقامه نمازکشور و بنیاد حضرت مهدی موعود(عج)،که هردو از برکات ایده ها و تلاش های استاد عزیز حجه الاسلام قرائتی می باشند،صاحب قائم مقامی یکسان شده اند تا تعامل بین دو نهاد و استفاده از امکانات و ظرفیت های یکدیگر،باب فعالیتی نو را برای این دو موسسه فراهم آورد. لزوم کالبد شکافی وضع موجود و ترسیم چشم انداز آینده از جملات دلنشین قائم مقام جدید بنیاد که مسئولیت قائم مقامی ستاد را نیز برعهده دارد، بود که بسی مایه خرسندی و امیدواری می باشد.همچنین این بزرگوار گفته اند که سال آینده سندی بیست ساله برای بنیاد حضرت مهدی موعود(عج)در افق 1400 الی 1420 تدوین خواهند نمود.ضمن تبریک از باب منصب جدید و امید به موفقیت روزافزون موارد زیر که بیشترخطابش به قائم مقام محترم می باشد، به سمع و نظر دردمندان و صاحبان دغدغه دینی و فرهنگ مهدوی عرضه می گردد تا چه مقبول افتد و چه در نظر آید.
1- درسال 1380مصاحبه ای از استاد قرائتی در نخستین شماره نشریه انتظار وابسته به بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) به چاپ رسیده و در آن برای اولین بار ایشان نسبت به معرفی بنیاد و چگونگی شکل گیری و اهداف آن سخن گفتند.تجربه موفق ستاد اقامه نماز و دغدغه برای معرفی بهتر امام زمان(عج) را از پایه های اصلی شکل گیری بنیاد مطرح کرده و دور نمایی از فعالیت های بنیاد را چنین مطرح کردند: پاسخگویی به شبهات اساسی و جدید – تغییر مخاطب کتب مهدوی از سطح محققان به سطح عام جامعه-خرافه زدایی- سهل نویسی-بالابردن تیراژ کتب مهدوی-وارد کردن بحث مهدویت در کتاب های درسی و دانشگاهی-تغییر محتوای اشعار از خواب و ملاقات های مشکوک به سوی توجه عمیق به بحث مهدویت-تربیت نیروهای متخصص در امر مهدویت- خط دهی به صدا و سیما و مطبوعات – فراهم سازی امکانات سخت افزاری برای محبین حضرت – بسیج نهادها و ادارات و بسیج مردمی برای انجام امور مرتبط با موضوع مهدویت . امروز که بیش از بیست سال از این تلاش خداپسندانه و انفاق جان و مال می گذرد،برای کالبد شکافی وضع موجود مسئولان مربوطه بایستی بررسی نمایند که هدف از آغاز حرکت چه بوده؟چه آرمان هایی در آغاز نشانه گرفته شده؟کدام اهداف به بار نشسته ؟ بازخورد ها چه بوده است؟ آیا حضوربنیاد به نفع فرهنگ مهدوی در جامعه بوده یا تاثیر آنچنانی نداشته؟ آیا بنیاد کارهای تکراری دیگران را تکرار کرده یا نوگرایی و کارهای بدیع در بنیاد رخ نموده است؟
2- متاسفانه تشکیل هر نهادی مساوی است با کادر سازی و تعریف در باب میز و مناصب و چارت سازمانی. ایجادشعب و نمایندگی و خلاصه تعریف های متفاوت از مناصب که در این بنیاد نیز انجام پذیرفته. همین مناصب فارغ از نفع مالی که به کل در این مجموعه نادیده گرفته و همه را خالصانه در راه خداوند تبارک و تعالی می دانیم،لیکن انحصاری کردن موضوع به این بنیاد و حذف نام ها و اهداف و نهادهای موازی می تواند آسیبی عظیم و خسرانی جبران ناپذیر را در پی داشته باشد.این امر مسئولیت مدیران بنیاد را افزایش می دهد.اگر بنیاد چشم انداز خوبی برای آینده ترسیم نکرده و برنامه های شایسته ای ترتیب نداده باشد،اگر بنیاد خود را به روز رسانی ننموده و با افکار و اندیشه های قدیمی پیش رود،اگر بنیاد که تمام روابط بین نهادی را در حیطه خود داشته و خود را متولی امر تبلیغ مهدویت در سراسر کشور دانسته،ولی انگیزه کافی برای این امر نداشته باشد،چه اتفاقی رخ خواهد داد غیر از فرصت و سرمایه سوزی عظیم؟! امروزه بنیاد همچون ستاد اقامه نماز در سراسر کشور و سراسر نهادهای رسمی و دولتی دارای شعبه و نمایندگانی می باشد که در صورت خمودی در مدیریت مرکز،کاهلی در سراسر مجموعه و در نتیجه دور شدن از اهداف تشکیلات ببار خواهد آمد.
3- تجمیع بنیاد با ستاد اقامه نماز باتوجه به مدیریت واحد و محل تامین بودجه یکسان، امری شایسته و به جا می باشد که مانع از هدررفت بیشتر سرمایه های مادی می شود.اما علاوه بر سرمایه های مادی،سرمایه ای عظیم نیز در این میان در حال آسیب دیدن است و آن چیزی نیست جز سرمایه معنوی مهدویت که گوهریست بی مانند که در تمامی اعصار بذر امید به تحقق عدل و حکومت الهی در روی زمین را در دلها کاشته و به آب فرهنگ انتظار، آن را پرورانده است.بی شک تفاوت های آشکاری بین فعالیت در امر تبلیغ نماز با تبلیغ و تبیین امر مهدویت وجوددارد.ستاد اقامه نماز در طول فعالیتی بالای سه دهه موفق به اهداف خود شده یا نه؟، امریست که مجالی دیگر می طلبد،اما مهدویت و تبیین و تبلیغ آن،ساخت نمازخانه در مدارس و ادارات و اتوبان ها نیست.تبلیغ مهدویت نشر کتب با کیفیت بسیار پایین و محتوای تکراری نیست.تبیین مهدویت با افراد فاقد تخصص درتبلیغ میسر نیست. ترویج مهدویت به برگزاری دوره در حوزه و دوره ضمن خدمت در آموزش و پرورش و اعطای مدارک نیست.فرهنگ انتظار بخشنامه نمی پذیرد،با زنگ انتظار در مدارس، منتظر تربیت نمی شود.با نصب بنر و پرچم ،معرفت مهدی در دل ها تبلور نمی یابد،با طراحی پلاکارد برای استقبال از حضرت و حضوردر فرودگاه شهر،مهدی ظهور نمی کند.خلاصه تجارب موفق و ناموفق ستاد اقامه نماز می تواند راهنمای مسئولان عزیزی باشد که قرار است هردو مجموعه را اداره کنند که البته بی شک اندیشه یکسان و طرح ها تکراری خواهد بود ونتیجه شبیه نتیجه ستادما همچنان به اجلاس هاباید دل خوش کنیم و از دکترین هایی صحبت کنیم که فقط حق ویزیت سالن همایش را بر هزینه هایمان می افزاید و بس.
4- جمله قائم مقام محترم در باب تدوین سند بیست ساله برای بنیاد جای تاسف شدید دارد. نخست اینکه کدام علم و ضابطه روز مدیریتی سخن از سند بیست ساله می زند.امروز که جهان روزانه، نوبه نو شده و سرعت تحولات حتی مانع از ثبت وقایع می شود،چگونه مدیری به فکر تدوین سندی بیست ساله است؟ آیا قراراست کارگروهی ویژه نشسته و جلسات متعدد تشکیل داده و برای بیست سال بعد فرهنگ مهدویت برنامه ریزی کنند؟آیا قراراست فکر محدود و طرح های تکراری خود را برای بیست سال آینده تحمیل کرده و از سندی تا آن زمان کهنه شده،رونمایی کنیم و به خود ببالیم که کاری کرده ایم؟به کجا چنین شتابان!!! از سوی دیگر مگر فرهنگ انتظار با این امر موافق است؟مگر نه این است که فرهنگ انتظار مارا دعوت می کند صبح و شام منتظر امر فرج باشیم؟ مگر نه این است که طبق روایات امر فرج به صورت ناگهانی رخ خواهد داد؟ مگر مدیران محترم بنیاد در دعای عهد هرروز خود نمی خوانند که انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا ؟ مگر فرمایش مقام معظم رهبری را فراموش کرده اند که فرموند:((فرد منتظر باید همواره خصوصیات و ویژگیهای لازم دوران مورد انتظار را در خود حفظ و تقویت كند و این انتطار، به گونه ای است كه از یك طرف، هیچگاه نباید آن را طولانی مدت تصور كرد و از طرف دیگر هیچگاه نباید آن را بسیار نزدیك دانست.))
5- استاد قرائتی در باب علت عدم اشتیاق به ادامه تحصیل در حوزه نجف ،نقد خویش بر این حوزه را مشغول بودن حوزه و مراجع به بحث احکام و غفلت از جذب جامعه توسط دشمن دانسته و گفته بودند که ((متاع ما،سلاح ما،نسل نو است.این را نباید فراموش کرد.)) حال از استاد گرامی این سوال را مطرح می نماییم که توجه به نسل جوان در بنیاد چگونه است؟آیا حالا که امکانات در بهترین شرایط و نفوذ در تمامی نهادها در بالاترین درجه است،بنیاد توانسته مانع از جذب جوانان توسط دشمنان مهدویت شود؟ آیا توانسته دل های جوانان را به سوی مهدی امت هدایت نماید؟ آیا اشک های از روی اخلاص دو دهه پیش آن جوان 23 ساله در مراسم حج که شما را به سوی تشکیل این بنیاد کشانید،امروز به ثمر نشسته است؟نکند مانیز در گروه فکری خویش، محصور شده و از هدف اصلی غافل گشته ایم؟
پایان سخن اینکه امید است نهادهای صاحب قدرت و امکانات، همیشه و هرگاه خویش را مورد نقد و ارزیابی قرارداده و به جای آینه محدود به صورت،در آینه ای قدی به فعالیت های خویش بنگرند. امید است تمامی مسئولانی که نهادهای زیرمجموعه شان در امور مربوط به معنویت و دین داری جامعه فعالیت می نمایند،به جای گسترش و رشد کمی،به فکر تعالی کیفی باشند.امید است بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) در اهداف و برنامه های خویش فرهنگ انتظار را در تعجیل و تحقق ظهور حضرت معنی نمایند، نه در معرفی شناسنامه ای بقیت الهی در روی زمین.



کلیه حقوق محفوظ است / 1392