شایدتلخ ترین تصویری که آینه زندگی برای جامعه ای می تواند به نمایش بگذارد،رجعت به گذشته تاریکی است که نشانگر عدم تحقق هدف رشد و تعالی و صعودو به بارننشستن برنامه ریزی های انجام شده می باشد.نه تنها سکونی رخ نداده، بلکه بازگشت به وضع نامطلوب گذشته و سقوط و نزول از مرتبت حاصل آمده،که دیدن چنین تصویری در آینه حیات اجتماعی بسیار تاسف بار و مایوس کننده می باشد.
قرآن کریم به عنوان جامع ترین برنامه حیات بشری در آیاتی ،انسان را به آگاهی و عمل دعوت و از رجعت به فساد بعداز اصلاح برحذر می دارد.فسادی که تباهی و خروج از اعتدال معنی می شود و آن را ضد صلاح می دانند.صلاحی که نیکی و خیر را در خود متبلور می بیند. در سوره احزاب آیه 56 خداوند تبارک و تعالی می فرمایند: "ولاتفسدوا فی الارض بعداصلاحها" و همین دستور در پیام های شعیب نبی برقومش در آیه 85 همین سوره مجددا تکرار می شود.صلاح و فساد قابل جمع با یکدیگر نخواهندبود و قرآن نیز به صراحت در آیه 152 سوره شعراء مفسدین را با وجود ادعای اصلاح گری شان (سوره بقره آیه 11)به دور از صلاح می داند.دستور صریح این است که بعد از اصلاح ،دچار فساد مجدد نشویم.
در تاریخ نیم قرن گذشته کشور،انقلاب شکوهمند اسلامی نمادی از اعتراض مردمی تابع قرآن،به رشد ظلم و تبعیض و فساد در ارکان حکومتی و بالطبع نمود آن در جامعه می باشد که به برکت رهبری این انقلاب توسط یک فقیه والامقام و همراهی بسیاری از دغدغه مندان طیف مذهبی جامعه،این اعتراض با عنایت به مکتب غنی اسلام و تشیع،دارای ایدئولوژی صحیح و به لطف حضور مردم از تمامی اقشار جامعه تبدیل به انقلاب اسلامی با بالاترین درصد حمایت مردمی ممکن و قابل تصور گردید.انقلابی الگو که سایر ملل همکیش یا همدرد را نیز به تحولات بنیادین در امور مدیریتی جهانی امیدوار نمود.
اصلاحی عظیم که به نصرت الهی میسر شد و جامعه غرق در گمراهی و تباهی را به سوی آگاهی و نیکی کشانید.اصلاحی که بی شک طبق آیات قرآن،کار بندگان خاص و منتخب و ذی صلاح بود که در این قیام مردمی نیز تبعیت از راه انبیاء و اوصیاء،چراغ راه پیشروان گردیده و مسیر رسیدن به صلاح در تداوم مسیر عبودیت معنی یافت.این اصلاح ماندگار در تاریخ در تمامی ارکان جامعه اعم از نهادهای حکومتی و مدیریتی کلان و نهادهای منطقه ای ، شهری و روستایی رخ داده و حتی نهادهای جزء جامعه همچون خانواده ها را در برگرفت و رجعت به احکام و آداب و اصول مطروحه در دین خاتم الهی را برای جامعه ایرانی به بار آورد.این رجعت،صعود و تعالی برای جامعه پرقدمت ولی بی ایدئولوژی محسوب می شد که به دین حاکمان خود رنگ عوض کرده بود. بعداز این تحول آینه زندگی،جامعه ایران را تمام قد به سوی رشد و صعود نشان داده و رضایت مصلحان جامعه را در پی داشت.
در این اصلاح عظیم پیامبری نبود،اما پیام حاضر بود. به جای خمودگی و کاهلی،قومی عبرت گرفته از گذشته و هوشیار حاضر بود.انگیزه ای والامرتبه،برای صعود و عبودیت و بندگی و رسیدن به عدل و قسط،حتی به قیمت از دست دادن جان خاکی،حاضر بود.و از همه مهمتر عنایت الهی با همه این عناصر برای رخداد تغییر و تبدیل و تحویل به احسن الحال همراه بود. شاید تنها عنصر غایب این رخداد عظیم شیطان و لشکریانش فرض گرفته شده بود که همین غفلت و خوش خیالی و همین غیبت هوشیاری،عامل آن گردیدتا بلاها و امتحانات رخ داده براقوام گذشته، برقوم حاضر نیز تکرار گردیده و آیه قرآن در باب رجعت به فساد بعد از اصلاح دوباره معنا یابد .
فساد را در رتبه ای بالاتر از جرم بایستی قراردادکه معنای گستردگی درداخل آن محفوظ است .بی شک جرائم و تکرار آن و عادی شدنشان و البته عدم برخورد به موقع و لازم با آنها خود نتیجه ای در قالب فساد به بار می آورد و تمایز فساد با جرائم در جامعه،شاید ارتباط آن با نهادهای حکومتی باشد. سواستفاده از قدرت در جهت منافع شخصی،سواستفاده از موقعیت های عمومی یا خصوصی برای سود شخصی مستقیم یا غیر مستقیم،هر نوع فعالیتی که اعتماد عمومی به سلامت دستگاهها و نهادهای حاکم برجامعه را تضعیف کند،می تواند نمودی از فساد در جامعه تلقی شود،که نقش قدرت مالی و اجتماعی در این تعاریف کاملا کلیدی است و بی شک نهادهای حکومتی و مدیریتی کلان و خرد می توانند،عامل در ظهور این فساد و تباهی باشند .
در آیات قرآن براین مفهوم تاکید شده است که خداوند فساد را دوست نمی دارد و مفسدین از محبت الهی به دور بوده و فاسد از مصلح به خوبی برای خداوند شناخته شده و تذکر به عاقبت عبرت انگیز مفسدین در قرآن مکرر آمده است. شاید آیه ای که چشمان مومنین و صاحبان ایمان و عمل صالح از آن مغفول مانده ،آیات 116و117 سوره هود می باشد که خداوند تبارک و تعالی در این آیات می فرمایند:
"فلولا کان من القرون من قبلکم اولو بقیه یهنون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن انجینا منهم و اتبع الذین ظلموا ما اترفوا فیه و کانوا مجرمین-وما کان ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون"
((چرا در میان مردمانی که پیش از شما بودند جزاندکی که از آن میان نجاتشان دادیم،خردمندانی نبودند تا مردمان را از فساد کردن در زمین بازدارند.ظالمان از پی آسودگی و لذات دنیوی رفته و گنهکار بودند.پروردگارت هیچ قریه ای را که مردمش نیکوکار باشند به ستم هلاک نخواهدساخت))
آری گذشته،عبرت حال و پایه برنامه ریزی های آینده ماست. لازم است عده ای با علم کافی،چشم باز،صداقت تمام و حواس جمع مانع ظهور فساد در جامعه گردند تا بلای هلاکت،جامعه را به خود نپیچید.بایستی مترفین و مجرمین و تابعین از آنها از جامعه حرص گردند تا هلاکت جامعه را فرانگیرد.بایستی روح اصلاح و اصلاح گری در جامعه حاکم باشد تا بلای الهی بر بندگان نازل نگردد. کجایند عالمان عامل پای کار با استقامتی که از قلت نترسیده و تداوم گر راه اصلاحی آغاز شده در 40 سال پیش باشند و مانع از بروز فساد اعم از رشوه، اختلاس، سرقت،تقلب،اخاذی،پارتی بازی،قوم و خویش پرستی،حامی پروری،رای خری،نفوذ،حساب سازی،بهره شخصی از منافع ملی و دولتی،گزارش نویسی غلط،سواستفاده از اطلاعات محرمانه،کلاهبرداری و از همه مهمتر سواستفاده از اختیار و قدرت در نهادهای مدیریتی خرد و کلان گردند.
اینکه در آمار سازمان بین المللی شفافیت در سال 2019 ایران با کسب نمره 26 از 100 ،در شاخص درک فساد رتبه 146 را کسب نموده و همرتبه کشورهایی مثل هندوراس،گواتمالا،بنگلادش،نیجریه،موزامبیک و آنگولا قرار بگیرد جای تاسف از کمکاری تک تک اعضای هوشیار مسئول و غیر مسئول جامعه دارد.ایران فارغ از تمدن بسیار غنی خویش،دارای دین و مذهبی بی مثال و خاتمه بخش است که نجات و سعادت را برایش به ارمغان آورده است.حال صحیح نیست و دور از انصاف است که فساد در ارکان مدیریتی آن ریشه دوانده و رتبه جهانی ایران دردرک فساد را اینقدر بالا نشان دهد.درخت تنومند و شاداب و پرثمر جهموری اسلامی را چنین آفتی زیبنده نیست. قبول که اینگونه رتبه بندی ها می توانند تحت تاثیر مسائل سیاسی بوده باشند،اما فراموش نکنیم که در چنین آمارگیری هایی،ذهنیت افراد در باب میزان درک فساد پایه رای بوده و این آمار ناشی از برداشت و باورهای فکری اعضای جامعه است.فسادسازمان یافته یا فساد اداری،یا فساد در رابطه دولت با شهروندان،یا فساد خرد و کلان و یا از همه مهمتر فساد تصادفی یا خدای ناکرده فسادسیستماتیک،چیز پنهان از چشم اعضای جامعه نیست و همین امر که مردم به چشم خود دیده و با جسم و روح خود حس کرده اند،همه و همه عامل عقب ماندگی کشور در کنترل فساد است.
ریشه مشکل کجاست؟بی شک از شیطان و نفس اماره انسان هایی که قابل و لایق قدرت و اختیار نبوده و هرکدام در سطحی از توان وجودی خود به شیاطین و شهوات نفسانی خود سرخم نموده و دستبوسشان می شوند و وعده خسران الهی را در آخرت درک خواهندکرد. حال چه کنیم تا فساد در سطح خرد و نادر از بین رفته و از ظهور در سطح کلان و تبدیل شدن به فساد سیستماتیک خودداری گردد؟
باتذکر این خاطره که در زمان نه چندان دور،بزرگترین جرم و فساد اداری ظاهردر کشورعزیزمان ایران،استفاده از خودکار اداره در امور شخصی یا استفاده از خودروی دولتی در ساعات غیر اداری بود،پیشنهادهای ذیل الاشاره که همان عمل به آیه قرآن است و تلاش در جهت عدم هلاکت جامعه طرح می گردد. به امید آنکه گوش های شنوا و وجدان های آگاه، توان های موجود خود را صرف تحرکی اساسی در این باب نمایند.
1- شفاف سازی قوانین برای آحاد جامعه با طبقه بندی صحیح و کاربردی قوانین و تسهیل دسترسی جامعه به آنها جهت اطلاع و آگاهی از تمامی حقوق و تکالیف.
این شفاف سازی بایستی با تسری به کتب درسی مدارس و دانشگاه ها و رسانه های مکتوب و رسانه های دیداری و شنیداری به بخشی از آموزش های اجباری جامعه تبدیل شود.دسترسی به حقوق و تکالیف،فساد را کاهش و محدود نموده و کارایی و کارآمدی نظام را افزایش و پاسخگویی دولت در قبال مردم و مردم در قبال دولت را معنا می بخشد.
سوال کاربردی از نشریات،نهادهای مردمی،انجمن های دانش آموزی و دانشجویی این است که چرا قدمی در این باب برنمی دارند؟آیا بهتر از اخبار تکراری و غیرکاربردی و چاپ مطالب غیر مفید در نشریات و بولتن ها ،آگاه سازی جامعه از تکالیف و حقوقشان نیست!؟ کجاست ستون آشنایی با حقوق و تکالیف در نشریات ما؟
اگر 5عامل شفافیت،پاسخگویی،پیشگیری،تقویت و آموزش را به عنوان عوامل سلامت نهاد حاکم بر جامعه مورد قبول بدانیم،شفافیت و آموزش و پاسخگویی در همین اصل محقق شده و پیشگیری از بسیاری از مفاسد نیز حاصل خواهد شد.
2- جامعیت قوانین که می تواند با حذف اختصاصات و سهمیه ها شامل همه آحاد جامعه شود و با صراحت و روشن بودن مفاد،تاویل و تفسیرهای شخصی را از خود حذف نماید.از سویی دیگر با در نظرگرفتن گذرزمان و لزوم هماهنگی با آن،ضمن تاکید بر ثبات قوانین ، قابلیت انعطاف لازم در مواقع ضروری را داشته باشد.
این جامعیت در زیرمجموعه قوه مقننه ای تعریف می شود که وظیفه اصلی اش تقنین درست و به موقع قوانین لازم است.هرگونه کمکاری یا غفلت، خود می تواند بی نظمی بوجود آورده و فساد را عامل گردد.
سوال از نمایندگان مجلس قانونگذاری این است که چقدربه موقع و به جا،نسبت به تصویب قوانین و اصلاحات احتمالی آنها اقدام می نمایند؟از سوی دیگر تا چه مقدار به تایم های الزامی تغییر قوانین متعهد می باشند؟تاچقدر به منافذ فساد انگیز در داخل قوانین و مصوبات توجه دارند؟چه تعداد از قوانین را معطل فشارهای وارده از بیرون هرم مجلس یا سیاسی بازی های داخل مجلس می نمایند؟
3- حذف پارتی بازی،فامیل و آشنا سالاری در سیستم استخدامی و تاکید بر شایسته سالاری و مدرک محوری در تمامی استخدام های پست های خرد و کلان . بسیار جای تاسف است که بعد از چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی و تربیت متخصصین صاحب مدرک به تعداد بسیار فراتر از نیاز موجود،همچنان شاهد عدم بهره گیری از متخصصین براساس اصل مدرک محوری در نهادهای مدیریتی به بهانه های واهی مثل تقدم تعهد برتخصص ! یا اهمیت تجربه کاری هستیم.
چگونه است که افراد با مدارک غیرمرتبط همچنان بر مسند امور مدیریتی کشورفعال بوده و جای خود را به صاحبان تخصص نمی دهند؟آیا قحط الرجال است یا آشناسالاری عملی برشایسته سالاری شعاری توفیق یافته است؟آیا تعهد ظاهری بر تخصص واقعی ترجیح داده و انتظار اصلاح امور را داریم؟ آیا قانون عدل در باب "وضع کل شی فی موضعه" را نقض نموده و انتظار داریم عذاب ظالمین براحوال دنیای ما جاری نگردد؟
4- عدم اتکای سیستم های اداری به نفرات و حاکم شدن قوانین و چارت. این امر باعث آن خواهد شد تا چارت اداری تعریف شده و ثابتی که قوانین و حدودش مشخص است بر مدیریت نهادها حاکم گردد و سیستم به افراد متکی نباشد.درچنین حالتی تغییر نفرات و عدم تکیه مادام العمر یا طولانی مدت افراد برپست ها و مقام ها میسر خواهدشد،که همین امر خود باعث کاهش فساد در سیستم خواهدگردید.این امر در بخش های حراست ادارات بسیار حایز اهمیت است چراکه با وجود آنکه این نهادبازرسی و حراست برای جلوگیری از خطاها ،سامان یافته است، اما در اکثر پرونده های فساد،حراست یا غافل است یا منفعل در مقابل اتفاقات که مایه تعجب و تاسف است.نشان حراست، ظاهر و لباس و تقدس نمایی نیست، بلکه حواس جمعی و دقت نظر و بصیرت در امور همراه با تقوا، اصل اساسی حراست از قوانین و پاکی نهادهاست.
از سویی دیگر این پیشنهاد با اشتغال زایی بالای جوانان و رعایت قوانین مربوط به بازنشستگی برای افراد با سن بالا ،همسویی دارد.قوانین استخدامی در این حالت نیز بهتر رعایت شده و امور و قراردادهای کار پیمانی می تواند جای خود را به استخدام رسمی جوانان مستعد و متخصص با انگیزه کار بالا و تقوای ناشی از ترس از خطا و فساد بدهد.
5- حمایت از فسادستیزی در قوه قضائیه با رعایت و حمایت از استقلال قضات عادل و پاکدست و باتقوا و تربیت دادستان های متخصص در امور مختلف برای تشخیص جرم و اثبات فسادهای سازماندهی شده در نهادهای مدیریتی .
در این بخش قوه قضائیه بایستی نیروهای تازه نفس و زبده را تربیت و وارد عرصه نموده و حمایت کامل از حکم صادره مطابق عدلشان را بعمل آورد . از سویی دیگر حمایت از خبرنگاران به عنوان چشمان بینا و دارای توان رصد برای اعلام بدون ترس و واهمه و مخفیانه منافذ نفوذ فساد در نهادها و یا بروز خطا در ارکان مدیریتی خرد و کلان ،بایستی از طرف قوه قضائیه انجام پذیرد. این حمایت باید به نوعی باشد که ضمن دوری از جاسوس پروری،احساس کنترل نامحسوس همیشگی در بین مسئولین را بوجود آورد.این خبرداران از فساد ها و خطاها نه تنها صنف مشخصی مثل خبرنگاران،بلکه بایستی شامل تمام ارباب رجوعانی باشند که در مراجعه به نهادها و ارکان مدیریتی کشوری با مشکلات مربوط به خطاها و فسادها روبروشده اند. در این راه زبان ها باید به آسانی چرخیده و دچار لکنت نگردند.
با عنایت به گسترش فضای مجازی، آیا شایسته نیست فضایی کاملا پنهان در سیستم مجازی قوه قضائیه شکل بگیرد که مراجعین بتوانند بدون هیچگونه نگرانی خطاهایی که رویت نموده اند را به اطلاع مسئولین مرتبط رسانده و نیازی به معرفی خود نداشته باشند. طبعا امکان ارائه اسناد مثبته در گزارش خطاها و فسادهای رخ داده سخت است،ولی بدست آوردن سرنخ از همین اخبار نیز خود غنیمت می باشد.
6- گسترش دولت الکترونیک و نظارت بر نهادهای وارد کننده اطلاعات در دولت الکترونیک. گسترش دولت الکترونیک به معنای افزایش نظارت بر امور توسط نهادهای مختلف دولتی و خصوصی و جلوگیری از سیستم بروکراسی خطرناک دولتی است که با حذف حلقه ارتباط انسانی و تاکید بر یکسان بودن شیوه پذیرش و پاسخگویی،می تواند فساد اداری را به حداقل ممکن برساند.لیکن در این امر محدود کردن دسترسی های خاص به این سیستم و همچنین نظارت مداوم بر بخش هایی که داده های اولیه را وارد سیستم می نمایند و راستی آزمایی اطلاعات بسیار ضروری است. بی شک پرونده هر عضو جامعه در دولت الکترونیک شامل تمامی اطلاعات اعم از شناسنامه ای ،مدارک تحصیلی،عضویت در بخش های دولتی و خصوصی ،وضعیت مالی اعم از بانکی و مالیاتی و درآمدی ، پزشکی و ارتباطات با خارج از کشور می تواند باشد که حکومت ضمن امانت داری کامل،بایستی نسبت به بهره گیری از این موارد برای جلوگیری از خلق پول های خلق السلاعه ، بدست آوردن مکان و مقام های یک شبه ، ارتباطات غیرعرفی با مدیران و صاحب منصبان وکسب مدارک کاغذی استفاده نماید.
بسیاری از مفاسد موجود با استفاده از شفافیت دولت الکترونیک می تواند رنگ باخته و محدود به اجزای قابل کشف و قابل پیگیری گردد.سوال این است چرا هنوز بعد از سالهای سال تلاش در زمینه رشد فضای مجازی،امضای الکترونیک جایگاه خود را نیافته است؟ چگونه است هنوز در معاملات ملکی ، تکیه کامل به فضا و اطلاعات موجود در ثبت املاک وجود ندارد؟ چگونه است هنوز سیستم صندوق فروش برای اصناف قابلیت بهره برداری کامل نیافته است؟ چگونه است که سیستم گمرکات کشور هنوز برپایه داده های بانکی توان ارزیابی مالی مشتریان خویش را ندارد؟ چرا سیستم وکالتی همچنان در کشور موجود بوده و معاملات وکالتی به عنوان یکی از منافذ فساد دارای اعتبار است؟ چرا همچنان سیستم وام دهی در بانک های کشور به جای اتکا به قوانین برپایه جلسات تصمیم گیری و تصمیم سازی مدیران پیش میرود؟ همه و همه این چرا و چگونه ها بایستی با حاکمیت دولت الکترونیک به پاسخی مورد قبول ختم شوند.
7- تقویت روحیه ایمان و بالابردن تقوا و خدا ترسی در بین اعضای جامعه. بی شک ایمان به خدا و اعتقاد به وجود جزا و پاداش تنها نگهبان واقعی افراد در تمامی حالات حیات خویش می باشد که خلوت و جلوت را یکسان نموده و مانع از مغلوب شدن در مقابل وساوس شیاطین دنیوی و خسران اخروی می گردد.
جای تاسف است که گاهی در اخبار لباسهای مقدس ، نشان های مقدس، مقام های مقدس، نمادهای مقدس زیر سوال بوده و خدا ناکرده مجرم و مفسد نیز شناخته می شوند. نمادهایی که خود بایستی باعث جلب اعتماد به نظام میگردیده ،دراثر غفلت و دنیاطلبی و فریب خوردن از شیطان،مایه آبروریزی نهادهای مدیریتی جامعه می شود.گاهی مدعیان عدالت یا مدافعان قسط در ردیف متهمان قرار گرفته و با تبدیل شدن به مهره ای فاسد،بسیاری از افراد جامعه را نسبت به دین و مذهب بدنظر و حتی دچار کفران می نمایند. این خسران دنیوی و اخروی تا ابدالدهر گریبان گیر اینچنین مفسدینی بوده و خواهد بود. شناسایی چنین افرادی و حرص کردن آنها از درخت تنومند انقلاب اسلامی لازم است.لیکن از آن مهتر تقویت روحیه خدا باوری و معاد باوری در نظر کل اعضای جامعه می باشد.اصلی که متاسفانه مورد غفلت قرار گرفته و با وجود افزایش فضاهای تبلیغی ،هیچ حرکت ریشه ای و اصولی برای تحقق آن پیش بینی و اجرا نمی شود.تاکید قرآن بر بهره گیری از قوه تعقل و استفاده ازملامت گری های نفس لوامه دستورات شخصی تقویت روحیه ایمان به خدای بی همتاست.لیکن در کنار آن قرآن مرتب به حضور منذر در جامعه و کسی که تذکره های مستمرش باعث یادآوری عهد خداپرستی باشد و انسان را از شیطان دور نماید،تاکید می کند.امروز جامعه ما چقدر به نفس لوامه بها می دهد؟ چقدر تعقل را بر تغافل ترجیح می دهد؟ تا چه میزان به مذکرین گوش فرامی دهد؟ منذرین امروز جامعه ما کیانند؟ تا چه حد خود، پاک از فسادن؟ چه تا میزان تقوا را بر زندگی خویش مسلط نموده اند؟ اینها لغزشگاه های بزرگ جامعه امروز ماست.
سخن را با کلامی نورانی و هدایت گر از امیرمومنان به پایان می رسانیم که ایشان می فرمایند:فلیست تصلح الرعیه الا بالصلاح الولاه و لاتصلح الولاه الا باستقامه الرعیه. پس رعیت اصلاح نمی گردد جز آنکه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمی گردند جز با استقامت رعیت.
استقامت رعیت را چه معنا کنیم؟این رابطه دو سویه را چگونه سامان بخشیم و راه سعادت را مشترکا بپیماییم؟ چگونه از صلاح بدست آمده برای خویش فساد نسازیم و هلاکت به بار نیاوریم؟
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین.



کلیه حقوق محفوظ است / 1392