سفارش و اندرز کردن را جزو معانی نصیحت و وصیت آورده اند.در روایتی که ناصح نبی خاتم باشد و وصی امیرالمومنین(ع)،عمل صالح از ملزومات شنیدن وصیت می گردد.خاتم النبیین(ص) در وصایای خویش به علی(ع) می فرمایند: ((یاعلی،افضل اعمال انسان سه چیز است:انصاف داشتن در ارتباط با مردم-به مواسات عمل کردن با برادران دینی خود-به یادخدا بودن در همه حال)).
مواسات را غمخوار دیگری بودن و یاری و مددکاری معنی می نمایند. آنگاه که از مواسات در رفتار اجتماعی سخن به میان می آید،همدلی تبلور یافته و بخشش از داشته ها در راه خدا برای مومنین جلوه گر می شود. گاهی نیز مواسات در امور اقتصادی مطرح است.در این صورت تشریک در قوت و مال و معاونت در معیشت نیازمندان معنای مواسات می گردد. رتبه ای بالاتر از مواسات ،مساوات است. آنجا که امکانات و داشته ها اعم از اعتبار و آبرو و قدرت و علم و مال همگی در راه برادران دینی متناسب با نیازشان نصف گردیده و تلاش های شبانه روزی و سالیان انسان،به عزمی و نیتی از برای تقرب الهی،تقدیم به مومنین درگاه الهی می گردد. مواسات یا مساوات مرتبی بالا و بالاتر از اهداء و صدقه و سخاهستند چراکه نه تنها جزء خردی از داشته ها بلکه قسم کلانی از آنها در جهت بهره گیری همگان از مواهب و نعمت های الهی انفاق می گردد.
در ریشه لغوی مواسات و مساوات اصلاح و درمان گری نیز نهفته است که چه بسا به شراکت انسانها و همدلی در دردهای اجتماعی و اقتصادی ،دردها یکسان شده و درمان به حذف فاصله ها میسر گردد.این شراکت در دردهاست که همت ها را جمع ،عزم ها را جزم، دعاها را مستجاب و درمان را میسر می سازد.
دست یافتن به این فضایل اخلاقی ،نیازمند مومنینی باغیرت و همت عالیه است که بتوانند چشم بر زیورهای دنیوی بسته و آخرت را بر دنیا برگزینند و توکل را اصل اول خویش در رابطه عبد و معبود قرارداده باشند (و چه سخت چنین گوهرهای نابی را یافتن).در هر دوی این شرافت ها و برتری های اکتسابی انسانی، همچنان منی وجود دارد که گذشت از مقداری یا شراکت در داشته ای را به شرط بقای خویشتن قبول می نماید. آری منیت حذف نمی شود و به عنوان یک پای شراکت همچنان ابراز وجود می نماید.سخت است از جزئی گذشتن و از کلی چشم پوشی کردن،و با وجود انجام این کار سخت، در هر صورت همچنان من موجود است و پایدار.
و بالاتر از مواسات و مساوات،مرتبتی هست به نام ایثار،همویی که مقدم داشتن دیگریست برخود.رساندن نفع به دیگری، حتی به شرط جذب ضرر برای خویش.اینجا قدم اول، گذشتن از خود است.سهم نخواهی برای خویشتن است.حذف منیت است.رسیدن به مقام گذشت است از همه دنیای خویش، به امید نیل به شهدآخرت.و الگو و اسوه در این راه کیست غیر از همان خانواده ای که قرآن در بابشان فریاد سر می دهد که : ((ویوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه)) (ودیگران را برخویش ترجیح می دهندهرچند خود نیازمندباشند). علی و فاطمه و حسنینی که از تمام دارایی خویشتن برای نجات دیگران گذاشتن.
مواسات و مساوات و ایثار چند ماهی است که برتارک کشور ایران اسلامی، نورافشانی می نماید.سفید پوشانی فرشته مانند که سالها آرام و بی ادعا به خدمت رسانی به مردم به قیمت شراکت دردهایشان و همدلی در مصائبشان و همیاری در درمانشان می کوشیدند،ماههاست که صورت پوشانده و خویشتن در قالبی سنگین محبوس کرده اند تا چهره های هم میهنانشان به غم افسرده نگردد .هفته هاست در حسرت بهره گیری از داشته های دنیوی خویش،به حضوردر جمع دردمندان خود را مفتخر می دانند.روزهاست که بوسه بر دست پدر و مادر و گونه و پیشانی فرزندان خویش برخود حرام کرده اند تا صدای تپش قلب بیماران را از نظم خارج نبینند.
بیماری و بلای عظیم کرونا،امتحان بزرگی برای جامعه پزشکی ایران اسلامی بود تا خویش را در سه مرتبت والای انسانیت سنجیده و شرافت و کرامت انسانی را به ظهور رسانند.پزشکان و پرستارانی که از علم خویش، وقت خویش، توان جسمی خویش برای همدردی با بیماران،گذشته و سینه در مقابل هجوم این دشمن ناشناس ،سپر نمودند. عزیزان سفید قامتی که مادیات دنیوی را فدای نجات نفس ها از سرفه ها و جان ها از تب نمودند، تا روسفید بمانند.مواسات را نمودار ساختن تا همه با هم نفس بکشند. مساوات را عیان نمودن تا هیچ دردمندی در حسرت درمان زجر نکشد.وایثار را جلوه گر نمودن تا جان خویش را فدا نمایند و هموطنان خویش را از گزند بیماری نجات دهند. و چه زیباست پاداش این ایثار که ((ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه)) (خدا از مومنان جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت برای آنان باشد،خریده است).
کرونا آنقدر بی خبر آمد که هیچکس برای مقابله با این هجوم آمادگی لازم را نداشت.هیچکس از فردا و رخداد های آن خبر نداشت.عده ای موسمی و چند روزه قلمدادش می کردن و برخی به قرنطینه ای آن را از پا می انداختند.سفیدپوشان فرشته خوی جزئی از جامعه بودند با این تفاوت که صف اول مقاومت را بایستی بردوش کشیده و جان خویش در مقابل تیرهای بلا،سپر می کردند.به ظاهر خویش را مجهز به جلیقه نجات کرده بودند لیکن عمق نفوذ تیرهای زهرآگین، بیشتر از ضخامت جلیقه های پوشالی بود.سرفه ها و تب ها و هر علامتی که در مریضان رخ می نمود، در طبیبان نیز به وضوح عیان می شد.ترس و پنهان شدنی از اول در کار نبوده و تاکنون نیز نیست .هنوز هم صف اول سفید پوشانی هستند که بر تعهد انسانی و تقید دینی خویش و سوگندهای صنفی خود پایبندند. با درد دردمندان شریکند و با غم آنها همدل و با جان خویش در راه مبارزه پیشقدم. احسنت به چنین سخاوت و شرافت و کرامتی.
برخی از سفیدپوشان غیور این مرز و بوم، آرام و بی صدا سرفه کردند و در تب سوختن و ایثار را جلوه ای نو دادند.جلوه ای که شاید دشمنش به چشم قابل رویت نبوده و تیرهای زهرآگینش لباس سفید را به رنگ خون در نمی آورد،لیکن برچشم بهم زدنی نفس را برای همیشه به خاموشی می کشانید. شهدای مدافع سلامت همان پزشکان و پرستاران بزرگواری که میدان را خالی نکرده و تا پای جان در صحنه مشغول فداکاری بودند.ایثارگرانی که جان در طبق اخلاص گذاشته و دل ازدرمان دردمندان و بیماران نکندند. شاید فرصت خداحافظی با عزیزترین کسانشان برایشان هیچگاه میسر نگردید.شاید دمی برای به آغوش کشیدن فرزندانشان پیش نیامد. شاید برای آخرین وصیتشان مهلتی نماند.اما به وصیت خاتم الانبیاء عمل کردند و با انصاف تمام بامردم در ارتباط بودند و مواسات و مساوات بامردم را برای خویش کم دانسته و ایثار را برگزیدن و یک لحظه از یادخدا غافل نشده و سجاده نماز و ذکر خویش را در کنار تخت بیماران نیازمند، روبه قبله کردند. ایثارگران سفیدپوشی که معامله با خدا به جان خویش نمودند و به فرموده خداوند تبارک و تعالی در آیه 111سوره توبه : ((فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به،وذلک هو الفوز العظیم))
این سطور را به بهانه تبریک روز پزشک به تمامی پزشکان عزیزی که در چندماه گذشته ایثار را به نمایش گذاشته و از جان خویش برای نجات مردم گذشته اند،تقدیم می دارم.علی الخصوص شهید مدافع سلامت دکتر وحیدیحیوی،فرزند غیورخطه آذربایجان و شهید مدافع سلامت استان خراسان شمالی که در آغازین روزهای مبارزه با این بیماری، جان در طبق اخلاص نهاده و تنعم برسرسفره الهی را بر زندگی فانی دنیوی برگزید.
روزتان مبارک سفید پوشان ایثارگر.



کلیه حقوق محفوظ است / 1392