Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home/abdolzad/domains/abdolzadeh.ir/public_html/engine/modules/show.full.php on line 343
وب سایت شخصی مهندس جواد عبدل زاده > مذهبی > غیبتی شبیه غیبت صالح(ع) و موسی(ع)
غیبتی شبیه غیبت صالح(ع) و موسی(ع)27 اسفند 1400. نويسنده: جواد عبدل زاده |
|
بیان وجه تشابهی از مهدی موعود(عج) با انبیای الهی
درجهان بینی اسلامی،قرآن به عنوان تعلیمنامه و نظامنامه دین و وجه صامت آن و امام معصوم به عنوان راهنمای تعلیمنامه و مجری و ناظر و روی ناطق دین،دوشادوش یکدیگر و بدون جدایی و گسست،برای رساندن انسان و جامعه به سعادت،حرکت کرده و مسیر هدایت را برای انسانها و جوامع روشن و مشخص می نمایند.چه زیباست حدیث ثقلین از زبان نبی خاتم(ص)که گسست ناپذیری این دو را فریاد کرده و قانون و ضامن اجرایی قانون را،تا ابدالدهر همراه یکدیگر می شمارد.اما آنچه ذهن را درگیر خود ساخته و دل را نگران می نماید،چگونگی تداوم این هدایت در عصر غیبت با عدم دسترسی مردم به یکی از این دو نهاد است.واقعا در زمان غیبت که امام در حیطه معرفت بصری اجتماع قرار نداشته وحاکمیت و نظارت ایشان،ملموس در جامعه نیست،دین چگونه محقق شده و هدایت چگونه میسر خواهد شد؟شیوه سپری کردن این دوران و رسیدن به حضور بعد از غیبت،چگونه است؟ برای پاسخ به این سوال اساسی،مقدمه ای کوتاه لازم است.خداوند متعال به عنوان خالق موجودات،نعمت عقل را در انسان به ودیعه نهاده و او را به ابزاری برای تشخیص خوب و بد مجهز ساخته است.برای هدایت و همراهی او در مسیر پرفراز و نشیب حیات دنیوی،انبیاء و رسولان را مبعوث ساخته،تا هم عقل آدمیان را بارور سازند و هم تعلیم دهند آنچه را که انسان قادر به احاطه علمی به آن،بدون استفاده از وحی نیست.ارسال رسل و انزال کتب تداوم داشته تا در محمدمصطفی(ص)ختم و کاملترین ادیان به بشریت عرضه گردیده است.نبی خاتم(ص)نیز عمری جاودان نداشته و مرگ را درک کرده است و لازم بوده تا هدایت بشریت با اتکاء به قرآن و امام(آیین نامه و مجری آن)تا رسیدن یوم موعود،پیش رود.یازده گوهر دردانه امامت،بالغ بر250 سال این امر خطیر را پی گرفته اند تا آنکه زمانی فرارسیده که امام به عنوان مجری و ناظر دین،از چشمان مردمان اعصار،غایب شده و دسترسی بدیشان از سوی مردم،ناممکن.حال سوال آغازین مطلب را مجددا باید در ذهن مرور کرد که:در زمان غیبت، تکلیف دینداری و دینداران چیست؟ در قرآن،تاریخ برای عبرت آموزی بشر مورد تاکید قرار گرفته و این اصل عقلانی را تبیین نموده است که آدمی برای حیات خویش،نیازمند استفاده از تجربیات گذشته است.حال می توان در تاریخ جستجو کرد که آیا مردمانی در طول قرون گذشته دچار غیبت هادی خویش شده اند؟اگر چنین اتفاقی سابق براین رخ داده،چاره چه بوده و آن انسانهای دور از هادی،چه کرده اند؟وقتی در آیات و روایات به دیده دقت نظر کرده و اندیشه و تامل را همراه آن می سازیم به غیبت انبیای الهی در اعصار مختلف از قوم خویش بر می خوریم که می تواند تجربه ای گرانبها برای عصر حاضر و نقشه ای جامع برای طی کردن دوران سخت غیبت در اختیار ما قرار دهد.غیبت انبیایی چون حضرت صالح(ع)و حضرت موسی(ع)از این قبیل نمونه ها می باشد. *داستان غیبت صالح(ع) در تاریخ آمده است که صالح(ع)نبی الهی،هفت روزاز قوم خویش غایب شده و چون برگشت به اذن الهی قیافه اش تغییر یافته بود.در نتیجه قومش او را از روی قیافه نشناختند.مردم سه دسته شدند.یک دسته در او شک و تردید کرده و او را تکذیب کرده و دشنام دادند و راندند و نشان دادند نفاق درونی خویش که از قبل در سینه هایشان نهفته بود.دسته دوم منکراو شدند و از او دوری جستند و کفران نعمت عظمای الهی نمودند.و دسته سوم از روی تعجب از تغییر شمایل و شناسا نبودن صالح(ع)،اعلام شک کرده و از او نشانه ای طلبیدند و صالح(ع) سخن از ناقه به میان آورد و این دسته به سوی او گرویده و او را تایید کردند.داستان حضرت صالح(ع)دریازده سوره قرآنی مورد اشاره قرارگرفته است درحالیکه قوم ثمود،قومی کوچک و حضور صالح نبی،در قریه ای بسیار کم جمعیت بوده است.اما چه درسی دارد داستان او که مکرر مورد عنایت الهی در قرآن می باشد؟ شیخ صدوق در"کمال الدین و تمام النعمه"داستان صالح(ع) را با روایتی از امام صادق(ع)نقل کرده است و انتهای روایت چنین است:((راوی گوید:گفتم آیا در آن روز در میان آنها عالمی به صالح(ع)بود؟ امام فرمود:خدا عادلتراز آن است که زمین را بدون عالم گذارد که مردم را به خدای تعالی راهبری کند و آن قوم بعد از خروج صالح(ع)تنها هفت روزدرحال بلاتکلیفی بسر بردند که امامی را نمی شناختند.ولی آنها به همان دین خدا که در دستشان بودن عمل می کردند و با هم متحد بودند و چون صالح(ع)ظاهر شد،دور او جمع شدند))و حضرت امام صادق(ع)می فرمایند:((و انما مثل القائم مثل صالح))و چه زیبا خواهد بود زمانیکه مردم برگرد مهدی موعود(عج) جمع شده و او را به امامت اقتدا نمایند.و این میسرنمی شود مگربا عمل به دین(آنچه در اختیاردارند از قرآن و سنت)و اتحاد و صبوری تاظهور و حضور. *داستان غیبت موسی(ع) داستان های مذکور در تاریخ انبیاء،در باب غیبت رخ داده برای حضرت موسی بن عمران(ع)اقوالی دارند که نیازمند بررسی و کشف موضوع است.درکتاب"کمال الدین و تمام النعمه"آنگاه که شیخ صدوق از غیبت موسی(ع)در باب ششم سخن می گوید،احادیثی می آورد که غیبت ایشان را در چند قسم مشخص می نماید: 1- نخستین نوع،غیبت رخ داده برای قوم بنی اسرائیل است که چهارصدسال پس از یوسف نبی(ع)طول کشیده و این قوم بدون حضور حجت،در سخت ترین شرایط زیسته و با بشارت به ولادت موسی(ع)عصر غیبتی طولانی را تجربه کرده اند.در این دوران حجج الهی برای مردم ناشناخته بوده و ایشان در غیبت به سرمی برده اند. 2- غیبت دوم،غیبت بعد از تولد موسی است که وعده ولادتش محقق شده اما در قصر فرعون است و ناشناخته برای منتظرینش . 3- سومین نوع،غیبتی است که موسی قبل از حضور در مدین،در بین منتظران خود حاضر شده و برای تعجیل فرج دعا کرده است و عده ای از پیروان او را دیده اند و سپس غایب شده و در مدین ساکن گردیده و منتظرینش را چشم انتظار خویش گذاشته که طبق روایات این مدت سخت ترین نوع غیبت بر بنی اسرائیل بوده و به قولی 28 سال طول کشیده و جمع دو غیبت موسی بعد از تولد،بیش از پنجاه سال بوده است و سپس ظاهر شده و چهل سال بعد با غرق شدن فرعون،فرج بنی اسرائیل رسیده است. *تشابه مهدی(عج)و موسی(ع)در غیبت غیبت یکی از سنت های الهی درباب انبیاء و اوصیاء می باشد که حکمت آن،علاوه بر آزمایش بندگان،حفظ جان حجت الهی از خطرات حکام جور می باشد،که اگر موسی(ع) به عنوان منجی وعده داده شده ،که حتی برای جلوگیری از تولدش،جوی خون نوزادان پسر در مصر راه افتاده بود،غیبت نمی داشت و در انظار مردم شناخته می شد،بی شک از باب حفظ جان به خطر جدی مبتلا می گشت.غیبت موسوی چند شیوه داشت.نخستینش همانی بود که در کاخ فرعون حاضر بود و همگان او را امکان رویت داشتند،لیکن به عنوان حجت وعده داده شده ،او را نمی شناختند.دومینش آنی بود که عده ای مشغول تضرع،در پیشگاه عالم قوم و به هدایت او،به لطف پروردگار دقایقی موسی(ع)را رویت نموده و شناخته و مشمول دعای ایشان شدند و باز موسی(ع)از نظر ایشان غایب گردید.و سومین و سخت ترین غیبت آن است که موسی از بنی اسرائیل غایب است،درحالیکه در مدین و در زندگی عادی،ولی پرخفایی ازدست ماموران فرعون درخدمت شعیب نبی(ع) می باشد و بنی اسرائیل او را به پیامبری نمی شناسند و در اوج غربت و مظلومیت تحت سیطره فرعون زمان به سختی نفس می کشندو موعود را چشم به راهند. در قرآن و روایات ائمه سخن از غیبتی دیگرنیز برای موسی(ع)رفته که ایشان سی روز،که بعدا ده روز نیز بدان افزوده شده،از مردم خویش غیبت نموده و هارون را به عنوان جانشین در جایگاه خویش معین کرده و بعد از بازگشت به سوی قوم،شاهد یکی از بزرگترین انحرافات در طول تاریخ بوده است.انحرافی که سامری با گوساله اش در بنی اسرائیل عامل گردیده و شیطان به راحتی دین از کف بنی اسرائیل ربوده است و چقدر درس آموز است این غیبت چهل روزه موسی(ع). از امام صادق(ع) روایت شده است که((فی القائم سنه من موسی بن عمران،فقلت وما سنته من موسی بن عمران؟ قال:خفاء مولده و غیبته عن قومه.))و امام سجاد(ع)نیز خوف و غیبت را دو سنت از حضرت موسی(ع)در حضرت خاتم الاوصیاء(عج)،می دانند. حال وجه تشابه های غیبت موسوی و مهدوی را شماره کنیم بدین امید،که ما از امتحانات سخت دوران غیبت حجت الهی،سربلندتر از قوم بنی اسرائیل باشیم: 1- موسی(ع)بعد از تولد از معرفت انظار منتظرین خویش،پنهان بوده و کسی ایشان را نمیشناخته است.با اینکه او را می دیدند و او در میان مردمان بود.مهدی(عج)نیز بعد از تولد از طرف منتظرینش،مورد شناسایی قرار نگرفته و اگر معرفتی نیز حاصل و یا ارتباطی نیز وجود داشته،به لطف الهی و از طرف خود حضرت حجت(عج)بوده است.او در میان مردمان است و مردمان او را نمی شناسند. 2- موسی(ع)در اوج تضرع و درخواست منتظرینش و در حالیکه که یاس و ناامیدی سراسر وجودشان را فراگرفته بود،به عنایت و اذن الهی،در مقابل انظار ایشان حاضر شده در حالیکه که منتظرین او را شناخته و امید و مایوس نشدن از انتظار فرج حاصل این دیداربوده است.مهدی(عج)نیز بارها و بارها چشم منتظران خویش را به جمالش روشن کرده تا امید شیعیان هیچگاه به ناامیدی و یاس نگراید. 3- در بین قوم موسی(ع)عالمان و آگاهانی بودند که حضورشان،دلگرمی و چراغی بود برای هدایت امت به سوی موعود بنی اسرائیل.همانهایی که از نشانه ها او را شناخته و مردم به علم و معرفت ایشان اعتماد داشتند. در بین امت اسلامی منتظرمنجی آخرالزمان نیز عالمانی وجود دارند که نشانه های مشخص شده برای موعود را دانسته و آن را به منتظران ایشان می آموزند و معارف والای مهدوی را سینه به سینه منتقل به نسل های بعد می نمایند،تا جوانه امید همیشه در قلوب شیعیان سبزباشد. 4- موسی(ع)در اوج شداید و مشکلات منتظرانش،از دعا برای ایشان غفلت نکرده و خدا را برای رفع هم و غم بنی اسرائیل به دعا،می خواند،همانگونه که مهدی موعود(عج)نیز یک آن و یک لحظه از احوال شیعیان خویش غافل نبوده و ایشان را مورد دعای مستجاب خویش قرار می دهند. 5- موسی(ع)از ترس ماموران حاکم ظالم زمان و از برای حفظ جان برای تحقق ماموریت خویش،وطن را ترک کرده و زندگی به صورت ناشناس را در پیش می گیرد.مهدی(عج)نیز از برای حفظ جان و تحقق وعده عظمای الهی برای اقامه شدن حکومت الهی و برپایی قسط و عدل،ترک وطن و خانه نموده و زندگی ناشناس را سیره خود قرار داده است. 6- زندگی ناشناس موسی(ع)و امام زمان(عج)نشان از آن دارد که بسیاری ایشان را دیده و نشناخته اند و زندگی ایشان به صورت مخفی شدن جسمی نبوده،بلکه به صورت زندگی در جمع،ولی ناشناس می باشد. 7- گاهی ظهور و حضور خیلی خیلی نزدیک است و آنگاه خدای بی همتا به حکمت خویش از برای آزمایش و غربال شدن منتظران حقیقی از مدعیان،اندکی به مدت غیبت می افزاید و همین مدت حتی اگر به مدت ده روز بیشتر از وعده قبلی بوده باشد،می تواندعامل مردودی ضعیف الایمانان قوم باشد.همانگونه که تاخیر خداخواسته موسی(ع)از قومش،انحراف قلوب منافین و سست ایمانان بنی اسرائیل را منجر گردید و بی شک غیبت مهدی(عج)خالی از چنین آزمایش هایی نبوده و طولانی شدن زمان غیبت،بسیاری از مواقع،نگه داشتن ایمان را به سخت ترین حالت ممکن بدل نموده است. 8- یاس از جمله خطرناک ترین عواید غیبت برای منتظران سست عقیده می باشد که به علت نرسیدن به مرحله یقین،هر آن و هر لحظه با کوچکترین شبهه ممکن است تغییر مسیر داده و دچار یاس شده و امید و انتظار،بدل به کاهلی و روی گردانی گردد.همان امری که در زمان موسی و در ماجرای گوساله سامری رخ داد و کمبود یقین و وارد دانستن شبهات،باعث یاس از بازگشت موسی(ع)شده و شد آنچه نباید می شد.امان از عدم یقین و ضعف درایمان و یاس که در دوران مهدی(عج)نیز امکان بروز بسیار دارد. 9- در واقعه غیبت موسی(ع)،وصی او هارون،بنی اسرائیل را هشدار داده و از مردود شدن در فتنه و آزمایش الهی برحذر می داشت تا منتظرین ایمان و اعمال خود را به شیطان فریبکار نفروشند،اما غفلت و هجمه شدید وسوسه های نفس و شیطان و آلودگی محیط فکری موجود،ایمان بنی اسرائیل از دست ایشان ربود.در زمان غیبت فرزند امام حسن عسکری(ع)نیز،هرلحظه بر وساوس شیطانی افزوده و فشار جو و محیط کفر و شرک آلود افزایش می یابد و انسان عاقل و دیندار آنی است که تذکره اهل علم و عمل را گوش فراداده و پیمودن راه حق را به غفلتی،از دست ندهد. *تکلیف منتظران مهدی(عج) بی شک بیان تشابه موجود در غیبت موسی(ع)با غیبت حضرت مهدی(عج)ضمن اشاره به مقام والای موعود اسلام که سننی از سنت های الهی در باب انبیاء عظام الهی را دارا می باشد،درس آموز مردم هم عصر و امت آن موعود نیز هست تا با بهره گیری از تجارب گذشتگان و عبرت آموزی از وقایع رخداده در باب موعود بنی اسرائیل، از تکرار اشتباهات و کم کاری ها خودداری کرده و در مسیر تحقق وعده حق الهی در باب حکومت جهانی و عدالت گستر مهدوی،گام بردارند و تسهیل کننده و تسریع کننده امر باشند،نه مانع و سد راه. بر منتظران ظهور لازم است با درس اندوزی از جریان غیبت موسی کلیم الله موارد زیر را هر آن به خویشتن تذکر دهند: 1-شناخت و معرفت نسبت به موعود و وضع مطلوب 2- اعتراض به وضع موجود و تلاش برای دستیابی به وضع مطلوب 3- تضرع و دعا و درخواست از خدای بی همتا برای گشایش و فرج 4- بهره گیری از علم و عالمان برای اسیر نشدن در دام مدعیان دروغین 5- اطاعت و تبعیت از فرامین الهی در قالب دین(قرآن و سنت)و دوری از وسوسه های شیطان و لشکریان انسی و جنی او 6-عدم ناامیدی و عدم مایوس شدن و تداوم چشم انتظاری تا وصال یار خداوند خوف از دل موعود آخرالزمان بزداید و امنیت را بدیشان ارزانی دارد،همانگونه که باموعود بنی اسرائیل چنین نمود. abdolzadeh.ir بازگشت |